منو
شهادت امام هادی (ع) 1400 - میثم مطیعی

شهادت امام هادی (ع) 1400 - میثم مطیعی

  • 6 تعداد قطعات
  • 11 دقیقه مدت قطعه
  • 121 دریافت شده
مرثیه خوانی شهادت امام هادی (ع) با صدای میثم مطیعی، 1400

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 11:46
    مدح - یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد محکماتِ کلماتِ تو مسلمانم کرد کلماتی که همه بال و پر پرواز است مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است کلماتی که پر از رایحه غار حراست خط به خط جامعه آیینه قرآن خداست عقل از درک تو لبریز تحیر شده است لب به لب کاسه ظرفیت من پر شده است همه عمر دمادم نسرودیم از تو قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو من که از طبع خودم شِکوه مکرر دارم عرق شرم به پیشانیِ دفتر دارم شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران! دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران! من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست کلماتم کلماتیست حقیر ای باران! یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران! نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران! ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد ما که از نسل غدیریم، غدیر ای باران! پسر حضرت دریا! دل ما را دریاب ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران! سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران! بگذارید کمی از غمتان بنویسم دو سه خط روضه از این درد نهان بنویسم گریه بر داغ شما عین ثواب است ثواب بار دیگر پسر فاطمه و بزم شراب… شاعر : سید حمیدرضا برقعی
  • 7:16
    روضه - یا رب از زهر جفا سوخت زپا تا به سرم شعله با ناله برآید همه دم از جگرم جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه که چه آورده جفای متوکّل به سرم می دوانید پیاده به پی خویش مرا گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب گشت از شدّت غم، مرگ عیان در نظرم خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب شرم ننمود در آن لحظه زجدّ و پدرم زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی ریخته خاک یتیمی به عذار پسرم با که این ظلم بگویم که به زندان بلا قبر من کند عدو پیش دو چشمان ترم هر زمان هست در این دار فنا مظلومی حق گواه است که من از همه مظلوم ترم شاعر : غلامرضا سازگار
  • 6:51
    زمینه - یه گوشه کنج حرم تنها سمت ضریحو نگا میکنم میگم آقا از راه رسیدم گره بغصمو وا میکنم این، منم که دوباره سرگردونم از تو چی بگم آقا نمیدونم من به امام هادی مدیونم زیارت جامعه میخونم: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِکَةِ» کنار غربت شیش گوشه چشمه‌ی گریه که میجوشه لحظه به لحظه فقط یک آه زمزمه‌ی لب خاموشه باز، اسیر سکوت و غم میمونم محو روضه‌ی حرم میمونم من به امام هادی مدیونم زیارت جامعه میخونم: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِکَةِ» وقتی مشتاقم و مهجورم شبایی که از حرم دورم زیارتنامه رو لبهامه زائر صحن پر از نورم من، هر جا که باشم اینجا مهمونم مهمون همین سفره میمونم من به امام هادی مدیونم زیارت جامعه میخونم: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِکَةِ» غروب جمعه و دلتنگی نگاه منتظر و بارون چرا نمیرسی ای مولا به داد این دل سرگردون انتم الاول و الآخر انتم الظاهر و و الباطن چش به راه شما میمونم أنا برجعتکم مؤمن آه، میون صحرای عشق مجنونم به یاد مولای عشق دلخونم من به امام هادی مدیونم «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِکَةِ» شاعر : دکتر محمدمهدی سیار
  • 8:25
    زمینه - سلام ای خاتم پیغمبران سلام خیرالانام جان جهان سلام نور زمین روح زمان جنگیدی با دست خالی، برا اسلام، میون کفّار با اینکه دیدی از دشمن، همیشه غم، همیشه آزار واسه دردای این مردم ، تو بودی یار، تو بودی غم‌خوار تازه وقت آغاز توست این نهضت هم، اعجاز توست «تا جون داریم، دم می‌گیریم ما مدیون اهل بیتیم» علی آقاجانم اول مظلوم علی با یاد تو دل شد آروم علی، شاه عالم از حق محروم هر جا که حرف غیرت بود، تو هم بودی، میون میدون واسه اسلام پیغمبر، چقدر ساده، گذشتی از جون هرکس که توو راهت باشه، توی فتنه، نمیشه حیرون حیدر یعنی اوج غربت حیدر یعنی کوه غیرت «تا جون داریم، دم می‌گیریم ما مدیون اهل بیتیم» سلام تنهاترین مادر زهرا سلام ای بانوی حیدر زهرا سلام ای شافع محشر زهرا پای عشق حیدر موندی، توی آتیش، توو آتیش غم ای محجوبِ هر دو عالم، ندید اما، تو رو نامحرم واسه حق از جونش نگذشت، شبیه تو، کسی توو عالم دلهای ما، دریایی شد چون حاج قاسم، زهرایی شد «تا جون داریم، دم می‌گیریم ما مدیون اهل بیتیم» حسن، ای صلح تو جنگی پنهان حسن ای روح دین جان قرآن حسن توو دستاته حکم طوفان تو کاری کردی که حتی، سکوت تو، جهادت باشه این عالَم مدیون لطف و کراماتِ زیادت باشه شیعه توو روضه‌ی زهرا قسم خورده به یادت باشه تو طوفانی، تو غوغایی تو فریاد عاشورایی «تا جون داریم، دم می‌گیریم ما مدیون اهل بیتیم» حسین زیبایی دنیای ما حسین ای محبوب دلهای ما حسین آقای ما مولای ما توو راه عشق تو باید، سر و جون داد، بدون تردید تو ثابت کردی که میشه، تک و تنها، با دشمن جنگید بین تیغ و نیزه میشه، میون خون خداوندو دید یا ثارالله و ابن ثاره این دل خیلی دوسِت داره «تا جون داریم، دم می‌گیریم ما مدیون اهل بیتیم» شاعر : رضا یزدانی
  • 7:30
    روضه - آن تندباد تیر ، بگو با تنت چه کرد ؟ با قلب مثل آینه ‌ی روشنت ، چه کرد ؟ وقتی که عرش را به تلاطم کشیده است با ما ، ببین که روضه‌ ی افتادنت چه کرد می‌ گفت روضه‌ خوان : که تنت غرق تیر بود هر تیر ، واژگون که شدی ، با تنت چه کرد ؟ افتادی و سه ساله خبر دارد و خدا بر خاک ، سنگ ، با رخِ بی‌ جوشنت چه کرد انداخت این سه شعبه تو را ، باغبان ! ببین با حلق نازکِ گل در گلشنت ، چه کرد ؟ جان داد خواهرت ، به خدا ! تا که دید ، شمر با چکمه ، در کشاکشِ جان دادنت ، چه کرد ای بوسه ‌گاه مادر دریا ، گلوی تو ! آن تیغ کُند ، با رگ و با گردنت چه کرد از حال رفت و بی ‌رمق افتاد ، روضه‌ خوان دیگر نگفت از این ‌که پس از کشتنت ، چه کرد یا ایها العزیز ! پس انگشترت کجاست ؟ آن گله گرگ ، با تن و پیراهنت چه کرد ؟ لرزید آسمان ، چو دویدند اسب ‌ها بر سینه زد رسول ، مگر دشمنت چه کرد ؟ شاعر : قاسم صرافان
  • 3:38
    نجوا با امام حسین (ع) - آخر عشق تو مرا اهل سحر خواهد کرد چشم خشکیده ام از مهر تو تر خواهد کرد بنده ی خوب شدن بسته به یک غمزه ی توست گوشه چشمت دل ما زیر و زبر خواهد کرد حب تو گر بنشیند بـه نهانخانه ی دل حب دنیا دگر از سینه به در خواهد کرد دلم از فرط گنه سنگ شده کاری کن که نفس های تو در سنگ اثر خواهد کرد دسـت بالا ببر و جانم از آتش بِرَهان که خدا محض تو از بنده گذر خواهد کرد کیمیایی است عجب تعزیه داری شما که نصیب دل عشّاق گهر خواهد کرد عاقبت نوکرتان با نظر مادرتان به سوی کرب و بلای تو سفر خواهد کرد شاعر : مصطفی هاشمی نسب

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی