- 3974
- 1000
- 1000
- 1000
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
با اجرای مهدی حبیبی
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران
قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی
به وفا خوشم که وفا کنی به جفا خوشم که جفا کنی
به وفا خوشم به جفا خوشم که وفا کنی که جفا کنی
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
این اشعار از غزلیات هاتف اصفهانی و مولوی است.
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین
همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران
قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی
به وفا خوشم که وفا کنی به جفا خوشم که جفا کنی
به وفا خوشم به جفا خوشم که وفا کنی که جفا کنی
چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
این اشعار از غزلیات هاتف اصفهانی و مولوی است.
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
تاکنون نظری ثبت نشده است.