- 24
- 1000
- 1000
- 1000
شب دوم فاطمیه اول 1404 - محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شب دوم فاطمیه اول با صدای محمود کریمی، سال 1404
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
پشت سیلی ز اشک/خاطرهی چهرهی خندهروی مادر بود/شانهای بین دستهای حسن/بین آن، چند موی مادر بود/سر زینب بهروی پای حسین/آسمان دلش بهاری شد/هاتفی گفت: عرش میلرزد/چون که اشک حسین، جاری شد
-
من بیپناهم؛ من اسیر درد و آهم/کوچههای مدینه شده قتلگاهم/محشر داغ، دیده نگاهم/دیدم میان کوچهها هول قیامت؛ غوغای محشر/چنگال گرگ وحشی و حورای حیدر/ای وای مادر! ای وای مادر/یاس کجا و طوفان، لاله کجا و تیشه/ماه کجا و سیلی کی باورش میشه/خودم دیدم که طوفان شد/خودم دیدم نگین افتاد/خودم دیدم که ناموس خدا روی زمین افتاد/خودم دیدم که روی صورت آیینه، چین افتاد/غمینه دل مدینه؛ غمای مادر، چه آتشینه/حور کجا و آتیش، نور کجا و ظلمت/طور کجا و ابلیس، شیر خدا و غربت/چشمام خونفشانه؛ دردام بیشماره/دیدم روی خاکا، افتاده ستاره/میگفت با اشاره، گم شد گوشواره/جون رفت از تنم؛ شد قلبم پارهپاره/ای وای مادرم وای! ای وای مادرم وای/یاس بهاره بود و ضرب سرکش داس/یا ایّها النّاس! تا روز محشر در دلم هنگامه برپاس/یا ایّها النّاس! دلم خونه، کی میدونه/چهجوری بردمش خونه/یهجوری زد، سرش برگشت/به دیوار خورد غریبونه/خودم دیدم که از سیلی/خراش افتاده روی گونه/دلم ریخت، بال و پرم ریخت/خاک غریبی، روی سرم ریخت/دلم سوخت، بال و پرم سوخت/میون شعله، تا مادرم سوخت
-
دیگه داریم میرسیم انقده رو خاکا نشین/بذار تا گوشواره ات رو جمع کنم از روی زمین/خونمون این طرفه کجا میری بیا بیا /چیزی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا /بین من و خودت بمونه داستان کوچه/حسن جان حسن جان حسن جان/بین من و خودت بمونه داستان سیلی/حسن جان حسن جان حسن جان/آی بالام حسن آی بالام بالام/ ...وای آنام آنام وای آنام آنام ...
-
ساحلیم و آغوش بر آغوش دریا دادهایم/قلّهایم و چشمههامان را به صحرا دادهایم/فاتحیم و دست خود در دست فردا دادهایم/ عاشقیم و در دو دنیا، دل به زهرا دادهایم/ما برای آنکه ایران، خانهی خوبان شود/ما برای آنکه ایران، گوهری تابان شود/ما برای آنکه ایران، خطّهی ایمان شود/دل به زهرا، دل به زهرا، دل به زهرا دادهایم/ ما اگر از دستپخت فاطمه، نان خوردهایم/یا در ایوان نجف، یکعمر باران خوردهایم/یا اگر از سفرهی لطف کریمان خوردهایم/ أشهدُ أنَّ به مولا، دل به زهرا دادهایم/باکی از غم نیست وقتی مادر ما، فاطمه است/نقش سربند بلند کشور ما، فاطمه است/محور ما، فاطمه است و رهبر ما، فاطمه است/نیست باکی از بلا تا دل به زهرا دادهایم/ما اگر مدیون آقای خراسان گشتهایم/ما اگر ریزهخور الطاف سلطان گشتهایم/نسل در نسل، آرزومند رضاجان گشتهایم/چون کبوترهای او ما دل به زهرا دادهایم/ فاطمیه گفت باید مثل زهرا سوختن/خصم اگر بسیار باشد پای مولا سوختن/عشق یعنی ساختن با او و تنها سوختن/ شکر در این سوختنها دل به زهرا دادهایم/


تاکنون نظری ثبت نشده است.