منو
شب چهارم محرم 93 - محمود کریمی

شب چهارم محرم 93 - محمود کریمی

  • 6 تعداد قطعات
  • 12 دقیقه مدت قطعه
  • 68 دریافت شده
مرثیه خوانی شب چهارم محرم با صدای محمود کریمی، 1393

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 12:19
    روضه - من شیر دخت شیر خدایم مرآت سید الشهدایم من زینبم که زین آب هستم نایب مناب فاطمه هستم مردانگی فتاده به خاکم روح حسین در تن پاکم ناخوانده درس عالمه ام من قرآن دست فاطمه ام من تحسین کند پدر سخنم بوسیده فاطمه دهنم مرآت حسن حی مجیدم یک روزه مادر دو شهیدم سر تا قدم تمام حسینم من خواهر امام حسینم روزی که چشم خویش گشودم اول دل از حسین ربودم نزدیک بود بال در آرم تا سر به شانه اش بگذارم او سر گذاشت بر روی دوشم با چشم خویش گفت بگوشم کی مادر صبور بلاها ای قهرمان کرب و بلاها ای خواهری که مادر مایی در موج خون پیمبر مایی لبریز شور آل محمد سنگ صبور آل محمد سرمایه بزرگ ولایت مانند من چراغ هدایت یاد آر دشت کرب و بلا را با من بنوش جام بلا را تو خواهر امام حسینی هم سنگر امام حسینی باید تو داد من بستانی باید به کوفه خطبه بخوانی تو آبرویی خون خدایی تو قلب سید الشهدایی باید به قتلگاه بیایی باید زبان به شکر گشایی باید به سوگ من بنشینی باید سرم به نیزه ببینی آماده باش بهر اسارت در این اسارت است بشارت با گوش جان هر آنچه شنیدم به چشم دل همه دیدم بر یاس چهره ریخت گلابم در اشک دیده بود جوابم کی دختر علی به فدایت توحید زنده از شهدایت من آمدم که یار تو باشم با خطبه ذوالفقار تو باشم من پاسدار خون تو هستم عهدیست با خدای تو بستم آوای وحی توست به گوشم فریاد خون توست خروشم من بر بلای تو سپر هستم من با سر تو هم سفر هستم تو سایبان محمل من باش بر نی ستاره دل من باش تفسیر کربلای تو با من تفسیر آیه های تو با من از سنگ لاله ظفر آرم تا صبر را ز پای در آرم من قهرمان کرب و بلایم من روضه خوان تشت طلایم
  • 13:22
    روضه
  • 13:02
    زمینه - الا یا ایها الساقی جوابی خواهش من را بده از جام مشتاقی شراب مرد افکن را بریز از گوشه ی سحبا شرابی از خم بالا که با یک جرعه اش بیاندازد تهمتن را تو خورشیدی و من کورم تو نزدیکی و من دورم بیا و با نگاه خویش درمان کن ندیدن را چو چشم خویش وا کردم هوای کربلا کردم به گوشم با اذان گفتن تکلیف معین را خدا را شکر یا مولا شده تقسیم بین ما ز تو منت گذاری و ز من منت کشیدن را من بیچاره مدیون امیرالمومنین هستم دخیل بند نعلین یل ام البنین هستم بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا بسم الله ای شمس و ضحی بسم الله ای علم الیقین کیست این این کسیت این آیات قرآنیست این این نور ربانیست این گوهر جانیست این این عشق طوفانیست این بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا ای ساکن کرب و بلا یابن امیر المومنین نگاه کن ای امیدم به موهای سپیدم تا اکبرت زمین خورد از بچه هام بریدم خسته شدم از بس که دامنت و کشیدم بنا نبود مصیبت و فقط تو تنها بکشی بنا نبود بدون من آتیش به دنیا بکشی رحم کن به من و پسرای گریونم رحم کن به من و به چشای پر خونم رحم کن به من و موهای پریشونم امون از این زمینه دلم یه کاسه خونه نزار که قسمت من رو دست من بمونه هر چی بلا دیدی تو قسمت هر دومونه ببین تو داغ اکبرت چه جوری هق هق میکنم بزا برن شهید بشن ببین دارم دق میکنم رحم کن به دل بی قرار و شیداشون رحم کن به نگاه پر از تمناشون رحم کن که به دامنمون دستاشون رقیه و سکینه با من میان مدینه گلام با تو میمونن قرارمون همینه جای تموم مردا رو خاک این زمینه اگه که افتادن به خاک باهات به میدون نمیام اینا تو رو می خوان و من از خیمه بیرون نمیام رحم کن به من و به امید ناچیزم رحم کن که به پات زندگیم و می ریزم رحم کن به منی که خزون پاییزم
  • 10:16
    واحد - چشم تر آوردند اینها دو تایی از حرم یک لشکر آوردند جز نامه بابا با خویش شرح کاملی از مادر آوردند یعنی به جز زینب مهر قبولی از سه ساله دختر آوردند یعنی به جز عباس تأییدشان را از علی اکبر آوردند در عزم چون زهرا عباس را در رزم چونان حیدر آوردند ای وای اما زود هدیه برای زینب کبری سر آوردند ای وای از پرواز بال کبوتر نه فقط مشتی پر آوردند با روضه های خویش اشک تمام گریه کن ها را در آوردند عون و محمد شد یک تن بدون سر سری بی پیکر آوردند عون و محمد نه سمت حرم دو تا علی اصغر آوردند از ابتدا زینب بودست و خواهد ماند هم تا انتها زینب فرقی ندارد که در شام بوده و در کرب و بلا زینب عباس می داند که هست استاد بلا فصل وفا زینب عون و محمد هم در کربلا بودند در واقع دو تا زینب تکمیل شد عشقش پیش حسین خویش با این هدیه ها زینب آورد آن ها را چشمش پر از اشک است و دستش بر دعا زینب بر برج ولایت است کوکب زینب علامه نا رفته به مکتب زینب گفتم به فلک یگانه دوران کیست فریاد بر اورد که زینب زینب گاه گاهی از دو چشمم اشک می آید برون این بلا تکلیفی چشم از نگاه زینب است Mohjat.blogfa.com
  • 6:41
    ذکر عربی
  • 8:29
    شور - بی ‌تو‌ خشکم ‌خاکم خرابم بی‌تو هیچم سردم سرابم باتو خوبم خیرم ثوابم بی تو آهم دردم عذابم ارباب ارباب ارباب حسین جان بی تو دنیا معنا نداره بی تو عالم آقا نداره آقا هر کس بی تو بمونه عشق و دین و دنیا نداره ارباب ارباب ارباب حسین جان با تو شورم سوزم گدازم با تو معنا داره نمازم آقا هرجا تنها شدم من با تو گفتم راز و نیازم ارباب ارباب ارباب حسین جان بی همگان به سر شـود بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود ارباب ارباب ارباب ابالفضل باغ و بهار من تویی ملکت و مال من تویی آب زلال من تویی باغ و بهار من تویی قلب خمار من تویی بی تو به سر نمی شود صفا و مروه دیده ام هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود ارباب ارباب ارباب ابالفضل ای بدن تو غرق خون ای سر و روت لاله گون با چه خضاب کرده ای خون که حنا نمی شود ارباب ارباب ارباب ابالفضل

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی