منو
شهادت امام محمد باقر (ع)، حسین سیب سرخی

شهادت امام محمد باقر (ع)، حسین سیب سرخی

  • 12 تعداد قطعات
  • 3 دقیقه مدت قطعه
  • 973 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت شهادت امام محمد باقر (ع) با صدای حسین سیب سرخی، سال 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • هر کس که سر به زیر تو شد، سربلند شد بی آبرو کنار تو با آبرو شود *** تو که باشی دلم دیگه نمی لرزه همین گریه به لبخند تو می ارزه بزار سایه ت همیشه رو سرم باشه قرار ما شب جمعه حرم باشه *** وقتی خود خدای جهان خونبهای توست دولتسرای ما حرم کربلای توست آن قدر قابلی که شب جمعه فاطمه مشغول روضه های تو و بچه های توست
  • از همان کودکی مقدر شد از غمم سهم تو مقرر شد بی سبب نیست گونه ام تر شد هر چه شد از دعای مادر شد مادرم نور بر ضمیرم داد وسط روضه هات شیرم داد حا و سین، یا و نون الفبایم اولین مشق کودکی هایم حَرمت شد تمام رؤیایم رنگ دیگر گرفت دنیایم مادرم جان به اعتقادم داد "یا حسین یا حسین" یادم داد مادرم گفت سِر مکتوب است دل عاشق همیشه آشوب است گریه از عشق فیض محبوب است در این خانه نوکری خوب است در حسینیه ها بزرگ شدم چقدر با شما بزرگ شدم روضه هایت اگرچه سنگین است دردها را همیشه تسکین است چای تلخش چقدر شیرین است علت دل سپردنم این است پدرم لقمه ی حلالم داد آب در ریشه ی نهالم داد حلقه بر گوش ‌مِی فروش‌ شدم جام غم ریخت جرعه نوش‌ شدم سوختم آهِ شعله پوش شدم در مُحرم عَلَم به دوش شدم سینه زن پشت دسته ها رفتم از همین راه، کربلا رفتم
  • این راز پر از عذاب پیشت باشد تصویر منِ خراب پیشت باشد شاید که مُحرمت نبودم آقا این اشک علی الحساب پیشت باشد ***** کربلا گفتم از قلم خون رفت خون به قدر فرات و هامون رفت خواهری سمت خیمه محزون رفت شمر‌ از قتله گاه بیرون رفت از سر خورجین که خواب افتاد پیکرت زیر آفتاب افتاد خواهری دل شکست‍ه، دل خسته چادرش را سر کمر بسته می دود تند و گاه آهسته روضه اش روضه ایست سربسته تک و تنها چه کار خواهد کرد خیمه ها را چه کار خواهد کرد *** نشد آخر تن عریان تو مستور کنم چادرم نیست برایت کفنی جور کنم کوفه تا ریخت سرت معجر من ریخت به هم خنجری برق زد و مادر من ...
  • من بر فلک امامم، من بر مَلک شهودم ذکر عَلَی الدَّوامم، من معنی سجودم هم شاهد قیامم، هم شاهد قعودم هم مظهر وجودم، هم مُظهر وجودم نور شهود و غیبم، آیینه ی قلوبم من باقرالعلومم، من کاشف الکروبم من حجت خدایم، تفسیر "هل عطا"یم دلبند مرتضایم، فرزند مصطفایم نور دل حسینم، سجاد را عطایم من یادگار درد و غم های کربلایم تاریخ کربلا را باید ز من بجویید گاهی میان روضه از قول من بگویید من چهار ساله بودم، دیدم غم و بلا را می دیدم از مدینه تا شام ابتلا را کَس همچو من ندیده مظلوم مبتلا را تصویر زنده دیدم اوضاع کربلا را من دیده ام خدا را پامال سُمّ مرکب رأس ز تن جدا را در پیش چشم زینب دیدم به روی نیزه هجده سرِ بریده در قتلگاه دیدم یک حنجر بریده ای وای حسینم ای وای **** خورشید کاروان را دیدم به اشک دیده دیدم که از جسارت رنگ عمو پریده بر ناقه های عریان، بِریان دل زنان بود چشمان غیرت ما گریان بانوان بود من دیده ام هجوم دشمن به دختران را از خیمه ها فرار اطفال و مادران را ای وای حسینم ای وای **** با نیزه آشنایم، با تازیانه همدم با کعب نِی انیسم، با آه و ناله مَحرم من در تمام این راه در سوز و آه بودم با اشک و حسرت و آه غرق نگاه بودم همراه عمه زینب در قتلگاه بودم ماتم کشیده ام من، سیلی چشیده ام من تهمت شنیده ام من، پس داغ دیده ام من منزل به منزل از غم مُردم در این اسارت از بس به عمه هایم شد از جفا جسارت دشمن به بی حیایی بر عمه در حضورم با تهمت "کنیزی" زد لطمه بر غرورم
  • هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد غروب سرخ مُحرم نمی رود از یاد به گاهواره ی خالیِ اصغرم سوگند رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد فرات بود و عطش بود و کودکان حرم خروش غیرت زمزم نمی رود از یاد دمی که هستی زینب ز روی زین افتاد همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد به دشت دختر و زن ها، برهنه پا و دوان بدون یاور و مَحرم نمی رود از یاد به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام بلای شهر جهنم نمی رود از یاد به شهر شام، به بزم یزید، بین طشت سر شکسته و درهم نمی رود از یاد
  • خوشا اون که صداش، همه نفساش وصل توئه تویی خدای کَرَم، برات حرم دست توئه برات گریه کنم، سینه زنم، کارم اینه چشمام گنبدتو، مرقدتو کی می بینه قطره مو و دریاست برا من کَرمت، کَرمت، کَرمت جنت اعلاست برا من حَرمت، حَرمت، حَرمت اون دم آخر که دارم می میرم، می میرم، می میرم کاش سر من باشه زیرِ قدمت، قدمت، قدمت حسین ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله **** بزار دخیل دلم به پر عَلَم بسته بشه نزار نوکر تو از دوری حَرم خسته بشه الهی یه شب جمعه بیام کربلا بیام توی حرم، پای ضریح، پایین پا از همه عالم بریده، یه نفر، یه نفر، یه نفر کاش به حرم می رسیدم یه سحر، یه سحر، یه سحر قبله رو گم کرده انگار دل من، دل من، دل من شش گوشه رو کعبه دیدم یه نظر، یه نظر، یه نظر حسین ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله
  • سخته آقا به والله شش گوشه تو ندیدن از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن پابرهنه ها میریم کربلا با سینه زنای ارباب سگ قافله توی هروله میگه آقا ما رو دریاب دریاب این دل رسوا رو، دریاب این دل تنها رو دریاب کسی رو که داره با تو تموم دنیا رو سیدی و مولای وای وای وای وای **** پس کی میشم دوباره من راهی عراقت وای میسته قلبم آقا آخر از اشتیاقت فدای غم تو، من پرچمتو از دور می بوسم آقا نباشم تو حَرمت، زیر عَلمت من می پوسم آقا ارباب من به تو منسوبم، ارباب با تو فقط خوبم سینه زنی یعنی میخ عشقو تو سینه می کوبم سیدی و مولای وای وای وای وای **** کاشکی می شد علمدار که ماه زینبیه جون منو بگیره تو راه زینبیه سینه زن سینه سپر کرده برای ناموس علمدار شهید راه حرم میره آخرش پابوس علمدار سینه زن کفن پوشم، تابوتمه روی دوشم مثل مدافعان تو سینه سپر شش گوشم سیدی و مولای وای وای وای وای
  • این اسم عجب شوردهنده است این شور چه دیوانه کننده است والله قسم در صف محشر این عشق همان برگ برنده است با اسم تو من روی پر و بال نسیمم ای سایه ی روی سر من بی تو یتیمم هر کَس به کسی نازد و من هم به ارباب کریمم
  • کشتند تو رو، کشتند تو رو میون صحرا تشنه کشتند تو رو، کشتند تو رو غریب و تنها تشنه کشتند تو رو، کشتند تو رو کنار زهرا تشنه واویلا میون صحرا جون دادی غریب و تنها جون دادی میون مقتل ای مظلوم به پیش زهرا جون دادی اینجوری روبروی خواهر تو نزن دست و پا برادر مادرم اومده کنارت بمیرم ای غریب مادر **** سپردمت به خدا و به ریگ های بیابان سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده به مردمان دهاتی، به آهوان پریشان به گوش خاک سپردم تو را بپوشاند به قصد این که نبیند کسی تو را عریان به باد گفتم اگر شد مُرتبَت سازد که تا خمیده نگردد دوباره مادرجان سپردمت به هر آنچه که هست اما تو سپردی ام به که رفتی به دلقکان و کنیزان سپردی ام به دو صد نانجیب نامحرم به شمر و خولی و اشعث، به حرمله، به سنان
  • شاه قامت قیامتی داریم دلبر با ابهتی داریم نسل در نسلمان اباالفضلی است درِ این خانه قدمتی داریم
  • حق روز ازل کل نِعم را به علی داد بین حُکما حُکم حکَم را به علی داد معنای یدالله همین است و جز این نیست کاتب که خدا بود قلم را به علی داد می خواست به تصویر کشد قدرت خود را در معرکه شمشیر دو دم را به علی داد عمال شیاطین همه ماندند تهی دست تا احمد محمود عَلَم را به علی داد یاران ولایت به خدا اهل بهشتند الله کریم است، کَرم را به علی داد هر مملکتی تابع فرمان امیری ست ایران دل افتاده به غم را به علی داد از نسل علی یک علی آمد به خراسان یعنی که خدا کل عجم را به علی داد کوچک تر از آن است عجم فخر فروشد گو حیدری ام، یار دلم را به علی داد
  • ساقی مِی ای بده که مرا زیر و رو کند بویش ز دور کار هزاران سبو کند دنیا اگر علی نداشت، آبرو نداشت دنیا مدام شکر چنین آبرو کند خلقت به روی دست علی را گرفت و گفت دست کسی نظیرش اگر هست رو کند

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی