منو
29 صفر، ایام شهادت امام رضا (ع) - حسین سازور، 96

29 صفر، ایام شهادت امام رضا (ع) - حسین سازور، 96

  • 3 تعداد قطعات
  • 6 دقیقه مدت قطعه
  • 21 دریافت شده
مرثیه خوانی 29 صفر، ایام شهادت امام رضا (ع) با صدای حسین سازور، 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 6:23
    روضه - عبا به پایم اگر گیر می‌کند، غم نیست اگر به کوچه زمین می‌خورم، دمادم نیست میان کوچه فقط یک نفر زمین خورده به غیر مادرمان این چنین در عالم نیست اگر خمیده خمیده، قدم قدم بِروَم قدم ز قامتِ مادر که بیشتر خم نیست همین که تکیه به دیوار کاگِلی دادم به غیر صورت خاکی غمی به یادم نیست هنوز چادر خاکی به دستِ ما مانده به غیرِ کوچه عزایی عزای اعظم نیست من از مصیبتِ پهلو شکسته می‌میرم فقط که قاتل من جام زهرِ خصمم نیست به روی خاک نشستم به زانوی لرزان اگرچه ضرب? سیلی نصیب رویم نیست جواد نیست عصای قد خمیده شود عصا به جای خودش، هیچکس که محرم نیست درون حجره به یاد حسین می‌سوزم ولی دهان من از زخم نیزه درهم نیست اگرچه نیست در این حجره خواهری اما به پیش خواهر من تکه‌های قلبم نیست با زائران بقیع این پیام، باید داد غریب از وطنم، درد غربتم کم نیست
  • 4:46
    زمزمه - سلام من بر تو شاه خراسان ای پناه غریبان من شدم به تو مهمان ای رضا جان سلام من بر تو شخص ولایت ای امام هدایت جان من به فدایت ای رضا جان سلام ای سلطان ارض و سماء سائلی سر راهم کرده ای تو نگاهم داده ای تو پناهم ای رضا جان تو رئوفانه مرا داده ای راهم حاجتم را یا رضا از تو می خواهم یا رضا یا رضا تو همه درمانی و من همه دردم رخصتی بده که من دور تو گردم رضا جانم جان حضرت زهرا جان حضرت مولا جان زینب کبری یک دعا کن به حق آن سر که بر سر نی ها آن تنی که خدایا مانده در دل صحرا یک دعا کن دعا کن تا مهدی ات آید انتظار به سر آید بر من این خبر آید یوسف از سفر آید ای رضا جان تا بیاید ظلم و کین خاتمه گیرد انتقام از قاتل فاطمه گیرد یا رضا یا رضا ذکر یا حیدر مدد بر لبش باشد یا لثارات الحسین پرچمش باشد ای رضا ای رضا
  • 5:46
    شعرخوانی - قبل از قدم برداشتن در راه هجرانش باید رفاقت کرد با خار بیابانش هجران کشیدن به امید وصل میارزد گر اولش تلخ ست,شیرین است پایانش هر کس که عاشق نیست پس اصلا چرا زنده ست یا چه جوابى میدهد فردا به وجدانش خاکستر پروانه اى را دیدم و گفتم هر کس که عاشق میشود این است تاوانش آن کوچه اى که یار ما از آن گذر کرده ست عشاق منت میکشند از سنگ طفلانش من که چهل سال است روى خاک میخوابم حیف است نگذارم سرم را روى دامانش این شمع ها که بر تن پروانه میگریند زنده نمی مانند تا شام غریبانش اشک جوانى بهترین سرمایه پیرى ست خوب است باشد آدمى فکر زمستانش در وقت مردن روبه قبله میشود هر کس من وقت مرگم میشوم رو به خیابانش در اصل بنده بودنش را جار خواهد زد عبدى که سجده میکند اول به ایوانش باران که آمد بعد از آن خیرات میبارد خیر کسى را خواستى اول بگریانش سنگینى زنجیر بر گردن نمیگیرد از گریه هر که خیس میگردد گریبانش من سالها در گیسوى تو سیر میکردم سیرى که خیل عارفان خواندند عرفانش وقتى دلم را دست چشمان تو میدادم باور نمیکردم بیندازى به زندانش یک شب در آغوشت نباشم خشک خواهم شد پژمرده میگردد گلى که نیست گلدانش آنکه لبش را از ضریحت برنمیدارد صدها گره وا میکند از کار , دندانش گفتم همه هستند شاید جاى من هم هست منهم یکى از این کبوترهاى مهمانش شکر خدا اینجا کریمان سلطنت دارند دنیا به ایران نازد و ایران به سلطانش سیرش دو چندان و سلوکش هم دو چندان است هر کس که از قم میرود سمت خراسانش شاعر : علی اکبر لطیفیان

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی