- 2
- 1000
- 1000
- 1000
شب هشتم رمضان 1403 - محمدرضا طاهری
مناجات خوانی شب هشتم رمضان با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
دردهایم غالباً پیشِ تو درمان میشود/با کریمان کارهای سخت آسان میشود/پلک بر هم میزنی و روز را شب میکنی/چشم اگر برداری از دریا بیابان میشود/خوب میدانم جهان وابسته الطاف توست/در حقیقت ابر با اذنِ تو باران میشود/بی گمان وقتی بیایی از سرِ شرمندگی/پشتِ ماهِ روی تو خورشید پنهان میشود/دست پُر برگشته هرکس دستِ خالی آمده/هر چه کم آوردهام اینجا فراوان میشود/هر کسی آمد به قم اما نیامد جمکران/وقت برگشتن به شهرِ خود پشیمان میشود/خوش به حال روزه داری که به امید کرم/در کنار سفره ات افطار مهمان می شود/روز جمعه نامه اعمال ما را وا نکن/حتم دارم واکنی حالت پریشان میشود/در قیامت دلخوشم اما به لطفِ جد تو/ضامنِ من نیز آقای خراسان میشود
-
دم سحر شده باز، صدای گریه می یاد/گدای هر شبته، بیا ببین چی میخواد/همه درا بسته اس، شدم یه آواره/به من کسی جز تو محل نمیزاری/الهنا العفو، الهنا العفو /دیگه با ترس و عزا، صدا نمی زنمت/خودت همیشه میگی، بیا نمی زنمت/تو اومدی سمتم، ولی فرار کردم/چقدر به پام موندی، تا این که برگردم/الهنا العفو، الهنا العفو/با صد امید اومدم، یه وقت جواب نکنی/پیش امام رئوف، منو خراب نکنی/نه آبرو دارم، نه لایقش هستم/اما به پنجره فولاد، امیدمو بستم/امام رضا مولا، امام رضا مولا/الهنا العفو، الهنا العفو، الهنا العفو/***چی می شود که شوم، کبوتر حرمت/که آشیانه کند، به سایه کرمت/نه آبرو دارم، نه لایقش هستم/نه پنجره فولاد، امیدمو بستم
-
آهسته می آمد ولی بی بال و پر بود /یک دست بر پهلو و دستی برجگر بود /زیر سر مهمانی اجباری اش بود /وقتی که می آمد عبایش روی سر بود /از بس میان کوچه ها افتاد بر خاک /روی لباسش رد پای هر گذر بود /با آه می افتاد و بر می خواست اما /آهش زمان راه رفتن بیشتر بود /وقتی عصای پیری آدم نباشد /باید به زیر منت دیوار و در بود /آری شبیه قصه آن کوچه تنگ /فرسنگها انگار خانه دورتر بود /بال پرش زخمی شد از بس دست و پا زد /هر جای حجره رد و پاهای جگر بود /سختی کشید اما چقدر آرام جان داد /آخر سرش بر روی پاهای پسر بود /شاعر: موسی علیمرادی


تاکنون نظری ثبت نشده است.