منو
رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)، محمدرضا طاهری و حسین طاهری

رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)، محمدرضا طاهری و حسین طاهری

  • 11 تعداد قطعات
  • 5 دقیقه مدت قطعه
  • 12 دریافت شده
مرثیه سرایی به مناسبت 28 صفر رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) با مرثیه خوانی محمدرضا طاهری و حسین طاهری، سال 1398

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 5:52
    دستی بگشایید به امداد گداتان رحمی بنمایید به این بی سر و پاتان اشکی بفشانید بر این مرده ی احساس تا زنده شود از اثر فیض دعاتان لطفی، کرمی، گوشه چشمی بنمایید بر گوشه نشینان قدیمی سراتان یک بار بیایید به دیدار کسی که یک عمر غریبانه نموده است صداتان هر چند شبیه شهدا نیست لیاقت تا اینکه دل و دیده نماییم فداتان اما بگذارید که از روی تَفَضُل ما را بنشانند کنار رفقاتان با سینه زنان حسنی سخت نگیرید نا دیده بگیرید خطای فقراتان ما روضه گرفتیم به امید عبوری یک جلوه نمایید به قربان صفاتان ای کاش که محشور شوم در صف محشر با سینه زن خالص بی رنگ و ریاتان شاعر: مجتبی روشن روان
  • 10:18
    فاطمه مادر حسین و حسن گِله کرد از وصال شیرازی گفت ای آنکه از برای حسین شعر نغز و چکامه میسازی آفرین از حسین من گفتی نیست اما مگر حسن پسرم از غریب مدینه یادی کن بگو از داغ پاره ی جگرم شور شعر حسن گرفت وصال چشم او تا سحر ز غصه نخفت طبع ترکیب بند گوی زلال چند بیتی رسای او را گفت گفت اما لطیف و در پرده محضر فاطمه ادب میکرد از همان لحظه ای سخن میگفت که حسن تشت را طلب میکرد چند بندی سرود طبع وصال تا شود فاطمه از او دل شاد چند بندی سرود سر بسته شعر ها را ولی ادامه نداد دید اگر شعر را ادامه دهد دل زهرا دوباره خواهد سوخت نه مگر قرن ها دل مادر از همین رنج های بی حد سوخت چه بگوید، بگوید ای مادر زخم آن جسم را تصرف کرد همسر مجتبی به شوهر خود کاسه ی زهر را تعارف کرد چه بگوید بگوید ای مادر خون دلها به سان رود شده زهر سوزانده تار و پودش را چهره اش مثل تو کبود شده چه بگوید بگوید ای مادر از سپاه امام غیرت رفت جا نماز و ردا و خیمه ی او در کف دوستان به غارت رفت چه بگوید بگوید ای مادر دل عالم به یاد او میسوخت وقت تشییع تیر های حسن تن و تابوت را به هم میدوخت چند بندی سرود طبع وصال تا شود فاطمه از او دل شاد چند بندی سرود سر بسته شعر ها را ولی ادامه نداد دید اگر شعر را ادامه دهد باید از کوچه ها سخن گوید باید از شعله و در و سیلی باید از داغ سوختن گوید باید از لحظه ای سخن گوید که علی را به ریسمان بردند هر چه مادر تلاش کرد نشد مرتضی را کشان کشان بردند میخ در داغ بود میدانی بی امان خون ز سینه جاری نیست ضربه ها بی شمار بود اما ضربات غلاف کاری نیست باید از لحظه ای بگوید که حسن از ماجرای آن پیر است قاتلش کوچه ی بنی هاشم قاتل او غلاف شمشیر است
  • 9:56
    نزن که مادرم جووانه نا مرد نزن که بی گناهه خالی نکن دق و دلیتو، نزن که غرق اشک و آهه رفت آبروم ببین چشای ترمو بگو چطور بلند کنم من سرمو بسه دیگه کُشتی آخه مادرمو وای مادرم وای مادرم وای مادرم **** به کی بگم که چی کشیدم، از همه ناسزا شنیدم به کی بگم که توی مسجد، زیر عبا زهره پوشیدم می خوام که جام زهرمو سر بکشم از سرزمین مادری پر بکشم آخه چقدر از داغ مادر بکشم ای وای من، ای وای من، ای وای من *** از من به جز کرم ندیدن، ولی همه ازم بریدن این نانجیبا جانمازو از زیر پای من کشیدن موندم تو این شهر بی کس و بی همنشین به کی بگم که کار دنیا دنیا رو ببین به من میگن سلام مذلل المومنین *** یه عمر غریب بودن تو این شهر خیلی برا من سخت گذشته خون دلایی رو که خوردم حالا دیگه میون تشته رو منبرا سب بابامو میشنیدم قاتل مادرو تو کوچه می دیدم از این کوچه رد می شدم می لرزیدم یادم نرفته
  • 10:00
    سلام آقا سلام مظهر عطا و کرم سلام آقا سلام باب رحمت محشرم سلام آقا امامزاده بدون حرم سایه ی تو بال کبورتر هاست آقام زائر تو فقط خوده زهراست آقام مزار خاکیت آخر دنیاست آقام ایشالله خیلی زود بقیع میشه آباد میسازیم صحنت رو شبیه گوهرشاد آقام آقام آقام **** تو خواب دیدم، نشسته به روی دوشم علم با چشم تر، با پیراهن سیاه اومدم توی صحنت برا عاشقونه سینه زدن یه روضه خون با گریه دم می داد فاطمه رو به تو قسم می داد می گفت کاشکی خدا به تو حرم می داد ایشاءالله از قبرت غبارروبی میشه ضریحت تو ایران طلاکوبی میشه **** غریب بود و دوباره غصه به روی دلش غریب بود و یه یارم نداره تو منزلش غریب بود و همسرش قاتلش اسیر دست قوم کافر شد ای وای ای وای، ای وای با این یه روضه عمر او سر شد ای وای ای وای، ای وای تو کوچه ها عصای مادر شد ای وای ای وای، ای وای یه عمری بار غم نشسته رو شونش شکسته تو کوچه غرور مردونش آقام آقام آقام ** از اون لحظه براش دنیا غیر ویرونه نیست دیگه حرفاش به جز ناله غریبونه نیست یادش اومد میگفت پاشو راهی تا خونه نیست یاد یه روضه تنشو لرزوند ای ای وای ای وای، ای وای جای یه پنجه روی صورت موند ای وای ای وای، ای وای سه ماه روشو از علی پوشوند ای وای ای وای، ای وای سه ماه از این غصه فقط زاری میکرد با گریه از مادر پرستاری میکرد غریب آقام آقام، غریب آقام آقام
  • 1:53
    کریم کاری به جز جود و کرم نداره آقام تو مدینه است ولی حرم نداره غریب اونی که همدم اشک و آهه دیده که مادرش تو کوچه بی پناهه
  • :
    آسمان و زمین ریزه خور خوان من عالمی سائل سفره احسان من پسر حیدرم، شافع محشرم وا غریبا وا اماما *** صلح من باعث قیام کرب و بلاست صبر من ریشه ی نهضت خون خداست عزت عالمین در گرو حُب ماست سبط پیغمبرم الگوی اکبرم وا غریبا وا اماما *** حاصل عمر من ماه بنی هاشم است پسرم شیر اهل خیمه ها قاسم است با نیابت ز من به کربلا عازم است اسم اعظم منم شاه عالم منم وا غریبا وا اماما *** جگرم پاره شد ز سوز زهر جفا میزنم با لبی غرق به خون دست و پا گریه ها میکنم یاد شه کربلا سر و تشت طلا، لب و چوب جفا وا غریبا وا حسینا
  • 6:30
    دستم، دست حسن بود که بیرون آمد مهر با ماه از اشراق مدینه سر زد سوی مسجد به شکوه و عظمت گشت روان گوییا حیدر کرار رود در میدان گرد و خاک ره او خیبر دیگر می ساخت کوچه ها گرم تماشای خداوند جلال عرش در زیر قدمهاش رسیده به کمال خطبه آغاز شد و با سخنش شد محشر ذوالفقار آخته انگار علی در خیبر محضر هیبت او کوه احد زانو زد آسمان سجده به خاک قدم بانو زد بانگ زد دست از این خواب گران بردارید هر چه دارید همه از من و حیدر دارید سر این سفره اگر روزی خود را بستید همگی ریزخور حیدر و زهرا هستید گردش چرخ فلک نیز به دستان علی است در رگ ریشه زهرا به خدا جان علی است اگر از بند به بند تن من جان برود نگذارم که علی بی کس تنها بشود به رخ سرخ و پریشانی این گیسویم تا زمانی که نفس هست علی میگویم حرمت نان نمک حق علی بود علی غرض از باغ فدک حق علی بود علی آنچنان تیغ کلامش نفس از دشمن برد عاقبت پرچم حیدر به سر مسجد خورد تا شنیدند حقیقت به رهش افتادند با خجالت فدک فاطمه را پس دادند حسنش بود که تکبیر مکرر می گفت ون یکاد از نفس حضرت مادر می گفت آفرین بر تو بر خطبه تو مادر من همه دیدند چطور آمده قرآن به سخن دست در دست حسن بود که بیرون آمد بعد چندی همه دیدند که لبخندی زد گرچه زن بود ولی نیست چو او مرد غیور کوچه ها از قدمش پر شد از احساس غرور ناگهان سایه یک پست به دیوار افتاد بند بند فلک از دست ستم شد فریاد تیره شد کوچه و در شهر سکوتی پیچید دست شب رنگ سیاهی به رخ دهر کشید کوچه ی تنگ و دلی سنگ خدا رحم کند حضرت حوریه و جنگ خدا رحم کند می وزید از دل کوچه خبری سرخ کبود دیده ای تنگ حرامی به فدک دوخته بود دور بر را نظری کرد نباشد خبری یا مباد ا که ازاین ره گذرد رهگذری هر چه مادر به عقب رفت عدو پیش آمد عاقبت تکیه به ناچار به دیواری زد ناگهان سایه دستی روی خورشید افتاد پسرش سینه سپر کرد مقابل استاد جگر شیر حسن داشت ولیکن افسرد دستی از روی سرش رد شد بر مادر خورد شاعر: موسی علیمرادی
  • 1:48
    بعد از دو ماه اشک و عزا فابک للحسن خواهی رضای فاطمه را فابک للحسن این روضه وا کند گره ی کور را: اگر دردت شده بدون دوا، فابک للحسن بازین چه شورش است؛ تو ای سینه زن بیا همراه سید الشهدا، فابک للحسن فرمود امام رضا با اشک و شور و شین ان کنت باکیا فابک الحسین
  • 7:32
    حجه الله علی الخلق ولی الله علی الخلق پسر حیدر کرار هو الحق و مع الحق شمیم موی تو پیچیده تو هر نیسمه عمریه دستت رزق نوکریمه همه میگن امام حسن کریمه آخر میبرم بالا تو دل دنیا علمت رو دنیام روبروم باشه آخرش میسازم حرمت رو وفا یعنی حسین رحیم یعنی حسن سخا یعنی حسین کریم یعنی حسن **** تویی فاتح المیادین و امانة الوصیین نسب تو از رسولان و سلالة النبیین برا ما اقرب من حبل الورید عشقت لیلایی به سرم رسیده عشقت تو مسیحی به دلم دمیده عشقت عالم محو شمشیرت فاتح جنگ جملی تو دنیا با تو شیرینه چون که احلی من عسلی تو باید از روی تو نوشت صد ها غزل منم مجنون تو ای عشق بی بدل سخا یعنی حسین کریم یعنی حسن
  • 2:04
    اسمت جاویدانه حسن جانه عشقت بی پایانه حسن جانه روح با ایمانه حسن جان جانان حسن، عالم همه مهمان سر خان حسن رویایی مجلس محبان حسن باب الکرم صحن خراسان حسن حلوای شیرین الی الابد حسن مادر یادم داده بگم مدد حسن شیری که میدونو به هم می زد حسن ای جانم ای جانم جانم امام حسن **** مولای خوش نام کریمانه آیه ی اطعام تو قرآنه به به که آقامه، حسن جانه ارشد حسنه، فرموده خدا ابا محمد حسنه اونی که شبیه تره به احمد حسنه واسه علی آینه تمام قد حسنه میخنده یعنی که طعم عسل منم میتازه یعنی که ضرب الاجل منم پرچمدار حیدر توی جمل منم ای جانم ای جانم جانم امام حسن
  • 6:20
    بازم وقت جداییمون شد نمیتونم بازم میبینم همدیگه رو نمیدونم بازم یک سالِ دیگه باید تحمل کرد همش دوری باشه من زنده نمیمونم گذشت مثل برق مثل باد مثل آه گذشت فرصت نوکری این دو ماه گذشت مهلت این دل رو سیاه ای سیاهیا خداحافظ ای کتیبه ها خداحافظ ای پیرهن سیاه خداحافظ **** پی کار هیئت میرفتیم چه روزایی قرار روضه رفتن داشتیم چه شبهایی میگن هر جا که اسمش باشه حرم میشه توی آغوش ارباب بودیم چه رویایی گذشت شب به شب با حسین زندگی گذشت صبح به صبح نوکری، خستگی گذشت صبح و شب روضه خونگی نذری دادنا خداحافظ، چایی ریختنا خداحافظ جارو کردنا خداحافظ **** فدای اونکه نوکر ها رو صدا کرده یقینا دونه دونمون و سوا کرده عزاداری ها ان شاء الله قبول میشه به والله هر شب زهرا ما رو دعا کرده گذشت بهترین گعده شب نشین گذشت حرص و جوش نزدیک اربعین گذشت شش دهه تو بهشت رو زمین ای میوندارا خداحافظ، ای علم کشا خداحافظ اربعینیا خداحافظ

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی