- 142
- 1000
- 1000
- 1000
شب سوم فاطمیه دوم 1402 - مهدی رسولی
مرثیه خوانی شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) با صدای مهدی رسولی، 1402
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
مثل هر روز مادرم برخاست /تا نماز و نوافلش را خواند /نگهی سوی همسرش انداخت /با نگاهی غمِ دلش را خواند /پدرم مَرد لحظه های خطر /پدرم مَرد روزهای نبرد /ولی این روزها شکسته شده /وای اگر بشکند غرور مرد /فاطمه یک تنه سپاه علیست /تا نگوید کسی علی تنهاست /حیدری بود و کار زهراییش /مادر امروز جلوه ی باباست /زخمها را خرید با جانش /چون برای علیست می ارزد /و ستون های مسجد شهر از /ترس نفرین هنوز می لرزد /همه ی پیکرش سیاه شد و /در عوض شد سفید گیسویش /پهلو و بازو و چه می گویم /نه فقط مانده روی و ابرویش /از سر صبح صورت او را /خیره خیره نگاه می کردم /چشمم از اشک تار و چشمش را /تیره تیره نگاه می کردم /بهر احقاق حقِّ خود امروز /در سرِ خود خیال دیگر داشت /زیر لب ذکر یا علی می گفت /چادرش را که از زمین برداشت /چادرش را سرش که کرد انگار /آسمان در حصار ماه گرفت /گفت برخیز ای حسن برویم /دست من را گرفت راه افتاد /دست من را گرفت با یک دست /دست دیگر ز کار افتاده /تا که هر دفعه می برد بالا /باز بی اختیار افتاده /بر سرش ابر، سایه می انداخت /از رهش باد، خار، پس می زد /راه کوتاه و ما هم آهسته /مادر اما نفس نفس می زد /تا رسیدیم حق خود را خواست /با روایات و تکیه بر آیات /شیر زن مثل همسر شیرش /زیر بار ستم رود؟ هیهات /حقّ خود را گرفت آخر سر /دلم اما نمی گرفت آرام /سوی خانه روان شدیم اما /رمقی که نبود در پاهام /شور و آشوب و دلهره یک ریز /در تبِ کوچه هر قدم می ریخت /هر قدم سمت خانه می رفتیم /قلب من می زد و دلم می ریخت /
-
در سکوتی غریب و شوم از دور /ناگهان یک صدای پا آمد /گردبادی از سرِ کوچه /بی مهابا به سمت ما آمد /آمد و آمد و رسید به ما /او که از هرکسی است بی دین تر /سایه ی او چه سرد و سنگین بود /دستش اما ز سایه سنگین تر /ناجوانمرد، حقّ یک زن را /وسط راه کوچه می خواهی /خانه را که کشیده ای آتش /دیگر از جان ما چه می خواهی /دست او مثل باد بالا رفت /مثل یک صاعقه فرود آمد /در حوالی چشم و گونه ی ماه /ابر بارانی و کبود آمد /من شدم گوشه ای زمین گیر و /مادرم یک کنار افتاده /حرکتی در تنش نمی بینم /حالت احتضار افتاده /گلِ دیوار هم ترک برداشت /عرض کوچه چقدر وا شده بود /گویی از ضربه ای که مادر خورد/ جای دیوار جابجا شده بود /کمکی نیست بین آن کوچه /چقدر او کمک به مردم کرد /دو قدم مانده بود تا خانه /دو قدم راهِ مانده را گم کرد/
-
-
هم حرف آتیشه هم صحبت از میخه/یه رد خون روی صفحه ی تاریخه/لَطَمَ خَدُها یعنی سیلی به روی مادرم نشست/کَسَرَ ظِلعُها ای داد بیداد پهلوی مادرم شکست/هرکی که این فرازِ مقتلو دید داد بزنه/رَکَلَ البابِ بِرِجلِه فهمید فریاد بزنه/آه ننم وای / وای ننم وای/تو گوش تاریخه حرف سُلِیم انگار/تصورش سخته حکایت مسمار/هُتِکَ بابُها هَجَموا دَخَلوا انگار نه انگار فاطمه است/ضُرِبَ جَنبُها اثروا رفسوا قتلوا پهلوی مادرم شکست/آه ننم وای / وای ننم وای
-
دستی به پهلو دارد و دستی به دیوار /داده است تکیه مادر هستی به دیوار /هرلحظه دردی تازه داغی تازه دارد /در چشم خود غم های بی اندازه دارد /مثل شبی تیره است دنیای مقابل /تنها هلالی مانده از آن ماه کامل /گاهی که بر دیوار و در دارد نگاهی /آهی به لب می آورد از درد آهی /لبریز از درد است اما غرق احساس /دستی به پهلو دارد و دستی به دستاس /آه این نسیم با محبت، مادرانه /دستی کشیده بر سر و بر روی خانه /شرمنده ی احساس او شد خانه داری /با هر نفس آه از در و دیوار جاری
-
ذکر نبی و مرتضی یا فاطمه یا زهرا /ذکر حسین و مجتبی یا فاطمه یا زهرا/ذکر لب روح خدا یا فاطمه یا زهرا /ذکر تموم شهدا یا فاطمه یا زهرا
-
-
تو که تب حال منو تو شب عزات میبینی/میشه گل اشک منو با گوشه نگات بچینی/حقیقت شب قدره یه لحظه گوشه نگاهت/تویی که شمسه ی عشقی منم غلام سیاهت/منم اسیر یتیم نشسته بر سر راهت/ای عشق مقدس ابالحسن/مرحمتی به حال زار دل من/مست حسینمو شکسته ی حسن/مرا به اسم کوچکم صدا بزن/مهربان مادر مهربان مادر/****گریه نشونه است برا من یعنی تو نگام میکنی/یعنی هنوزم تو قنوت تویی که دعام میکنی/خدا کنه با دعاهات شهادتم رو بگیرم/یه روز به عشق حسینت با لب تشنه بمیرم/تو خوب میدونی که خستم میدونی اینجا اسیرم/ای عشق مقدس ابالحسن/اسیرمو در آرزوی پر زدن/امید من به تو مادر حسن/مرا به اسم کوچکم صدا بزن/مهربان مادر مهربان مادر
-
خون مظلوم تورا میخواند /آه محموم تورا میخواند/الا که روح خدایی، خدا کند که بیایی/تو مروه ای، تو صفایی/خدا کند که بیایی/تو مشعری، عرفاتی/تو زمزمه ی، تو فراتی/تو رمز آب بقائی/خدا کند که بیایی/شب فراغ تو جانا/خدا کند به سر آید/سر آید و تو برایی/خدا کند که بیایی/تو را به حضرت زهرا/بیا ز غیبت کبری/دگر بس است جدایی /خدا کند که بیایی/یابن الحسن کجایی/من آمدم گدایی/امان از این جدایی/خدا کند که بیایی


تاکنون نظری ثبت نشده است.