- 11
- 1000
- 1000
- 1000
شب بیست و سوم رمضان 1403 - محمدرضا طاهری
مرثیه خوانی شب بیست و سوم رمضان با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
ای آنکه دست تو داده، خدا حیات مرا/رقم بزن به نگاهت، مقدرات مرا/خدا کند که شب قدر من بیاندازد /به سوی صورت ماهت نگاه مات مرا/بیا چشم مرا زیر مقدمت بنویس/اگر نوشته ای آقا دم وفات مرا/دعا برای ظهور تو بهترین عمل است/دعا، برای تو بخشید سیئات مرا/شب زیارتی کربلای ارباب است/هدیه کن به دلم برگه ی برات مرا/حسین باب نجات وسیله السعد است/بیا به من برسان کشتی نجات مرا/صدای ناله زهرا دوباره می آید/اگر که بشنود او روضه ی فرات مرا
-
آلوده روم محضر دلدار، چگونه/سر خم نکنم لحظه ی دیدار چگونه/یارب چه کنم تا که شوم لایق عفوت/جز من همه هستند سزاوار چگونه/در محکمه عدل تو با آن همه شاهد/ماندم گنهم را کنم انکار چگونه/با سابقه عفو زیادی که تو داری/مایوس شود عبد گنهکار چگونه/چشمی که شبی بهر تو بیدار نبوده/از خواب شود یک شبه بیدار چگونه/تا یار که را خواهد و میلش به که باشد/باید که شوم باب دل یار چگونه /ای غزه مظلوم که بی آب و غذایی/یاد تو نیفتم، دم افطار چگونه/ای دل برو در غزه ببین شکر گزارن/مردان خدا در دل آوار چگونه/دنیا همه حیرت زده هستند که امید/زنده است در آن غارت و کشتار چگونه/ای امت اسلام ببینید فلسطین/یک لحظه نترسیده ز کفار چگونه/عزت که به جز دست خدا نیست ببینید/اسطوره دنیا شده سنوار چگونه /ای شیعه ببین آل یهود آمده میدان/خیبر بنگر که شده تکرار چگونه/ساکن بنشینیم و بگوئیم که هستیم/دنبال روی حیدر کرار چگونه/صهیون هوس حمله به ایران به سرش هست/بر شیر کند حمله سگ هار چگونه/ما مرد نبردیم بیا تا که ببینی/آن وقت می آئیم به پیکار چگونه/عشاق حسین و شهادت هنر ماست/مشتاق نباشیم به این کار چگونه/ای صید به خون خفته حسین جان /بگو تا که برایت گریه نکند دیده خونبار چگونه/ای سایه بر روی سر عمه سادات/زینب برود کوفه و بازار چگونه/زنجیر شده مانع دستان رقیه/این طفل ز پایش بکشد خار چگونه/
-
خواب بودم یه خُرده بد بیدار شدم/یکی داشت نعره میزد بیدار شدم/رو سرم دست میکشیدی پا بشم/امّا بعد تو هی با لگد بیدار شدم/بعد رفتن تو مهربون من/خواهرت میشد بلاگردون من/میشینم با دندونام قصّه میگم/یکی بود یکی نبود دندون من/دستای مردای شامی سنگینه/بعد سیلی چشم من تار میبینه/تاریِ چشام فدا سرت، فقط/تو رو خوب نمیبینم بدیش اینه/دشمنای تو امونم نمیدن/زیر آفتاب سایبونم نمیدن/به کنیزا اینجا نون خشک میدن/به من همونم نمیدن
-
رسیده شب توبه، رسیده شب غفران/شب مقدرات و شب نزول قرآن/شبی که ذکر عالم، شده علی علی جان/به لب گرفتم این دم با سوز و اشک دیدم/بیا و کن قبولم، که از همه بریدم/الهی به علی، الهی به علی/الا که بدتر از من تو بنده ی نداری/ببین اومده از راه، یه بنده ی فراری/تموم ترسش اینه، بهش محل نزاری/منو از یه غریبه، به آشنا بدل کن/کسی جز تو ندارم، خدا منو بغل کن/الهی به علی، الهی به علی/اگر دلت مثل من شب قدری کبابه/یا این که نگرون جهنم و عذابه/برای توبه امشب بیا بریم خرابه/یه دختری با موی بلند و دخترونه/کنار سر باباش داره روضه میخونهبابائی ای بابائی /روی دل من هزار تا درد و داغه/خوب شده امشب تو گرفتی از دخترت سراغ/شبی که توی صحرا افتادم از رو ناقه /کسی دیگه مثل زجر تو این دنیا نمیاد/آخه یه جوری زد که دیگه نفس بالا نمیاد
-
یار اگر کار مرا امروز و فردا میکند/دانه دانه دارد از کارم گره وا میکند/من خود اسباب عقب افتادن کار خود ام/من خرابش میکنم او هم مدارا میکند/خواستم عاشق شوم دیدم که لایق نیستم/او ولی من را میان عاشقان جا میکند/خسته بودم که به ایوان نجف بردم پناه/بچه کم می آورد تکیه به بابا میکند/میپرستم آن خدا را که خدای حیدر است/آن خدایی که مرا محتاج زهرا میکند/شخص زهرا عهده دار دوست داران علی ست/او محبان را در آتش نیز پیدا میکند/بچه ام تب کرد به خانم سه ساله رو زدم/نسخهی ما را رقیه خانم امضا میکند/آی مردم کار دست دختر ارباب ماست/ناز دختر پیش بابا خوب غوغا میکند/ناز دختر بچه را شمر و سنان بر هم زدند/استخوان گونه با سیلی ترک وا میکند/شاعر: وحید عظیم پور


تاکنون نظری ثبت نشده است.