منو
ظهر عاشورا محرم 1405 - محمود کریمی

ظهر عاشورا محرم 1405 - محمود کریمی

  • 12 تعداد قطعات
  • 8 دقیقه مدت قطعه
  • 15 دریافت شده
مداح : محمود كریمی
مناسبت مذهبی : ظهر عاشورا
شخصیت : امام حسین (ع)
نوع قطعه : كل مجلس
مرثیه خوانی ظهر عاشورا با صدای محمود کریمی، سال 1405

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • دل‌دار از آغوش دل‌بر، دل نمی‌کند/آن‌روز خواهر از برادر، دل نمی‌کند/زینب، کجا دیگر حسینش را ببیند؟/از بوسه‌های زیر حنجر، دل نمی‌کند/عالم به پای دخترش افتاد امّا/از دست‌وپای اسب، دختر دل نمی‌کند/ می‌رفت و پیدا بود برگشتی ندارد/اهل حرم از شاه مضطر، دل نمی‌کند/آن‌روز طولانی‌ترین روز جهان شد/خورشید از خورشید، آخر دل نمی‌کند/با حوصله با صبر می‌کشتند او را/میدان جنگ از آن دلاور، دل نمی‌کند/با دست، با پا، با عصا یا چکمه،‌ ای وای/از آن تن صدپاره، لشکر دل نمی‌کند/از صبح او را بارها کشته است امّا/از این نبرد نابرابر، دل نمی‌کند/این آخرین فرصت برای قهرمانی است/نه! حرمله از تیر آخر، دل نمی‌کند/از سر گذشت آن سیّدالاحرار؛ آری/افسوس امّا پیکر از سر، دل نمی‌کند/گودال خلوت شد کمی، یک‌عدّه رفتند/از مقتل امّا شمر کافر، دل نمی‌کند/یک‌ضربه، دو ضربه، سه ضربه، چار ضربه/خنجر طمع می‌کرد، خنجر دل نمی‌کند/می‌گفت زینب: زود باش ای شمر، امّا/شمر از زیارت‌گاه خواهر، دل نمی‌کند/انگشتر از انگشت او بیرون نمی‌رفت/این طفل از آغوش مادر، دل نمی‌کند/گودال خلوت شد ولی دور حرم نه/حالا سپاه از خیمه دیگر دل نمی‌کند/آتش بگیرد آن‌که زد آتش به خیمه/آتش هم از اولاد حیدر، دل نمی‌کند/گهواره را با زور از مادر گرفتند/آری! رباب از یاد اصغر، دل نمی‌کند
  • ذبح، احکام متقنی دارد/آب باید دهی به قربانی/بعد هم روو به قبله‌اش بکنی/ذبح را زیر و رو نچرخانی/باید اوّل سر از تنش ببری/بعد سلّاخی‌اش کنی آن را/ذبح را با لگد نخوابانی/نشکنی زیر پات، دندان را/خنجر کند، استفاده نکن/خنجرت را نکش به پشت سرش/سر بریده نشد، به ضربه نبر/یا نباشد شلوغ دور و برش/ سر مذبوح را جدا کردی/پای از روی سینه‌اش بردار
  • کوتاه بگم/اسبا رو تازوندن روو بدن شاه؛ بگم/یا که از نیّت قُربةً إلی الله بگم/می‌کشید روو خاک گودال، حسین آه؛ بگم/از درد بگم/تنها شد میون یک‌سپاه نامرد بگم/نیزه‌ها می‌زدنش بی‌برو برگرد؛ بگم/یا از اون‌که بدنش رو زیرورو کرد؛ بگم/سنان می‌زنه؛ با سنان می‌زنه/حرمله هم اومده‌ با کمان می‌زنه/انس می‌زنه؛ تا نفس می‌زنه/براشون ابن سعد داره دست می‌زنه/با چوب می‌زنن؛ تا غروب می‌زنن/با هرچی توو دستشونه، بکوب می‌زنن/با پا می‌زنن؛ با عصا می‌زنن/با طعنه و زخم زبون، صدا می‌زنن/ای وای بگم/نفسش بند اومد و بریده شد نای بگم/با مخدّرات توو خیمه، های های بگم/با رباب برا علی روو نیزه، لای لای بگم/از سر بگم/از بریدنش جلو چشمای خواهر بگم/از بُنیّ ذبحوک گفتن مادر بگم/با هم می‌زنن؛ چه به هم می‌زنن/با اسباشون روو بدنش قدم می‌زنن/با سنگ می‌زنن؛ بی‌درنگ می‌زنن/یه‌عدّه بی‌سلاح، موهاشو چنگ می‌زنن/چه بد می‌زنن؛ با لگد می‌زنن/حسینو وحشیا و دیو و دد می‌زنن
  • سنّی نداشتم می‌دونستم/تو می‌تونی کوه رو از جا بکنی/کارای سختو می‌تونستم/می‌دونستم این‌که تو یار منی/یه‌صدا می‌گفت: بگو یااباالفضل/غم و غصّتو بگو با اباالفضل/اون صدای دل‌نشین/نبود از اهل زمین/به خدا خدایی بود/صدای اُمّ‌بنین/مددی اُمُّ‌البنین/بچّه که بودم می‌شنیدم/که تو با نگات، گره وا می‌کنی/مست تو بودم تا می‌دیدم/که تو نوکراتو آقا می‌کنی/حالا سرسپردتم، یااباالفضل/حالا کشته‌مردتم، یااباالفضل/هرکی میشه نوکرت/می‌رسه به محضرت/می‌گیره اجازشو/با نگاه مادرت/مددی اُمُّ‌البنین
  • بی‌علم‌دار بشیم همینه/شمر میاد پا می‌کوبه روو سینه/بی‌علم‌دار بشیم همینه/سرت به‌روی نیزه‌ها می‌شینه/بی‌علم‌دار بشیم همینه/رباب، داغ بچّه‌شو می‌بینه/بی‌علم‌دار بشیم سکینه/کبود برمی‌گرده تا مدینه/بی‌علم‌دار بشیم بد میشه/شمر توو راه دخترا سد میشه/بی‌علم‌دار بشیم بد میشه/قافله از بازار شام رد میشه/بی‌علم‌دار بشیم به زودی/حرم میره محلّه‌ی یهودی/بی‌علم‌دار بشیم دل‌خونه/غارت خیمه‌ی حسین آسونه/بی‌علم‌دار بشیم دل‌خونه/رقیّه میشه راهی ویرونه
  • ای سعی با صفا! لبّیک یاحسین/سلطان کربلا! لبّیک یاحسین/هَل مِن معین تو، آنک به ما رسید/گفتیم یک‌صدا: لبّیک یاحسین/مثل تو با یزید، بیعت نمی‌کند/صاحب شرافتا! لبّیک یاحسین/ای نخل سرفراز! خواندی عجب نماز/بر روی نیزه‌ها؛ لبّیک یاحسین/آری خدای تو، شد خون‌بهای تو/گفته به تو خدا لبّیک یاحسین/ای کشتی نجات! هستیم تا گدات/دریاست مال ما؛ لبّیک یاحسین/یاران زینبیم؛ عبّاس‌مذهبیم/مجموع این دوتا، لبّیک یاحسین/ هستی، اسیر توست؛ دنیا، حقیر توست/خفتی به بوریا؛ لبّیک یاحسین/گفتیم چون تو ظهر، سر کوفتی به مهر/حیّ علی العزا؛ لبّیک یاحسین/ما ملّت توییم؛ در خدمت توییم/ایران کربلا؛ لبّیک یاحسین/هستیم آدمت؛ در زیر پرچمت/ماییم و نینوا؛ لبّیک یاحسین
  • منّت خدای را که جهان را بنا نمود/آن‌را محلّ مرگ و بلا و فنا نمود/دل نبندید بر آن/اهل دوزخ نشوید از طمع سکّه و نان/ای بندگان بد! مردان بی‌خرد/اقرار بر خدا و رسولش نموده‌اید/حالا در این مکان و بیابان پر عطش/قصد هجوم بر من و فرزندهای پاک بتولش نموده‌اید؟/ای بندگان بد! مردان بی‌خرد/بشناسید مرا؛ منم آن وجه خدا، اولاد مصطفی، زاده‌ی خیرالنّسا، فرزند مرتضی/من کی‌ام؟ نور هدی؛ من کی‌ام؟ شمس ولا/من کی‌ام؟ سرور خوبان جهان/من کی‌ام؟ سیّد و آقای جوانان بهشتی خدا/من کی‌ام؟ عبد سر کوی من، اسحاق و شعیب و صالح و خاک رهم، سرمه‌ی چشم اولیا/من کی‌ام؟ اصل دعا؛ من کی‌ام؟ دست قضا/من حسین‌بن‌علی‌بن‌ابی‌طالبم و زاده‌ی اُمّ‌ُالنُّجَبا/ای مردمان به گوش! ای خاص! ای عوام/گفته‌ام ختم کلام، در دل دشت عطش/زیر این تابش سوزنده‌ی خورشید دهم/دست یاری به‌سوی تک‌تکتان داده امام/نکند شاید اثر/که شکم‌های شما پر شده از نان حرام/من آن‌چه بوده گردنم، انجام داده‌ام/هرکسی طالب مرگ است بیاید به جلو/حجّت گشته تمام /من کی‌ام؟ دست خدا را شده دست/من کی‌ام؟ مثل حسن/که جمل گردن اجداد شما را بشکست/بشتابید جلو/هرکسی طالب دوزخ شده است/هرکسی می‌خواهد از این‌جا برود بی سر و دست/بشتابید بیاید جلو /منم اولاد علی/می‌زند گردنتان را بخدا/ذوالفقاری که شب قدر به من داده علی/من کی‌ام؟ نور دل آل عبا/من حسین‌بن‌علی‌بن‌ابی‌طالبم و زاده‌ی اُمّ‌ُالنُّجَبا/من کی‌ام؟ باب نجاتم/من کی‌ام؟ سرّ حیاتم/من کی‌ام؟ چشمه‌ی نور و برکاتم/من کی‌ام؟ جلوه‌ی ذاتم/من کی‌ام؟ حسن صفاتممن کی‌ام؟ رأس تمام حضراتم/من کی‌ام؟ اوجب کلّ واجباتم/من کی‌ام؟ جمع تمام حسناتم/حَجّم و روزه‌ام و ذکر و مفاتیح و صلاتم، صلواتم/من کی‌ام؟ برکت و خیر و نعماتم/من کی‌ام؟ سرّ وجودی تمام ممکناتم/من کی‌ام؟ حزن حزین؛ ناجی دین/سایه‌نشین حرمم، عرش برین/من کی‌ام؟ سرّ مگو/من کی‌ام؟ بنده‌ی هو/من کی‌ام؟ دولت پاینده‌ی من، زنده از او/من کی‌ام؟ ذکر شبم؛ عالمی در عجبم/فاطمی‌طینت و حیدرنسبم/من کی‌ام؟ بحر کرم؛ مظهر صبر و رضا/من حسین‌بن‌علی‌بن‌ابی‌طالبم و زاده‌ی اُمّ‌ُالنُّجَبا

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی