منو
شهادت حضرت فاطمه (س) با صدای حسن خلج شب اول فاطمیه اول، سال 1394

شهادت حضرت فاطمه (س) با صدای حسن خلج شب اول فاطمیه اول، سال 1394

  • 5 تعداد قطعات
  • 7 دقیقه مدت قطعه
  • 240 دریافت شده
شهادت حضرت فاطمه (س) با صدای حسن خلج شب اول فاطمیه اول، سال 1394


قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 7:07
    کیست وجودی که بعد خالق اکبر هست وجودش و ز حد وصف فراتر؟ کیست که باشد وجود ذیل وجودش هست عرض هر چه هست و اوست چو جوهر؟ روشنى اش از کجاست ظلمت هستى دیده عالم به نور کیست منور؟ آنکه در آیینه اش خدا متجلی ست وانکه علی راست کفو وهمدم و همسر عفت او ماوراء مرز تصور عصمتش از رخنه عبور فراتر پاکی او بین که قبر خویش نهان خواست تا که نه جز محرمش نشیند بر سر عصمت خالق بود رواست که باشد مرقد پاکش ز چشم خلق مستر خانمی که در عجب از علم او علی ولی الله مفتخر از دست بوسی تو پیمبر خانمی که جز پدر و شوهر و دو ابن و دو بنتت روی تو نا دیده کسی ز اکبر و اصغر خانمی که هم به قیامت چو پا نهد رسد آواز مادری خورد زمین و همه جا ریخت به هم
  • 1:04
    مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم همه ی زندگیِ شیر خدا ریخت بهم بشکند پای کسی که لگدش سنگین بود تا که زد، سلسله ی آل عبا ریخت بهم
  • 5:53
    حرفی ندارم فاطمه بزار بیاد جون به لبم داری میری فکری بکن به حال زار زینبم حرفی ندارم که بگم شکست فاتح حنین اما ندارم طاقت آه حسن اشک حسین برو نگارم حرفی ندارم آه ای قرارم فاطمه دیدم که داری زخمای کاری حرفی ندارم فاطمه سه ماهه می گذره چرا کبودیا خوب نمیشه مگه چه جوری زدنت زخما چرا خوب نمیشه محرم من چیکار کنم تا از علی رو نگیری چیکار کنم وقت نماز دست و به چهلو نگیری برو نگارم اگر چه بی تو من بی قرارم فاطمه دیدم که داری رخمای کاری حرفی ندارم فاطمه
  • 5:41
    زهراست انعکاس تمام خدای من خورشید صبح و ظهر و غروب سرای من پرواز می کنیم از این خانه تا خدا من با دعای فاطمه او با دعای من ما نور واحدیم نه فرقی نمی کند من جای او بتابم یا او به جای من مست تجلیات خداوندی همیم من با حدای اویم و او با خدای من دنیا تمام آنچه که داری برای تو یک تار موی خاکی زهرا برای من ما یک سپر برای جحازش فروختیم او عزم جزم کرد که بمیرد برای من
  • 4:29
    امشب از خاطرات بی صدای تو گشته آسمان دلم پر ستاره خاطرات خوش با تو بودن در دلم زنده گشته دوباره یاد شیرینی خنده هایت قلب پر مهر بی انتهایت یاد آن شب که پیغمبر عشق از شعف در دلش داشت غوغا با نگاه پر از مهربانی دست ما را به هم داد و گفتا فاطمه با علی کن مدارا یا علی جان تو جان زهرا زیر لباس زخم تنت را چه می کنی بازو شکسته پا شدنت را چه می کنی نماز نافله خواندی ولی قیام نداشت که گفته این همه پیش علی قیام کنی حرفی نمی زنی اگر از کوچه خوب نزن رنگ پریده حسنت را چه می کنی

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی