منو
وفات حضرت خدیجه(س)، میثم مطیعی

وفات حضرت خدیجه(س)، میثم مطیعی

  • 3 تعداد قطعات
  • 8 دقیقه مدت قطعه
  • 238 دریافت شده
مدیحه سرایی وفات حضرت خدیجه(س) با صدای میثم مطیعی، سال 1397

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 8:50
    تو می روی و تازه غم ها پا بگیرد بعد از تو تنهاییِ من معنا بگیرد با رفتن تو گوشه ای از خانه، تنها زانوی غم را در بغل، زهرا بگیرد بهتر که رفتی و ندیدی بین کوچه رنگ کبودی زیر چشمش جا بگیرد هنگام رفتن، روضه می خوانی برایم با روضه خواندن های تو دل ها بگیرد بانو! تو هم گفتی "حسین" اشکت روان شد! ترسم که چشمان تو را دریا بگیرد آری در عاشورا میان قتلگاهش دعوا سر پیراهنش بالا بگیرد نامرد با خنده سرِ از تن جدا را در پیش روی زینب کبری بگیرد جانم حسین جانم حسین ای جانِ جانانم حسین
  • 20:19
    این زن که مطلع غزلی بی نشانه بود مانند آسمان خدا بی کرانه بود هرگز قریش مثل خدیجه به خود ندید او در میان مردم مکه یگانه بود گوهرشناس بود، بر این باورم که او سرمست عشق بود، تجارت بهانه بود در شرح حال دختر او می توان نوشت آن بی نشانه ای که خدا را نشانه بود از لحظه های روشن پرواز باز ماند هر کس به فکر راحتی و آب و دانه بود در راه دوست با دل و جان از خودش گذشت عمری برای دین خدا پشتوانه بود رخصت نشد نظاره کند روز فتح را روزی که روز معجزه ی موریانه بود تنها زنی که عشق رسول خدا شد اوست تنها خدیجه بود و باقی فسانه بود بر همسران دیگر احمد مقدّم است تنها خدیجه است که بانوی اعظم است آمد که از رسول خدا دلبری کند بر کل مؤمنین جهان سروری کند آرامِ جان احمد مختار شد، که او در سایه اش بماند و پیغمبری کند قسمت شد او که سیده ی اهل عالم است از کودکی برای علی مادری کند آمد علی به خاطر این که خدای عشق او را برای زهره فقط مشتری کند در محضر خدا شده مأمور جبرئیل عقد علی و فاطمه را محضری کند باید به آستان خدیجه دخیل بست تا روضه های فاطمه را کوثری کند شمس وجود اوست که باید در آسمان خورشید را از این همه ظلمت بری کند بخت مرا زلال تر از نور ناب کرد با او خدا دعای مرا مستجاب کرد خورشید عشق سرزده از سرزمین او صدها ستاره ریخته در آستین او بی شک امین وحی خداوند بوده است از بس که بوده است محمد امین او هر دم فرشتگان الهی نشسته اند تا متصل شوند به حبل المتین او او عاشق پیامبری شد که از ازل موسی به دین اوست و عیسی به دین او جان ها فدای غربت چشمان مصطفی! عالم فدای بی کسی جانشین او! با خط خوش نوشته سرانگشت جبرئیل نام علی و فاطمه را بر نگین او من داغ دار شعب ابی طالبم هنوز من داغ دار روز و شب واپسین او
  • 9:41
    بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو برای بی کسی فاطمه بمان بانو به جان دختر مظلومه ات مرو از دست مساز اشک یتیمانه را روا بانو بمان و فاطمه را خود عروس کن آری که دختران همه محتاج مادران بانو برای غربت من جان به لب شدی اما بدان که غربت زهراست بعد از آن بانو به باغ یاس تو سیلی زنند باور کن بمان که یاس نمیرد جوان جوان بانو

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی