منو
28 صفر رحلت رسول اکرم (ص)، حنیف طاهری

28 صفر رحلت رسول اکرم (ص)، حنیف طاهری

  • 6 تعداد قطعات
  • 10 دقیقه مدت قطعه
  • 117 دریافت شده
مرثیه سرایی به مناسبت 28 صفر رحلت رسول اکرم (ص) با مرثیه خوانی حنیف طاهری، سال 1394

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 10:29
    ای فدای تو جِن و روح و بشر وی اسیر تو این همه یکسر خانه ی جان بدون تو ویران با تو ویرانه کاخی از مرمر بس که گیراست چشم نافذ تو نمی افتد گدای تو ز نظر وقت کوبیدنِ سرای تو شب گاه حاجت گرفتن تو سحر چون تویی اول تمام رسل آدم بوالبشر شود آخر القرض مصطفی نگو غوغا القرض مصطفی نگو محشر کرده موسی به مِدحَتِ تو قیام بسته عیسی به خدمت تو کمر دست بوسِ تو سینه ی محراب پای بوس تو پله ی منبر جای دارد که تو را جامه دَرند کاروانی ز یوسف و ز پدر مادرت در عفاف آمنه نام بانویی چون خدیجه ات همسر همچو حیدر برای تو داماد همچو زهرا برای تو دختر یکی از چاکران تو حمزه یکی از مخلصان تو جعفر نوه ات همچو زینب کبری هم نتیجه چنان علی اکبر هر که را سوختی شود سلمان آنکه آموختی شود بوذر مَثَل تو به ماسوا سلطان مَثَل ماسوا به تو نوکر شیعیان تو از طلا هستند مرتضی و تو در مَثَل زَرگر آهن از لطف تو شود چون موم بَهر داود، پیر آهنگر کمی از پهنه ی دلت مغرب گوشه ای از سرای تو خاور ای که گفتی به امت خویش زیر این آسمان پهناور بعد من حُرمتش نگه دارید مصطفی باشد و همین دختر آب غسلت هنوز جاری بود که به باب لله او فِتاد شرر نعش پیغمبری به روی زمین بین دیوار و در گُلی اطهر دختری داد می زند بابا دختری داد می زند مادر فاطمه را زدند علی افتاد وای از خجالت شوهر شاعر: محمد سهرابی اکنون به پشت در آماده لشکر است گویا که مردی از شهر مدینه رفت یا با چهل نفر یک زن برابر است مدینه در خانه را آتش زدند مدینه مادر را با تازیانه زدند
  • 6:15
    زهرا جان، بیا کنار من نفس ندارمو می ریزه اشک من می بینم حسینمو تو خون دارم می میرم از غریبی حسن می بینم شکسته فرق مرتضی می بینم حسینمو تو کربلا می بینم حسن نداره یه یاور تو خونه غریبه و تنهاست حتی بیا عزیزم کنار بستر بمون بیا دوباره برا من قرآن بخون بی تابی، نکن برای من بِخون فراق و از تو چشای من دیگه من دارم میرم بابا می مونی با علی میون دشمنا ای بابا، برو تو پشت در زهرا اون وقتی که مرتضی میشه تنها می بینی می بنده دشمن دستاشو دنبالش برو میون کوچه ها برات بمیرم که تو سیلی می خوری برات بمیرم دل از محسن می بری بابا جون، برو بدون ولی می مونه پرچم ولایت علی با گریه میگم که شاهدیم علی مرتضاست امیر مومنین خونم رو می ریزم به پای حیدر یک تنه میشم براش خودم لشکر خون من دلیل مظلومیتاش رسوا میشه دشمن پست و کافر میشم برای ولای مولا سپر میام به زودی به دیدنت ای پدر
  • 6:54
    اشهد ان لا اله جز خدای دین تو اشهد انت نبی ای احمد مختار ها طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است استوار مکتب ایثار تو عمّارها تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها پای بوسی تو عزّت داده ما را این چنین گُل نباشد کس نمی آید سراغ خارها کی رود از خاطرم یادت؟ که در روز ازل کنده اند اسم تو را بر سنگ دل حجّارها داغ تو در سینه ی ما هست چون خاک توایم لاله کی روییده در آغوش شوره زارها؟ هر که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطّارها وقت رزمت آن چنانی که میان کارزار رو به تو آرند وقت خستگی کرّارها ای که با خون دلت پرورده ای اسلام را چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها بارها بال و پرت درهم شکست از کینه ها بال و پر دادی به دست جعفر طیارها با عیادت از کسی که بارها آزرده ات روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال در سرت گرچه بلا داری چون رگبارها رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست جان به لب شد از غمت، شهرت مدینه، بارها تا که چشمت بسته شده ای قافله سالار عشق رم نمودند عده ای و پاره شد افسارها آنقدر گویم پس از تو میخ در هم خون گریست ناله ها برخاست بعدت از در و دیوارها شاعر: محسن عرب خالقی مادر نداشتم که زدم فضه را صدا در بین آن کشاکش دیوار و در پدر
  • 5:44
    دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی ز کدام باده ساقی بمن خراب دادی چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه مژه های شوخ خود را چه بغمزه آب دادی دل عالمی ز جا شد چه نقاب برگشودی دو جهان بهم برآمد چه بزلف تاب دادی همه کس نصیب خود را برد از زکات حُسنت بمن فقیر و مسکین غم بی حساب دادی همه سر خوش از وصالت من حسرت و خیالت همه را شراب دادی و مرا سراب دادی شاعر: فیض کاشانی همه شب برآستانت چو سگان، نهادم سر که رقیب در نیاید به بهانه? گدایی شاعر: فخرالدین عراقی نوشته بر در فردوس کاتبان قضا نبی رسول و ولیعهد حیدر کرار ز نام اوست معلق سما و کرسی و عرش ز ذات اوست مطبق زمین بدین هنجار علی امام، علی ... و علی علیم علی ولی و علی صفدر و علی کرار علی نصیر و علی ناصر و علی منصور علی مظفر و غالب، علی سپهسالار
  • 6:04
    ستاره سحر منی آقا تو آسمون قمر منی آقا تو همیشه پدر منی آقا یه نگاهی کن، منو راهی کن منو دربند سوز و آهی کن وای، وای، وای کرب و بلا وای، وای، وای ایون طلا وای، وای، وای بالا سرو وای، وای، وای، پایین پا می تپه قلب من برات آقا آرزومه یه نیم نگات آقا همه زندگیم فدات آقا آرزومند شهادت هستم پا در رکاب ولایت هستم ای والای عشق، ای دریای عشق من، من، من فرزند تو تو، تو، تو، بابای عشق وای، وای، وای کرب و بلا وای، وای، وای ایون طلا وای، وای، وای بالا سرو وای، وای، وای، پایین پا یه نوکر ناقابلم آقا می دونی کم تحملم آقا تنگ برا حرم دلم آقا شاه بی همتا، آقام ای آقام مونس زینب، پسر زهرا وای، وای، وای اشک نم نم وای، وای، وای روی گونم وای، وای، وای نقش نامت وای، وای، وای روی پرچم
  • 11:01
    صیاد پی صید دویدن عجبی نیست صید از پی صیاد دویدن عجب اینجاست به ناامیدی از این در نرو، امید اینجاست فزون تر از عدد قفل ها، کلید اینجاست شب که تاریک است در بر روی مردم بسته است زائری چون مهدی صاحب الزمان دارد بقیع دیدم خانه ی در آتش و دود گُلبن سوخته و یاس کبود نه همین زهر خصان کشته مرا طعنه و زخم زبان کشته مرا دشمن که آتش به جانم می زد دوست هم زخم زبانم می زد دیگر از زندگی و عمر چه سود بودنم مردن تدریجی شود مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز جوان به حادثه ی پیر می شود گاهی یارب، نصیب هیچ غریب دگر مکن دردی که گیسوان حسن را سپید کرد

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی