منو
مداحی رحلت حضرت محمد (ص)، محمد رضا طاهری

مداحی رحلت حضرت محمد (ص)، محمد رضا طاهری

  • 7 تعداد قطعات
  • 5 دقیقه مدت قطعه
  • 132 دریافت شده
مدیحه ثرایی رحلت حضرت محمد (ص) با صدای محمد رضا طاهری و حسین طاهری، سال 1397

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 5:02
    دلم گرفته غم از گونه ام سرازیر است هوای آخر ماه صفر چه دلگیر است و با گذشتن هر هفته می توان فهمید زمین چقدر بدون تو از زمان سیر است به شیشه ی غمت اینقدر سنگ وصل مزن دلا بسوز ز دوری، فراغ تقدیر است برای من که پر از بی کسی است امروز هم اگر نیایی هر روز دیگری دیر است گواه می دهد این اشکها فراغ تو را حدیث دیده ی ما بی نیاز تفسیر است بیا و روضه بخوان تا که باز گریه کنم مس وجود مرا اشک روضه اکسیر است چی می شود که ببینم لحظه ای را که مدینه شاهد فریادهای تکبیر است
  • 11:00
    در پیش من آتش مزن بال و پرت را خونین مکن جان پدر چشم ترت را فردا همین که جمع کردی بسترت را آماده کن کم کم عزیزم بسترت را آماده کن از آن کفن ها دومی را بیرون بیاور یادگار مادرت را بگذار روی سینه ام باشد حسینم بگذار بر قلبم حسن را دخترت را بگذار با طفلان تو قدری بسوزم حالا بگویم حرفهای آخرت را زاری مکن بر حال من با حال و روزت حاکی مکن دنبال بابا مأجرت را تو بار شیشه داری می ترسم از آن خیلی مواظب باش طفل دیگرت را بس کن عزیز تا سحر بیدار بس کن کشتی مرا از گریه ی بسیار بس کن این چند شب بیدار مانده آب رفتی این چند شب گریان من اینبار بس کن می سوزم از این ناله های آتشینت آتش نزن بر این تن تب دار بس کن رویت ندارد طاقت این اشکهارا طاقت ندارد اینهمه آزارهارا زهرا ببینی روزهای بعد از این را باید بمانی با غی دشوار بس کن باید بگویم روضه های بعد خود را باید بسوزی بعد از این دیدار بس کن ای کاش بعد از من کسی جایم بگوید با هیزم و با آتش و دیوار بس کن ای کاش میگفتن بار شیشه دارد ای کاش می گفتن با مسمار در کوچه می افتی کسی غیر از حسن نیست با گریه می گوید که در انظار بس کن روز محشر که همه گریانند اشک ریزان حسن خندانند در کوچه می افتی و می گوید به غنفذ افتاد دست مادرم از کار بس کن دستت مغیره بشکند حالا که افتاد از چادر او پای خود بردار
  • 4:29
    خیلی سخته که خاک مصیبت بشینه سرت خیلی سخته غرورت لگد شه پیش مادرت خیلی سخته بیفته زمین پیش چشمت خیلی سخته یه نامرد راه رو بروت ببنده ناموست رو زمین و یک بی غیرت بخنده کوچه بود و یه داغی که هیچکس نشد باورش کوچه بود و کبوتر که می لرزه بال و پرش کوچه بود و حسن بود و بی تابی مادرش کوچه بود و صدای نفس های مادر خدا کوچه بود و یه نامرد می زد بی هوا کوچه بود و یه چادر که پر می شد از رد پا سنگینیه یه دستی که بغض از مرتضی داشت چند تا بنفش پای چشمای مادرم کاشت لعنت به مردم آزار مادرم شد گرفتار با صورت خورد به دیوار از سنگ بود جنس دیوار ای مادر جوونم
  • 5:38
    بگذار یک جمله هم از گودال گویم خون گریه ات را کربلا بذار بس کن وقت هزار و نهصد و پنجاه زخم است ای نیزه ی خونبار این اصرار بس کن این ناله های دخترت پیش حرامی با شمر می گوید نزن نشمار حسین یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری
  • 9:49
    رسد ز افلاک نوای ماتم که گشته برپا عزای خاتم روح الامین بزن به سینه بعد رسول بی قرینه کرب و بلا شود مدینه واویلا جان به لب پیمبرست پیک أجل پشت در است اجازه دست کوثر است واویلا وا ابتا وا ابتا واویلا امان ز امت که بعد طاها دهد تسلی به قلب زهرا فاطمه می شود عزادار دسته ی گل رسد ز مسمار نوحه گر در است و دیوار واویلا پنجه ی گرگ و ابرویش قلاف تیغ و بازویش ضربه ی پا و پهلویش واویلا وا ابتا وا ابتا حسین زهرا عزا گرفته کنار زینب نوا گرفته تاج سرم برادرم رفت سایه ی رحمت از سرم رفت حافظ سِر مادرم رفت واویلا ز پا نشسته خواهرم چه کرده با تو همسرت که سبز گشته پیکرت واویلا وا حسنا وا حسنا واویلا
  • 5:54
    گنبد ندارد نام و نشانی بر روی مرقد ندارد ای گریه کن ها! سنگ مزار و پرچم گنبد ندارد حتی حیاطی مانند صحن جامع مشهد ندارد آقا کریم است آن قدر می بخشد به ما که حد ندارد درهم خریده اصلا برای او که خوب و بد ندارد دریای جود است الطاف جاری اش که جذر و مد ندارد آسوده خاطر رو کن به درگاهش که دست رد ندارد اصلا دل خوش از آن که طعنه بر غرورش زد ندارد مادر ندارد، آقا غریب است و کسی بر سر ندارد خیلی عجیب است حتی میان خانه اش یاور ندارد گویا برایش از جُعده بهتر شهر پیغمبر ندارد تنهای تنهاست مقداد و حمزه و مالک اشتر ندارد مادر ندارد، آقا غریب است و کسی بر سر ندارد افتاده از پا از خود نمی پرسی چرا بستر ندارد!!؟ خبره ی روضه ! یک عمر اصلا خانه ی او در ندارد در سینه ی خود جز داغ زهرا و غم حیدر ندارد از آشنا خورد از بی بصیرت های بی شرم و حیا خورد سبّ علی را در خطبه هایشان شنید و غصه ها خورد با خاطراتش هرشب خودش را در میان روضه ها خورد لرزید پشتش سیلی سختی بر رخ ریحانه تا خورد در خانه افتاد تا از شریک زندگی اش پشت پا خورد زهر ستم نه او مرهم یک عمر درد و غصه را خورد لایوم گفت و پاشید از هم شعرم و قافیه وا خورد کرببلا هم با بد دهانی به غرور عمه برخورد یک نیزه آمد تیر و سنان و تیغ و نیزه بیشتر خورد
  • 4:22
    دو آرزو به دل مادر جوانم ماند کفن برای حسین و حرم برای حسن یک روضه با کنایه بخوانم برای تو جعده به هیچوجه شبیه رباب نیست فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد به طفلکی رخت ماتم پرپرم کرد الهی بشکنه دست مغیره میون کوچه ها بی مادرم کرد

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی