منو
شب دوم محرم 1405 - محمود کریمی

شب دوم محرم 1405 - محمود کریمی

  • 10 تعداد قطعات
  • 9 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت شب دوم محرم با صدای محمود کریمی، سال 1405

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • جام غم چرخاندی و گفتیم با تو ای به چشم/در بلا افکندی و خواندیم از نو ای به چشم/ شیعه یعنی هرچه می‌گوید ولیّ، یک پاسخ است/ای به چشم و ای به چشم و ای به چشم/ هر کسی دنبال گندم بود از ما شد جدا/ما به غیر از تو نمی‌گوییم یک جو، ای به چشم/ أمر کردی در تنور روشنی با سر رویم/چشم‌های ما جوابت داد هر دو، ای به چشم/حضرت صدّیقه وقتی روضه برپا می‌کند/سور و سات گریه‌کن‌ها را مهیّا می‌کند/دل‌خوشی یعنی همین‌که وقت گریه‌کردنم /مادر تو، گریه‌هایم را تماشا می‌کند/أمر، أمر فاطمه‌است و کار، دست فاطمه‌است/هرکه کاری می‌کند با إذن زهرا می‌کند/روضه روضه جای ما و گریه گریه کار ماست/یک زمان این اشک، ما را نیز رسوا می‌کند/من، همان ابر پریشان پر از دل‌تنگیم/که مسیر کربلا را زود پیدا می‌کند/بعد از این، جان تمام روضه‌هامان زینب است/ابتدای کربلا، زهراست؛ پایان، زینب است/فاطمه وقتی علی گردید، زینب می‌شود/تا علی زهراست، بی‌تردید زینب می‌شود/آن‌که جمع کفر را پاشید، مولا بود و پس/آن‌که کاخ ظلم را کوبید، زینب می‌شود/کوفه وقتی در غبار فتنه شد، شد گردباد/شام، وقتی شام شد؛ خورشید، زینب می‌شود/ پیچ تاریخی عالم اوست؛ آری، حق نوشت/آن‌که در دستش جهان چرخید، زینب می‌شود/ هرچه دشمن سخت‌تر، پیروزی حق، سهل‌تر/هر که پای حق نشد نومید، زینب می‌شود/ معنی پیروزی و صبر و شکوه و اقتدار/در کسی شد جمع، بی‌تردید زینب می‌شود/ زانویش خم کرد عبّاسش، علم بر خاک زد/آه از وقتی‌که از محمل قدم بر خاک زد/زینبت را در بیابان بلا آورده‌ای/کربلا را با خودت در کربلا آورده‌ای/گودی است و قتلگاه است و سپاه و شمر شوم/تا ندادم جان، بگو ما را کجا آورده‌ای/از حرم رفتنت فقط کم بود/داغ پیراهنت فقط کم بود/ شاه بالانشین عالم!/از مرکب افتادنت فقط کم بود/ آیه‌های مبارک قرآن/زیر پا ماندنت فقط کم بود/پیش چشم من ای برادر جان/زیرورو کردنت فقط کم بود/ زخمی و غرق خون و عریانی/این‌چنین دیدنت فقط کم بود/ سمت گودی قتلگاهت با/نیزه آوردنت فقط کم بود/قاتلت را به سینه‌ات دیدم/ذبح از گردنت فقط کم بود/ بعد از آثار نیزه بر بدنت/ردّ سُم بر تنت فقط کم بود
  • از حرم رفتنت فقط کم بود/داغ پیراهنت فقط کم بود/ شاه بالانشین عالم!/از مرکب افتادنت فقط کم بود/ آیه‌های مبارک قرآن/زیر پا ماندنت فقط کم بود/ پیش چشم من ای برادر جان/زیرورو کردنت فقط کم بود/ زخمی و غرق خون و عریانی/این‌چنین دیدنت فقط کم بود/سمت گودی قتلگاهت با/نیزه آوردنت فقط کم بود/ قاتلت را به سینه‌ات دیدم/ذبح از گردنت فقط کم بود/ بعد از آثار نیزه بر بدنت/ردّ سُم بر تنت فقط کم بود
  • ستاره خوابه روو شونه‌ی مهتاب/عشقم علم کن خیمه کنار آب/بین نخلستون، سایه داره/سقّا می‌تونه آب بیاره/لاله می‌سوزه توو گرمای آفتاب/به گریه گفت: ببین طفل کوچک آوردیم/حسین! جان عزیزت بیا که برگردیم/من از شراره‌ی این آفتاب می‌ترسم/من از تلذّی طفل رباب می‌ترسم/از این‌که بعد تو با آستین پاره‌ی خود/به‌روی چهره بگیرم حجاب می‌ترسم/حسین، مشتی از آن خاک در برابر خود/گرفت و گفت به عبّاس، میر لشکر خود/تمام مقصد ما از سفر، همین صحراست/علم بکوب به دستان همچو حیدر خود/رباب داد به آغوش اکبر لیلا/به گاهواره‌ای از نور، علی‌اصغر خود/همین‌که لحظه‌ی شور نزول زینب شد/به پیش دیده‌ی نامحرم، آسمان شب شد/از اینجا دورن، ابرای بارونی/مسلم و هانی، دورن از مهمونی/می‌میره خواهر از دل‌شوره/فرات از اینجا خیلی دوره/کاش میشد کاروانو برگردونی/ خیل ملائک از عالم بالا/رخصت می‌گیرن از اکبر لیلا/کربلا، غرق بوی سیبه/ذکر ملائک، یاغریبه/پیچیده توو دشت، ناله‌ی واویلا/ ای جان خواهر! ای شاه بی‌لشکر/قسمت میدم به چادر مادر/بی‌تو نمونم دم آخر/پیش‌مرگت باشم ای برادر/وقتی می‌مونی بی‌یار و بی‌یاور
  • غافل دادیم دل به دستت/ما را یاد و تو را فراموش
  • چقدر ما از قدیم برات سینه زدیم/با کاروان تو راهی کربلا شدیم/ برا دوری از فرات؛ برا مخدّرات/برای اصغرت؛ برا خشکی لبات/برا زینب و رباب، با اُمّ لیلا/خوندیم:/ واویلا! حرم آواره شده/واویلا! حرم آواره شده/واویلا! حرم آواره شده/موکب شاه شهید به کربلا رسید/با باغ غنچه‌ها، با جوونای رشید/ همه دور پرچم امیر علقمه/امید حرم و دخترای فاطمه/جبرئیل برا خدا توو عرش اعلاء/می‌خونه:/ واویلا! پسر اُمّ بنین/واویلا! علم می‌کوبه زمین/واویلا! اشک زینبو ببین/
  • نام حسین آمد و از خود به در شدم/گویی از این جهان به جهانِ دگر شدم/نام حسین آمد و چشمم وضو گرفت/آب از سرم گذشت و دلم آبرو گرفت
  • می رسد از راه دور، قافله‌ای آشنا/قافله‌سالار کیست وارث آل عبا/ طایفه‌ی ذوالفقار، صاحب هر افتخار/فاتح هر کارزار، زبده‌ی هر ابتلا/ از سوی بیت‌الحرام، آمده اینک امام/قبله‌ی عالم، سلام! این تو و این کربلا/ پشت سر کاروان، کعبه به دنبالشان/آمده دامن‌کشان تا که بگیرد بها/ أرض و سماء در طواف؛‌ ناقه‌ی زینب، مطاف/روی سر زینب است،‌ چادر خیر النّساء/ نوبت عشّاق شد؛ صبر خدا طاق شد/موقع اطراق شد؛ گشت قیامت به پا/ قامت اکبر، حجاب؛ زانوی قاسم، رکاب/پا به زمین می‌نهد، دختر شیر خدا
  • این عذاب منه/به قصد غربت، سنان می‌زنه/این غم زینبه/تو افتادی ای بلندمرتبه/ جای تو روی منبره؛ نه ته گودال/منبر تو پیمبره؛ نه ته گودال/ آه! شدی غرق خون/عزیزم از اسب، شدی سرنگون/آه! جسارت شده/حرم برگرد که سه‌ساعت شده/ بَکَت ملیکة‌ُالسّماء؛ حسین من/مادرو می‌زنی صدا؛ حسین من/ وقت ذبح گلوی تو، حسین من/می‌شینم روبروی تو؛ حسین من/توو مشت شمر موی تو، حسین من/ وای! شروع می‌کنن/دارن نیزه توو گلو می‌کنن/وای! غروبه حسین/برات قلب من می‌کوبه حسین/ تن تو پاره‌پاره شد؛ أسَفا عَلَیک/زخمی بالحجاره شد؛ أسَفا عَلَیک/ ای کشته‌ی هذا الْقَلِیل/قَـتیل الله وَابنَ قتیل/واسه‌ اشکم تنها دلیل

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی