- 9
- 1000
- 1000
- 1000
شب هجدهم رمضان 1403 - محمدرضا طاهری
مناجات خوانی شب هجدهم رمضان با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
این نفس پر حجاب به دردم نمیخورد/ این روی صد نقاب به دردم نمیخورد /دل بی حضور یار بگو قصری از طلا/ این خانهی خراب به دردم نمیخورد/چشمان بی قرار مرا مست گریه کن/این جام بی شراب به دردم نمی خورد/ پایی بزن که چشمهی زمزم کنی مرا /دشت پر از سراب به دردم نمیخورد/ من موج یاغی ام که به ساحل پناه برد/ من پوچم و حباب به دردم نمیخورد/ مویم سفید گشت و به دردت نخورده ام/این دورهی شباب به دردم نمیخورد/ من را ببر نجف که برای قیامتم/ جز مهر بوتراب به دردم نمیخورد/ با مرتضی علی دل شب روز روشن است/ بی حیدر آفتاب به دردم نمیخورد/ این گریه ها اگر نشود مرهم حسین/ اصلا بگو ثواب به دردم نمیخورد/ از روی اسب خورد زمین در غم پسر/ یعنی دگر رکاب به دردم نمیخورد/ گلبرگهای دسته گلم قطعه قطعه شد/ دیگر گل و گلاب به دردم نمیخورد /حتی ورق ورق بشود اکبر من است/ کی گفته این کتاب به دردم نمیخورد؟/ شاعر: وحید_عظیم_پور
-
جوشن به خاک خورد، سپر تکه تکه شد/بابا قدش خمید، پسر تکه تکه شد/هر ضربه که زدند به جان پدر زدند/اولاد تیغ خورد پدر تکه تکه شد/از باغ ، میوه را به درستی نچیدهاند/بلکه چنان زدند ثمر تکه تکه شد/با احتساب این که علی در نماز بود/طوری به سر زدند که سر تکه تکه شد/آرام گفت یا ابتا را اَبَ اَبَ/یعنی نفس برای پسر تکه تکه شد/طوری ز روی اسب به روی زمین فتاد/گفتند زانوان پدر تکه تکه شد/تشییع او کسای یمانی نیاز داشت/یک تن به قدر پنج نفر تکه تکه شد/ شاعر: وحید عظیم پور


تاکنون نظری ثبت نشده است.