منو
شب هفتم محرم، حسن خلج

شب هفتم محرم، حسن خلج

  • 5 تعداد قطعات
  • 54 دقیقه مدت قطعه
  • 136 دریافت شده
مداح : حسن خلج
مناسبت مذهبی : محرم
شخصیت : حضرت علی اصغر (ع)
نوع قطعه : روضه
مرثیه خوانی شب هفتم محرم با صدای حاج حسن خلج و ملا محمد باغکی، سال 1397 مسجد امام حسن مجتبی کربلای معلی


قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 54:43
  • 31:46
    دلی دارم سراسر نینوایی اسیر دلبران کربلایی فریاد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلفو رخ و عارض و غامض خدایا عاشقم عاشق ترم کن در این دشت به دشت او شقایق پرپرم کن محرم ساحل دریای عشقه حدیث سید تنهای عشقه حدیث کام خشک و قحط آبه حدیث طفل شیرین ربابه محبوب قلب رقیه قربون لبهای نازت خواهر بمیره برای اون چشمای نیمه بازت برادرم دوباره دلشوره می گیره مادرت همین که از عطش علی می افته روی دوش مادرت سرت علی من دیگه رمق نمونده تو صدای تو بدون که میشه خواهرت فدای خون خشک رو لبای تو حالا که رو نیزه رفتی می بینم آشفته روتو بوسیدم از پای نیزه زخمای دور گلوتو برادر عزیز من تو رو به جون خواهرت بمون نرو ببین که دور دشمنت با نیزه هی می گرده پشت خیمه رو به گریه میگه مادرم که مونده روی دست من لباس تو تو روی نیزه ای و من لالایی خوندم از همین جا واسه تو داداش علی
  • 12:58
    بیاید امشب همراه مادر روضه بخونیم برای اصغر اشک چشای اونو میبینه لالا می خونه با سوز سینه مادری که دل خونه به زیر لب می خونه گریه نکن گلم غصه نخور علی داره میاد عمو با دست پر علی با گریه هات نمک نزن به زخم من لبای خشکتو اینقدر به هم نزن دستاتو بالا بیار و بگیر سرتو به آسمون از لب بی جون با من دعای بارون بخون لالا چه خواب شیرینی لالا رو ابرا می شینی لالا بخوابی خواب بارون ببینی لالا علی اصغرم لبهای خشکت منو سوزونده توی تن تو رمق نمونده این کوفیا که رحمی ندارن داغ تو روی دلم می زارن تو خواب و رویا بودی رو دست بابا بودی لالایی پدر ناز تو رو خرید اما با دست تیغ خواب از سرت پرید با تیر حرمله از شیر گرفتنت دیدم علی سرت افتاده رو تنت کاشکی که بشکنه اون دستی که خواب تو رو در هم کرد گهواره خالبتو لبریز درد و غم کرد با غم شده رنگ خزون دارن ملائک روضه خون خون گلوتو میبرن به آسمون لالا علی اصغرم تو رفتی و من آروم ندارم یاد لب تو ابر بهارم زینب که اشک چشامو دیده میاد و من رو دلداری میده ابر چشام بارونه زینب برام می خونه گریه نکن رباب عروس مادرم گریه نکن رباب منم یه خواهرم گریه نکن رباب آتیشمون زدی از وقتی رفت علی خیمه نیومدی گریه کن برا خودت گریه کن برا حرم گریه کن گریه کن اما رباب آروم یه کم گریه کن ای وای دلم خونه رباب از غصه حیرونه رباب ای وای پریشون پریشونه رباب گریه نکن رباب با کسی بساز با گریه هات علی زنده نمیشه باز گریه نکن رباب به غم امون نده دستای خالیتو انقدر تکون نده گریه کن که آبو وا کردنا سینت پر شیر شده دنبال بچه ت نگرد آخه دیگه دیر شده ای وای صدا گریه ت رباب قلب منو کرده کباب ای وای سوزونده صورتت رو آفتاب لالای علی اصغرم
  • 4:57
    کمان را شکست غمی قامتِ آسمان را شکست ببین حرمله که پشتِ امامِ زمان را شکست چنان زِه کشید که از بُغضِ حیدر کمان را شکست صدای مهیب دلِ مادری نیمه جان را شکست سه‌شعبه رسید یکی از سه‌شعبه دهان را شکست گلو را نگو نوکِ دومَش استخوان را شکست چنان ضربه زد نه گُل بازوی باغبان را شکست پس از ساعتی شرر حُرمتِ آشیان را شکست حرامی زد و سرِ کودکان خیزران را شکست در آن ازدحام که سنگی سرِ بر سنان را شکست صدای رُباب دلِ زینبِ قد کمان را شکست ببین با لگد زد و چوب گهواره‌ مان را شکست
  • 4:57
    اصغر که به چهره از عطش، رنگ نداشت یارای سخن، با من دل تنگ نداشت یا رب تو گواه باش، شش ماهه من شد کشته جنگ و با کسی جنگ نداشت نام آب هر که برد طعمه شمشیر شود ای گل چه زود دست خزان کرد پرپرت رفتی و رفت خنده ز لبهای خواهرت هر کس که دید رأس تو را روی نیزه آه آهی کشید و گفت که بیچاره مادرت ز ضرب تیر چنان دست و پای خود گم کرد که خواست گریه کند در عوض تبسم کرد

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی