منو
شهادت امام موسی کاظم (ع) 94 - میثم مطیعی و مهدی رسولی

شهادت امام موسی کاظم (ع) 94 - میثم مطیعی و مهدی رسولی

  • 8 تعداد قطعات
  • 20 دقیقه مدت قطعه
  • 286 دریافت شده
مرثیه خوانی شهادت امام موسی کاظم (ع) با صدای میثم مطیعی و مهدی رسولی، 1394

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 20:19
    روضه - مطیعی و رسولی
  • 1:59
    نوا - غل و زنجیر به پا نیست رمق در تن و جانش زهر غم شعله زده بر دل بی تاب و توانش
  • 8:10
    زمینه - رسولی - در نفسهای آخرم، بر زمین مانده پیکرم می چکد اشک غربتم بر قدمگاه مادرم بی قرارم در این شام دلگیر ندارم توان زیر زنجیر امان از تن خسته و پیر رضا جان کجایی که مردم من از جدایی من غریبم من غریبم صورت فاطمی من پُر ز رد کبودی است چون شکنجه گرم خدا نانجیبی یهودی است رد شلاق به روی تن من پر از زخم سر و گردن من شده پاره پیراهن من پر از آه و افسوس به لبهایم ذکر قدوس من غریبم من غریبم در دل آه و گریه ها غصه ای می کشد مرا با لب تشنه خوانده ام روضه ی شاه کربلا جد من را لب تشنه کشتند بمیرم زیر دشنه کشتند کسی را شبیهش نکشتند سرش را بریدند تنش را در خون کشیدند یا حسین جان یا حسین جان
  • 3:13
    واحد - برجبین آسمان آثار غم پیدا شده نم نم باران دوباره راهی صحرا شده درمیان سنگها آیینه ای تنها مباد درمیان سنگها آیینه ای تنها شده کاش قلب قفل زندان نیز مثل نیل بود حبس در زندان فرعون زمان موسی شده "رب خلصنی"شده ذکر مدامش در قنوت تنگ تر پیش نگاهش عرصه ی دنیا شده در دلش با دیدن زنجیر و بند و سلسله روضه های عصر عاشوراست که برپاشده روضه یک کودک آواره ی زبی سرپناه روضه یک دختر بی تاب بی بابا شده روضه تنهایی زینب میان دشمنان روضه قدهای از فرط مصیبت تا شده همنفس با کاروان شام در این لحظه ها مایه تسکین قلبش ذکر یازهرا شده شاعر: سید علیرضا شفیعی
  • 6:55
    مداحی - آه خونین جگران یمن و غزه یکیست چشم در خون نگران یمن و غزه یکیست خائنان حرمند آل یهود و والله قاتل پیر و جوان یمن و غزه یکیست مکه در قبضه نا اهلان است کعبه دلخون ز ابوجهلان است دینشان دین یزید است اینان قبله شان کاخ سفید است اینان یا سیَّدنا، خیرالانبیاء، بنگر حال ما، در این فتنه ها آل سعود خائن الحرمین و خادم ظالمان است و نابودگر ارزشهای والا و سازنده بت های فساد و زورگویی است آل سعود قاتل طفلی است که هنوز رؤیاهایی در سر دارد این خود شیطان است، یعنی آل سعود، که بر سر مردم بی دفاع یمن آتش می‌ریزد غزه با لباسی یمنی بازگشته است یهود پشت این فتنه‌هاست آه... یا رسول الله، این یمن است که رنج ها و مصیبت ها مانند سیل بر سر آن فرو می ریزد ای آزادگان و احرار یمنی احسنت به هدف عالیه ای که نزد شماست شما با این استقامت، به شرف متعالی خواهید رسید غم به دل راه ندهید که امت آزاده پشتیبان شماست شما با غیرت خود بر رخ مدعی ناخلف سیلی سنگینی خواهید زد ظلم سفیانی حد و حدود ندارد همانا او عبد شیطان شده و همدست یهود است امروز مکه و مسجد الاقصی هم صدا می گویند لعنت خداوند برآل سعود صدای مظلومان تا عرش بالا می رود که ای همه کس بس کسان به امداد ما بشتاب
  • 2:14
    واحد تند - رسولی - صد بار خوانده ای و دوباره بخوان کم است دنیا اگر تمام شود روضه خوان کم است بغضی ز سینه ام فوران می زند ولی تشبیه این دو چشم به آتشفشان کم است دیدار ما قیامتیان جنت الحسین دنیا برای سینه زنی جایمان کم است
  • 5:32
    شور - رسولی - اشکای روضه ی تو قیمت داره، نوکری برا تو سعادت داره هرکسی حرم تو دیده میگه، کربلا خدایی که لذت داره می زنه بارون روی نمای گونم، وقتی برای شما روضه می خونم یاد شبای حرم تو زده آقا بازم آتیش به جونم طاقت ندارم، یه لحظه دوری از حرم رو می خوام بذارم، روی ضریح تو سرم رو سالار زینب، سالار زینب آسمون خاک قدمای توئه، حاجتام گیره یه نگای توئه بهترین صحنه ای که دیدم تو باد، پرچم گنبد طلای توئه اسم تو واسه منه یه اسم اعظم اسم تو شبها می درخشه رو پرچم آرزو دارم که بمیرم برای تو تو شبای محرم حسین حسینه نوای آسمونیه من شکر خدا که وقف توئه جوونیه من سالار زینب، سالار زینب زنده ی چشای مسیح توأم کشته ی نگاه ملیح توأم می رسه یه روزی که باز می بینم سینه زن کنار ضریح توأم مثل زهیرت بیا منو نگا کن حال و هوای دلمو روبه را کن روز قیامت آقا بیا آقا بیا بیا منو سوا کن عزیز زهرا تموم نوکراتو عشقه تو هر دو عالم فقط یه کربلاتو عشقه سالار زینب، سالار زینب شاعر : مهدی نظری
  • 2:16
    نجوا - رسولی - اول عشق تو ?لَن? بود نمی دانستم آخرش هم ?ابَداً? بود نمی دانستم نام عاشق همه جا بیشتر از معشوق است همه جا صحبت من بود نمی دانستم چشم من خیس شد، عاشق شدنم هم لو رفت گریه بر من قَدِغن بود نمی دانستم بعد از این نام مرا نیز فراموش کنید عشق، بد نام شدن بود نمی دانستم تا دم خیمه رسیدیم و ندیدیم تو را دل ما اهل ?قَرَن? بود نمی دانستم از لب چشمه مرا تشنه برم گرداندند تشنگی طالع من بود نمی دانستم مرغ باغ ملکوتم به خدا حیف شدم در دلم میل چمن بود نمی دانستم شاعر: علی اکبر لطیفیان

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی