منو
شام وفات حضرت زینب (س) 94 - محمود کریمی و ابراهیم رحیمی

شام وفات حضرت زینب (س) 94 - محمود کریمی و ابراهیم رحیمی

  • 9 تعداد قطعات
  • 2 دقیقه مدت قطعه
  • 121 دریافت شده
مرثیه خوانی شام وفات حضرت زینب (س) با صدای محمود کریمی و ابراهیم رحیمی، 1394

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 2:48
    مناجات با امام زمان (عج) - تو هستی و من توی اسمون پناه تو ام اگر چه بدم خودت میدونی چش به راه تو ام روزا میگذره داره روز به روز نوکرت پیر میشه تو آخر میای ولی واسه من داره دیر میشه آقام ای آقام
  • 17:25
    روضه و غزل خوانی - کجایی حسین کجایی که موندم ازت بی خبر کجایی حسین بیا و من رو ببر همسفر کجایی داداش دیگه خواهرت پیر شده یا حسین کجایی داداش همین حالاشم دیر شده یا حسین بیا و ببین کبوده کبوده کبودم هنوز اسیرم هنوز توی کوچه های یهودم هنوز سرت روی نی دلم رو به دنبال تو می کشوند سرت روی نی برای من خسته قران بخون*** من کی ام انگشتر زیبای عصمت را نگینم آفتابی بر فراز دوش ختم المرسلینم گوهر نابی به دست رحمت للعالمینم ریسمان محکمی در پنجه حبل المتینم بازوی مشکل گشای فاطمه در آستینم آسمان عصمتی در حلقه چشم زمینم من گرامی دختر مولا امیر المومنینم از ولادت جای در آغوش پیغمبر گرفتم تا گشودم دیده خود را دل از حیدر گرفتم نقش گل پیوسته از گلبوسه مادر گرفتم روح ثارالله را با یک نظر در بر گرفتم آنچه را می خواستم از دامن کوثر گرفتم مصطفی می خواند بر گوش آیه فتح المبینم من گرامی دختر مولا امیر المومنینم ماه و خورشید ولایت را به دامن کوکبم من با اسارت مظهر آزادگی در مکتبم من زیور دامان عصمت زینت ام و ابم من آفتاب دامن زهرا در آغوش شبم من مثل مادر تا سحر در ذکر یا ربم من روح میگیرد دعا از نغمه های دلنشینم من گرامی دختر مولا امیر المومنینم در سنین کودکی داغ رسول الله دیدم بعد چندی ناله مادر ز پشت در شنیدم او به دنبال علی من نیز دنبالش دویدم ناله از دل پنجه بر رخ از غم بابا کشیدم جامه جان در عزای مجتبی از هم دریدم داغ روی داغ بنشستی به قلب نازنینم من گرامی دختر مولا امیر المومنینم
  • 14:04
    روضه
  • 7:18
    زمینه - ‌‌بُوَد آخرین لحظه عمر من الا شام غم با تو گویم سخن چه خوش بود و ایین غمخواری ات ز آل علی میهمان داری ات دگر جانم از غصه بر لب رسید گذشت آنچه از تو به زینب رسید خداحافظ ای شهر ازار ها خداحافظ ای کوچه بازار ها خداحافظ ای شاهد جنگها خداحافظ ای بارش سنگها خداحافظ ای شهر رنج و بلا خداحافظ ای چوب و تشت طلا خداحافظ ای قصه بزم می خداحافظ ای راس بالای نی خداحافظ ای اشک جمّازه ها خداحافظ ای زیب دروازه ها خداحافظ ای شهر دشنام ها خداحافظ ای کوچه ها بام ها خداحافظ ای سنگ خون و جبین خداحافظ ای سید الساجدین خداحافظ ای رنج ها درد ها خداحافظ ای خاک ها گرد ها خداحافظ ای ناقه بی جهاز خداحافظ ای اختران حجاز خداحافظ ای خاک ویران سرا خداحافظ ای آل خیر الورا خداحافظ ای خرد سال اسیر خداحافظ ای چارسال صغیر خداحافظ ای یاس نیلی شده یتیم نوازش به سیلی شده همین جا خودم دیدم از خون خضاب سر نیزه ها هیجده افتاب همین جا کنارم نی و دف زدند به دیدار هجده گلم کف زدند همین جا دلم شد ز غم چاک چاک که خورشیدم افتاده بر روی خاک همین جا به زخمم نمک میزدند عزیز دلم را کتک می زدند همین جا به فرقم عدو خاک ریخت به روی گلم خار و خاشاک ریخت همین جا ز غم جان من خسته بود که ده تن به یک ریسمان بسته بود همین جا زغم جانم امد به لب که در گل گلم دفن شد نیمه شب دریغا که ان گوهر پاک رفت چو زهرا غریبانه در خاک رفت
  • 8:58
    زمینه - بیا که خواهرو کشت غم جدایی حسین ترانه لب من شده کجایی حسین گریه دخترای بیقرارت من و کشت سر تو رو نیزه بود و نیزه دارت من و کشت بی کس شدم تنها شدم اواره سحرا شدم اسیر نامردا شدم حیدر شدم زهرا شدم جانم حسین بی تو تازیونه ها بال و پرم و شکست غم نبودن تو زد و سرم و شکست رو به رو نیزه ها بود روی نیزه تو بودی با سر تو رد شدم از کوچه های یهودی زخمی شده بال و پرم دیگه نپرس از چادرم از صورتم از معجرم از زخمای روی سرم جانم حسین خودم صدای تو رو تو قتلگاه شنیدم تو دست قاتل تو خودم سرت و دیدم بین خیمه کنارم دخترت ناله میزد یه گوشه قتلگاهت مادرت ناله میزد ای کشته دور از وطن ای بی سر ای خونین بدن ای تشنه لب ای بی کفن خواهر فدات ای عشق من جانم حسین یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی ای جان حسین جانان حسین عالم سن قربان حسین
  • 6:51
    واحد - ابراهیم رحیمی - غریب مادر ای برادر به قربان چشم تو خواهر میمیرم از عشقت من آخر برادر غمت پشت من را شکسته نمازم را خواندم نشسته امان از شام و دست بسته برادر ثارالله تو رو روی نیزه اخی می بردند به زخم زبان ها مرا آزردند برادر حسین جان مظلوم عالم جانم برادرم عزیز زهرا ای عشق مادرم ببین چه آمد بعد از تو بر سرم تو خورشید روی سنانی برای زینب سایبانی نشد دیگر پیشم بمانی برادر خزان گشته بی تو بهارم غم و اشک و زاریه کارم تو رفتی و من بی قرارم برادر واویلا ازین غم که بعد از تو ای دلدارم عدوی تو برده سوی بازارم برادر حسین جان شهید بی سر بی غسل و بی کفن غریب مادر ای پاره پاره تن ز روی نیزه بودی پناه من غریب مادر جانم برادرم امان از شهر کوفه و شام امان از موج سنگ و دشنام می بارید خاکستر ز رو بام برادر امان از رنجی که کشیدم جسارتهایی که شنیدم ز بار این غصه خمیدم برادر خصم تو زده چوب کینه روی لبهایت حرامی کشیده موی زهرایت برادر حسین جان سه ساله ی تو کنج خرابه ها ز آه و ناله با گریه شد فدا ز روی ماهت شرمنده ام اخی ...
  • 5:45
    واحد - کمی آهسته رو بگذار تا زینب شود راحت حیاتم بخش یک بار دگر از فیض دیدارت به جان مادرم رخصت بده ای یوسف زهرا که زینب با کلاف جان خود گردد خریدارت علمدارت اگر بی دست و سر افتاده من هستم به عباست قسم بگذار تا گردم علمدارت الهی اب گردم همچو شمعی در شرار دل که میبینم ز بی ابی پریده رنگ رخسارت به دنبال تو ایم یا به سوی خیمه برگردم بگریم با ربابت یا بگردم دور بیمارت من و تو اتش قلب تو را با اشک بنشانم که باشد داغ روی داغ روی داغ بسیارت میان دشمنان ناموس خود را می نهی تنها تو که یاری نداری پس برو دست خدا یارت ای پیام اور خون شهدا یا زینب وی تو چون شیر خدا شیر خدا یا زینب ای رسول علی و فاطمه را پاره تن ای همه جان جهانت به فدا یا زینب اگر از اشک شود ملک جهان دریایی نشود حق تو یک قطره ادا یا زینب کوفه و شام و مدینه نه تمام عالم با پیام تو شده کرب و بلا یا زینب ای نماز شب تو برده دل از چار امام ای همه فاطمه هنگام دعا یا زینب چه بیارم چه بگویم چه بخوانم به ثنا که خدا زینت اب خوانده تو را یا زینب
  • 4:56
    تک و دودمه - عاشقی دیدم سراپا شور بود نور بود نور بود نور بود تا شراب عشق را با خم سرکشید گفت آن مست خدا هل من مزید عشق پیش پای او زانو زده دست بر دامان آن بانو زده در حریم قدس محرم زینب است آنکه بر غم هست خاتم زینب است معنی عشق مجسم زینب است ناخدای کشتی غم زینب است ...
  • 8:51
    شور - میمیرم برای صدات می میرم برای نگات می میرم برای عزات از داغ تو و خیمه گات از داغ تو و بچه هات از داغ تو و قتلگات آی آقاجان حسین

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی