- 2
- 1000
- 1000
- 1000
شب چهارم رمضان 1403 - محمدرضا طاهری
مناجات خوانی شب چهارم رمضان با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
ای کاش ببینم همه ماه نهان را/همراه شروع تو طلوع رمضان را/با تلخی اشک غمت افطار نمودیم/از مأذنه هر بار شنیدیم اذان را/چندیست که چشمان زمین بی تو ندیدست/از باد صبا آن نفس مشک فشان را/قلب که ز خاک کف پای تو دور است/صد سال نخواهیم برایش ضربان را/هر گاه که با تو به مناجات نشستیم/یک بار هم احساس نکردیم زمان را/گیریم که از دیدن تو چشم بپوشیم/آقای دل ما چه کنیم این دلمان را/خون گریه روز و شبت از غصه زینب/باعث شده در کام بگیریم زبان را/برگرد که از کوفه نه، از کرب و بلا نه/از شام بپرسی سبب قد کمان را
-
بازم با مهربونیات داری میدی خجالتم /گناهمو میذاری تو همیشه رو جهالتم/خدایا اسم اعظمت قلب منو تکون میده/این که صدامو میشنوی بزرگیتو نشون میده/یا من یحبُّ المحسنین، یا من یحبّ الصّابرین /به حق زین العابدین، ارحم اله المذنبین/یا ربّنا، یا ربّنا/دلم یکم سبک میشه عوض میشه حال و هوام/وقتی اجازه بِم میدی صدات کنم تو گریههام/یا جابرالعظم الکثیر، یا راحم الشّیخ الکبیر/امید بندگی من، یا رازق الطّفل الصّغیر/العفو انیس الذاکرین، العفو سرور العارفین/به حقّ زین العابدین ارحم اله المذنبین/یا ربّنا، یا ربّنابه حقّ اشکایی که ریخت تو کوچههای شهر شام/به حقّ سنگایی که خورد آقای ما از سر بام/به حقّ عمامه ای که سوخته تو آشوب بلا/به حقّ زنجیر ستم، به حقّ تازیونهها/ارحم اله التّائبین، ارحم اِله السّائلین/به حقّ زین العابدین ارحم اله المذنبین/یا ربّنا، یا ربّنا
-
من چهل سال غم و غصّه مکرّر دیدم/نرود از نظرم آن چه که آخر دیدم/بلبلان از غم گلها همه بیتاب شدند/غنچهها را همه پژمرده و پرپر دیدم/کوچهی تنگ ندیدم چو عمویم اما/تنگی قتلگه و پیکر بی سر دیدم/مات و مبهوت نظر کردم و فریاد زدم/جای یک زخم هلالی روی پیکر دیدم/آنچه من دیده ام ای کاش نبیند چشمی/من خودم کاکل او در کف لشکر دیدم/از همه سختی گودال همین بس باشد/قتل صبر پدر و نیزه و خنجر دیدم/بوریا جمع تنش را همه بر عهده گرفت/پی انگشت پدر در همه جا گردیدم/با عبا جمع نمودم که نریزد عبّاس/پارههای تن سقّای دلاور دیدم/کاش میمردم از این غم که نبینم امّا/چادر سوخته و پارهی خواهر دیدم/وای از شام که ناموس خدا را بردند/خنده و هلهله در مردم کافر دیدم/سختتر از همه بازار یهودیها بود/عمّهها را همه در حالت مضطر دیدم/سخن از برده فروشی شد لرزید رباب/به روی نیزه سرشک علی اصغر دیدم


تاکنون نظری ثبت نشده است.