منو
شب سوم محرم 98، حسن خلج

شب سوم محرم 98، حسن خلج

  • 3 تعداد قطعات
  • 22 دقیقه مدت قطعه
  • 2409 دریافت شده
مداح : حسن خلج
مناسبت مذهبی : محرم
شخصیت : حضرت رقیه (س)
نوع قطعه : كل مجلس
مرثیه خوانی شب سوم محرم با صدای حاج حسن خلج، سال 1398


قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 22:29
    نیمه شب شده و خواب پریشان دارم همره خون به لبم ذکر پدر جان دارم آه پی در پی اندوه فراوان دارم خواب دیدم که سری را روی دامان دارم دیدم آن سر سر باباست خدا رحم کند غرق خون غنچه لبهاست خدا رحم کند شام هر چند پر از سایه اهریمن بود تا که از خواب پریدم همه جا روشن بود سر نورانی بابا به روی دامن بود چشمهای پدرم خیره به چشم من بود باور نمی کنم که با سر اومدی ای قد بلند من چرا بی پیکر اومدی تا که چشمم به سر افتاد زبانم وا شد راضیم این که نگیری به بغل دختر را شاهدم خصم جدا کرده سر و پیکر را برده حتی ز تو پیراهن و انگشتر را می تکانم ز سر سوخته خاکستر را چقدر روی کبود تو به زهرا رفته بس که چوب از لب و دندان تو بالا رفته مورد مرحمت خنده اغیار شدم هر کجایی که پدر سخت گرفتار شدم متوسل به عمو جان علمدار شدم من نگویم که چه ها بر سر من آوردند چادری را که برایم تو خریدی بردند
  • 7:33
    دیگه بسمه گریه جون گریه ندارم دیگه سختمه ناله نای ناله ندارم نبودی ببینی بابا کجا کیا منو زدن نبودی ببینی بابا روزا شبا منو زدن نبودی ببینی بابا که بی هوا منو زدن النگوهامو بردن گوشواره هامو بردن از همه بدتر بابا چادر سیامو بردن بابا منی الذی ایتمنی چقدر بی حیا بود اونی که ما رو می زد به منو و تو عمه بابا حرفای بد زد همونی که تو رو کشته چه ضربه ها به عمه زد همونی که تو رو کشته به جای ما به عمه زد همونی که تو رو کشته چه طعنه ها به عمه زد سر داداشامو بردن سر عموهامو بردن قد منم که خم شده تا سر بابامو بردن بابا منی الذی ایتمنی از اینا که گذشته دختر تو بریده بابا لرزش دستام برا بزم یزید نمی دونی چی کشیدم جونم داره به لب میاد نمی دونی چی کشیدم با دست نشونمون می داد نمی دونی چی کشیدم یعنی میشه عمو بیاد قوت پامو بردن سوی چشامو بردن وقتی زدن رو لبهات رنگ موهامو بردن بابا منی الذی ایتمنی
  • 8:10
    تا تو بیایی خانه ما دیر خواهد شد بابا حسین جانم در قاب تابوتی تنم تصویر خواهد شد بابا حسین جانم رفتی نگفتی دخترت دق می کند بابا ای با وفا بابا رفتی نگفتی کودک من پیر خواهد شد بابا حسین جانم رفتی نگفتی دخترت هم پیر خواهد شد بابا حسین جانم دیشب میان خواب خوابیدم به زانویت بوسیده ام رویت خوابی که دیشب دیده ام تعبیر خواهد شد بابا حسین جانم گفتم به بلبلی که علاج فراق چیست از شاخه گل فتاد به خاک وتپید و مرد از گرمی دستان دشمن اشک چشمانم ای جان جانانم تا می چکد بر گونه ام تبخیر خواهد شد بابا حسین جانم یک شب بیا و به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد من از خدایم هست دشمن بشکند قلبم آرامش قلبم در تکه هایش عکس تو تکثیر خواهد شد بابا حسین جانم

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی