منو
شب هفتم محرم 93 - محمود کریمی

شب هفتم محرم 93 - محمود کریمی

  • 6 تعداد قطعات
  • 12 دقیقه مدت قطعه
  • 396 دریافت شده
مرثیه خوانی شب هفتم محرم با صدای محمود کریمی، 1393

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 12:15
    روضه - دوست دارم تشنه باشم شیر مادر را ننوشم تا که آب از دست شاه جنت الماوا بگیرم دوست دارم از زمین کربلا خونم بجوشد تا ز قاتل انتقام خویش چون یحیی بگیرم دوست دارم قبر من آغوش ثارالله باشد راه معراج فسبحان الذی اسرا بگیرم Mohjat.blogfa.com
  • 13:19
    روضه - زیر عبایش مسجد به همراه خودش یک منبر آورد در مجلس تیر واعظ سه روضه از لهوف حنجر آورد سهم گلو شد آن تیر که عباس را از پا در آورد یعنی سه شعبه خنجر و هی خنجر و هی خنجر آورد یعنی سه شعبه شمر و سنان و زجر را زجر آور آورد یعنی سه شعبه با خویش گوش و گوشوار و معجر آورد یعنی سه شعبه مثل سنان هی نیزه را بالا تر آورد یعنی سه شعبه شمری شد آخر چکمه را از پا در آورد یعنی سه شعبه شد ساربان انگشت با انگشتر آورد یعنی سه شعبه خولی شد و همراه سر خاکستر آورد دوست دارم تشنه باشم شیر مادر را ننوشم تا که جام از دست شاه جنت الماوا بگیرم دوست دارم از زمین کربلا خونم بجوشد تا ز قاتل انتقام خویش چون یحیی بگیرم دوست دارم قبر من آغوش ثار الله باشد راه معراج فسبحان الذی اسرا بگیرم Mohjat.blogfa.com
  • 10:56
    روضه - پای گهواره سر درد دلم وا میشد رفتی و درد دل پر گله ام را چه کنم هروله کردم و هاجر شدم اما رفتی حال این پای پر از ابله ام را چه کنم داغ دار تو ام و ناله زدن حق من است تازیانه زن بی حوصله ام را چه کنم رسم این است که با دست به صورت بزنم این غل و حلقه و این سلسله ام را چه کنم این همه درد در این سینه همه جای خودش هم سفر گشتن با حرمله ام را چه کنم سرت آنقدر سبک بود که حتی یک بار نیزه دار تو نفهمید که کی افتادی
  • 14:57
    زمینه - غصه تو دلم ریختی با لبهات خیمه رو بهم ریختی با اشکات چشم آسمون خونه برا تو عالم و بهم ریختی با چشمات دیدم که بی صدایی دیدم روی نیزه هایی چشات خمار خوابه عزیزکم لالایی من دارم میمیرم تو رو میبینم سرت رو نیزه پر از خونه من دارم میمیرم تو رو میبینم موهای خونیت پریشونه داغ تو دیگه درمون نداره روح و از تنم بیرون میاره آسمون پر از ابر شه چه فایده هر روزم اگه بارون بباره ما زیر تیغ آفتاب تو سایه بون مایی مادر فدای سایت عزیزکم لالایی ای پرستوی من بسوزه دستی که از خواب ناز بیدارت کرد ای پرستوی من بسوزه دستی که با بی رحمی شکارت کرد غنچه ای که روی خاک شکفتی از رو نیزه ها هر بار میافتی چشم تو به من خیرست یه جوری ناله ی من و انگار شنفتی وای من و تنهایی تو اون بالایی کسی حالم رو نمی قهمه وای من و تنهایی تو اون بالایی خدا یا دنیا چه بی رحمه من این پایین رو خاکم تو اون بالا بالایی ستاره ها رو بشمار عزیزکم لالایی
  • 8:28
    واحد - لاله باغ دل من علی جان شمع دل محفل من علی جان طوطی من از بر من پریدی چه دیدی غرق به خون بسمل من علی جان خرمن عمر تو چه رفته بر باد ز بیداد سوخت ز غم حاصل من علی جان تاب و توانایی من ز دل رفت به گل رفت مایه آب و گل من علی جان حلق تو را تیغ ستم دریده بریده زخم غمت قاتل من علی جان حرمله بر کند مرا ز بنیاد چه بنهاد داغ تو را بر دل من علی جان Mohjat.blogfa.com
  • 6:27
    شور عربی

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی