منو
شب پنجم فاطمیه اول 1404 - محمود کریمی

شب پنجم فاطمیه اول 1404 - محمود کریمی

  • 5 تعداد قطعات
  • 8 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت شب پنجم فاطمیه اول با صدای محمود کریمی، سال 1404

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • چه کند کسی‌که به عمر خود، نشده است یار تو یاعلی/چه خوش است طالع آن‌که او شده گرم کار تو یاعلی/نه فقط مرید تو انبیاء؛ نه که بنده‌ات همه‌اولیاء/که فراتر از همه، عاشقت شده کردگار تو یاعلی/به خدا تلاش من این شده که به قدر دانه‌ی ارزنی/به مثابه‌ی سر سوزنی بخورم به کار تو یاعلی/متحیّرم ز توان تو؛ ز نبرد صاعقه‌سان تو/که تمام لشکر ناکثین شده تار و مار تو یاعلی/اسدی و بنت اسد فقط به تو داده شیر دلاوری/اسدی و عرصه‌ی رزم تو شده بیشه‌زار تو یاعلی/زبر الحدیدی و می‌زنی به صف نبرد و تهمتنی/که خم است قامت کفر از خم ذوالفقار تو یاعلی/به فدای اصبغ و صعصعه که به شام تیره‌ی واقعه/پر اشک و ناله شدند از غم حال زار تو یاعلی/همه‌عمر، بار همه‌جهان تو کشیده‌ای روی دوش خود/ولی روی شانه‌ی هیچ‌کس ننشسته بار تو یاعلی/چه بگویم از تو فضیلتی؛ به‌خدا که مالک جنّتی/که ملک نشسته به جنّت و شده باغ‌دار تو یاعلی/همه مات وصف تو واصفان؛ متحیّر از تو مبلّغان/که شدند غرق فضایلت همه در بحار تو یاعلی/به‌خدا که کعبه به مقدم تو درید جامه و قبله شد/که مطاف خلق خدا چنین شد از اعتبار تو یاعلی/شده‌ام فدایی نسل تو؛ شده‌ام گدای تبار تو/من و نسل من، همه خاک پای صغار و کبار تو یاعلی/همه آرزوی من این شده؛ همه گفتگوی من این شده/که شبی ز دور ببینمت نه که در کنار تو یاعلی/تو و بی‌شماره محبّتت؛ من و خدمت کم و کاهلی/به‌خدای تو که غلام تو شده شرم‌سار تو یاعلی
  • با این نفس نفس، نفسی ده به این نفس/شاید نصیب من بشود آخرین نفس/آه این نفس‌نفس‌زدنت، هم‌نفس! بس است/بی‌تو نمانده است مرا هیچ‌کس؛ بس است/نه‌سال زندگی که برای علی کم است/بختم ببین شبیه نفس‌هات درهم است/دیدم چه شد، برای تو دیگر نفس نماند/دیدی چه شد؟! برای علی هیچ‌کس نماند/تنهاترین جواب برای سلام من/زخمی‌ترین، غریب‌ترین احترام من/من مانده‌ام غریب میان خواص‌ها/کارم کشیده است به این التماس‌ها/من را حلال کن که علی بود و کشتنت/خانم! پس از پدر چقدر زود کشتنت/رویت مگیر جانب دیوار، پیش من/ای خورده چندبار به دیوار، پیش من/دیوار، محرم است ولی مرتضی که نه/بگذار تا ببینمت این‌بار یا که نه/شرمندگی چشم مرا بیشتر مکن/ما را به یاد محسن خود، خون‌جگر مکن/محسن که رفت، پیراهنش را نشان مده/گهواره نیست، دست خودت را تکان مده/نه‌سال زندگی که برای علی کم است/بختم ببین شبیه نفس‌هات درهم است/گیسوی بچّه‌هام مرتّب شده چرا/شانه، دوباره قسمت زینب شده چرا
  • از دست‌پخت نان تو خوردند بچّه‌ها/یک‌جرعه آب، جان تو خوردند بچّه‌ها/پیشت نشسته، آه کشیدند سوختند/عجّل وفاتی‌ات که شنیدند سوختند/آتش به اشک‌های حسن می‌زنی چرا/پیش حسین، حرف کفن می‌زنی چرا/ای روگرفته! آه علی را بلند کن/زینب بیا، سپاه علی را بلند کن/این شیشه گرچه منتظر یک تلنگر است/امشب مرو که کاسه‌ی صبر علی، پر است/با داغ خویش، صبر مرا امتحان مکن/ای نیمه‌جان مانده! مرا نیمه‌جان مکن/قدری مسوز، زخم نمک‌خورده‌ی علی/من را ببخش، یار کتک‌خورده‌ی علی/بین مدینه، هم‌نفسی که علی نداشت/غیر از سه پیرمرد، کسی‌که علی نداشت/طوری زدند ناله‌ی آفاق شد بلند/طوری زدن گریه‌ی شلّاق شد بلند/سوز شراره را به گلو ریخت فاطمه/ضرب مغیره بود فرو ریخت فاطمه/شلّاق را مغیره ز قنفذ که پس گرفت/دست تو را شکست و مغیره، نفس گرفت/پیچید دور بازوی تو تازیانه‌اش/فرصت نداد دست‌گذاری به شانه‌ام/دیدم که ریخت بر سر من، سقف خانه‌ام/چشمم در انتظار جواب است فاطمه/ظرف حسین، خالی از آب است فاطمه/روزی رسد که تشنه به گودال می‌رود/بی‌حال می‌نشیند و از حال می‌رود/از سمت خیمه، شیون زن‌ها که می‌رسد/فریادهای دختر تنها که می‌رسد/خود را به‌روی سینه کشد سوی خیمه‌ها/آتش نشسته است به گیسوی خیمه‌ها/خود را به‌سوی دخترکش جان‌به‌لب کشد/سرنیزه‌ای فرو رود، او را عقب کشد/با تازیانه، خواهر او می‌شود جدا/بر روی دامنت، سر او می‌شود جدا/در قتلگاه، پیش نگاهت چه می‌کنند/به آن گلوی تشنه، سه‌ساعت چه می‌کنند
  • خستم علی‌جان/تیر می‌کشه بالا بیاد دستم علی‌جان/می‌سوخت پلکم/گاهی اگه چشمامو هم بستم علی‌جان/روزای خوبی بود/نه‌سال دنیام بودی و دنیای خوبی بود/دنیای با تو واسه زهرا جای خوبی بود/دنیای خوبی بود/کارم نمی‌شه/هر مرحمی رو باز می‌ذارم نمی‌شه/وقت قنوتم/دستو می‌خوام بالا نگه‌دارم نمی‌شه/ روزم با غم سر شد/امروز یه‌کم نون پختم و کارام سبک‌تر شد/پیراهنم امّا با خون سرفه‌هام، تر شد/روزم با غم سر شد/زخمم شکفته/زینب با تو چیزی از این زخما نگفته/بی‌جونه دستم/هرچی که برمی‌دارم از دستم میوفته/روحم ترک داره/آخه چقد کینه با ما چرخ‌وفلک داره/دستای دنیا واسه زخم من، نمک داره/روحم ترک داره/خسته‌م کلافم/شرمنده که رو شونه‌هات بار اضافه‌م/امّا تا هستم /پیراهن این تشنه رو باید ببافم/خیلی برام سخته/این‌که قراره لحظه‌ی ذبحش بیام سخته/پیراهنش رو می‌برن پیش چشام، سخته/خیلی برام سخته‌
  • خوب خوبایی؛ خیلی آقایی/مهر و مهتابی؛ اربابی؛ مولایی/کسی شد آزاد که راهش افتاد به دربار حسین/سوامون کردن؛ صدامون کردن هوادار حسین/حالم آشوبه؛ قلبم می‌کوبه/پای عشق تو، هر عشقی مغلوبه/دل آواره، کجا رو داره به‌جز خونه‌ی تو/همه عاقل‌ها ارادت دارن به دیوونه‌ی تو/عبد دربارم؛ فرمان‌بردارم/جانا ممکن نیست از تو دست‌بردارم/تو هستی هستش، کسی‌که دستش به تو متّصله/به دل، مدیونم؛ خودم می‌دونم همش کار دله

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی