- 20
- 1000
- 1000
- 1000
شب هفتم محرم 1405 - محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شب هفتم محرم با صدای محمود کریمی، سال 1405
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
آه مولا! عمرم میره و دستم خالیه/چشمم از دیدن تو محرومه/آه! روو لبهای من، أین الطّالب و/روو لب تو، بِدَم المظلومه/تو آبروی عالمینی/تو معنی شهادتینی/صاحبعزای بیقرار/مجلس روضهی حسینی/یامهدی! امشب قلب تو لبریز از غم و/اضطرار شب هفتم میشه/یامهدی! میمیرم برات؛ بین گریههات/گریهی أرض و سماء، گم میشه/حرم پر از ماه و ستارهس/لشکر پر از بالا بلنده /دشمنشون میخواد از امشب/به خیمهها آبو ببنده
-
تنت آتیشه؛ قربونی این گرما نشی مادر/هزارتا آرزو دارم؛ برام رؤیا نشی مادر/با اینکه تشنته امّا میخونم از توو چشمات که/به من میگی یهوقت زحمت برا بابا نشی مادر/برات صدبار لاحول و لا خوندم، برو میدون/توو این هولوبلا، حیرون این صحرا نشی مادر/تو مظلومی ولی مظلومتر بابای تنهاته/برو یاریش کن، مدیون این آقا نشی مادر/تو میسوزی برا بابا؛ بابا میسوزه پای تو/فداتونشم؛ بابا، شمعه؛ تو هم پروانهشی مادر/خجالت میکشه بابات، حواست باشه به چشمات/میری از خیمه بیرون، خیره به دریا نشی مادر/تو شیری، شیرخواره نه! علی، شیرخدا یارت/هراسون از صدای زوزهی گرگا نشی مادر/علی هستی تو چیزی کم نداری از عموجونت/یهوقت آشفتهی تیرای برقآسا نشی مادر/سهتا مسمار اگه اومد بهسمت سینهی بابا/سپر شو تا یهوقت شرمندهی زهرا نشی مادر/بابا از چشم لشکر، پشت خیمه قایمت کرده/دعا کردم که اصلا هیچوقت پیدا نشی مادر/سر تو مثه یه غنچهس؛ سرت کوچیکتر از نیزهس/الهی روی نیزه، غنچهی من! وا نشی مادر/من این پایین، تو اون بالا؛ من و عمّه، تو و بابا/همه دلواپسیم اینجاست که تنها نشی مادر/نه جای تو روی نیزهس، نه جای من تووی بازار/ولی رفتی اسیر این حرومیها نشی مادر/آه رباب! چشماتو ببند؛ صحرا رو نبین/سرشو دارن روو نی میبندن/آه زینب! دستاشو بگیر؛ شمر و حرمله/به عروس مادرت میخندن/رباب بذار بریم مدینه/حرمله اشکتو نبینه/اونجا اگه روضه بخونی/سینهزنت امّالبنینه/آه رباب! روو به نیزهها، لالایی نخون/که دل اهل حرم میلرزه/آه خدا! پیش چشم ما، غارت شد حرم/مگه گهواره چقد میارزه/رباب با قدّ خمیده/دنبال پیکر شهیده/چادرشو میون گودال/روی تن حسین کشیده/آه رباب! مشک خونی سقّای حرم/روی ساحل فرات افتاده/آه رباب! حرز اصغرت، توو خاکستر/خیمهی مخدّرات افتاده/با اون گلوی تیرخورده/دل همه عالمو برده/حالا کنار پهلووناس/سری توو سرها درآورده/آه رباب! روو خاکو نگرد؛ گلبرگ گلت/دو سه روزه دیگه پیدا میشه/آه رباب! جسم پرپرش بین بوریا/توو مزار پدرش جا میشه/حتما هنوز تنش یهگوشه/کنار دستای عموشه/نازکترین سرنیزه بازم/بزرگتر از حجم گلوشه
-
-
یه ابر توو آسمون نبود/یه مشک توو خیمه آب نداشت/فرات میخواست کمک کنه/میخواست ولی کسی نذاشت/پدر به هرطرف میرفت/کنار میزد عبا رو باد/پسر باید چیکار میکرد/که شمر دلش به رحم بیاد/قانع نشدن/لشکر از کشتن تو مانع نشدن/سر باز نزدن/طفل شیرخواره زدن، سرباز نزدن/اهل خیمه، دستوپا گم کردن/شاه و التماس مردم کردن؟!/سهتا شعبه تیر برای قتل/پدر و پسر، تفاهم کردن
-
سایهت از روو نیزه روو سرم افتاده/از سر نی، خونت روو پرم افتاده/ لالا ننه لالا؛ روو نیزهای حالا/مابین مردایی؛ ای خوش قد و بالا/لالهی خونینو، روو زمین انداختن/دنبالت میگشتم وقتی اسبا تاختن/لالایی امیدم؛ پسر شهیدم/بیرمقم از بس دنبالت دویدم/دستوبالم مادر، توو غل و زنجیره/از تو جا میمونم؛ نیزهدارت میره/لالایی ستاره؛ مادر، بیقراره /سرت از روو نیزه نیفته دوباره/رفتی آب آزاد شد؛ عمّه با من اشک ریخت/کشته ما رو یاد آبی که از مشک ریخت/کنار عمویی با چه سر و رویی/چه لبای خشکی! چه زخم گلویی
-
با شهادت مأنوسه، ملّتی که مبعوثه/توو هجوم دلتنگی، دست آقا رو میبوسه/مثل جدّش، تشنهلب به آسمون رفت/روز عاشورای ماه رمضون رفت/این داغ عظیمو دیدیم امّا/یکلحظه هم از پا ننشستیم/اسمش تا ابد ادامه داره/هستیم بر اون عهد که بستیم/شور این بعثت جانفزا شدی/مهمون علیمرتضی شدی/همجوار حضرت رضا شدی؛ رهبرم /با جمال نورانی، با کمال طوفانی/افتخار جاوید کلّ تاریخ ایرانی/یه جهان به مکتبت پناه آورده/خیلیارو خون تو به راه آورده/من قول میدم تا دم آخر/سرباز علمدار تو باشم/محتاج دعای توام آقا/تا لایق دیدار تو باشم/گرچه از غم تو خونجگر شدیم/داغدار رفتن پدر شدیم/با سلالهی تو همسفر شدیم؛ رهبرم
-
طفلکم توو گهواره، لب روو لبهاش میذاره/تا که لب بر میداره، مثل ماهی بیآبه/خواهرش سرگردونه؛ عمّهزینب، گریونه/طفلم انگار میدونه چاره دستای اربابه/راهی میدون جنگی ای علیجان /بیا تا ردت کنم از زیر قرآن/رفتی ولی مادرت بمیره/شمشیر نداری پسر من/بیشیری من، بیرمقت کرد/تقصیر نداری پسر من /از فراق قافله نترسیا/از صدای هلهله نترسیا/از کمون حرمله نترسیا ای گلم/مادر از سپاهشون نترسیا/یهوقت از نگاهشون نترسیا/از دل سیاهشون نترسیا ای گلم/از یه دشت پر خون نترسیا/از یه جنگ بیامون نترسیا/از صدای خندشون نترسیا ای گلم
-
-
-
به اشک و آه و زمزمه/ز خیمهگاه و علقمه/رسد صدای فاطمه/به سر زنان، به این نوا/وا عطشا بکربلا/بدون صاحبعلم/غمی نشسته در حرم/وای علیاصغرم/رباب میزند صدا/وا عطشا بکربلا/در این زمین پر خطر/رسد زمان پر شرر/رباب میکند نظر/علی بهروی نیزهها/وا عطشا بکربلا/فدای داغ مادران/اهل حرم به سر زنان/شده نوای کودکان/عمو بیا؛ عمو بیا/وا عطشا بکربلا/فدا غم سکینهات/ماتم بین سینهات/دشمن تو ز کینهات/آب نمیدهد به ما/وا عطشا بکربلا/غصّه نشسته در دلم/جدایی از تو حاصلم/تشنگی تو قاتلم/شده عزیز مرتضی/وا عطشا بکربلا
-
فکرت مگه میذاره یه آب خوش بنوشم/باید همهعمرم رو برات مشکی بپوشم/روضهی توو بهشت آرزومه/چشم به هم میزنی، روضه تمومه/غیر عشقت همه عشقا حرومه/افتادم توو میخونه/چی ریختی توو پیمونه/مستم کرد و دیوونه/موی همه اجدادم، در خونت سفید شد/هرکی یهنفس لب زد به پیمونت، شهید شد/بی تو دل از زمونه خسته میشه/با توئه هرکی دلشکسته میشه/هر دری جز در تو، بسته میشه/سایهت روو سرم باشه/مهرت روو پرم باشه/قبرم توو حرم باشه
-


تاکنون نظری ثبت نشده است.