منو
رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن (ع)، مجید بنی فاطمه

رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن (ع)، مجید بنی فاطمه

  • 7 تعداد قطعات
  • 6 دقیقه مدت قطعه
  • 189 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) با صدای مجید بنی فاطمه، سال 1398

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 6:00
    گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است دیدم شروع محشر کبرای دیگر است گردون شده سیاه و فضا پر ز دود و آه تاریک تر ز عرصه ی تاریک محشر است گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین اشک عزا به دیده ی زهرا ی اطهر است گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر دیدم که روز، روز عزای پیمبر است پایان عمر سید و مولای کائنات آغاز دوره ی غربت زهرا و حیدر است قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است روی حسین مانده به دیوار بی کسی چشم حسن به اشک دو چشم برادر است ای دل بیا و گریه ی زینب نظاره کن مانند پیرهن جگر خویش پاره کن *** زهرا به خانه و ملک الموت پشت در از بهر قبض روح شریف پیامبر از هیچ کس نکره طلب اذن و ای عجب بی اذن فاطمه ننهد پای پیشتر با آنکه بود داغ پدر سخت، فاطمه در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر یک چشم او به سوی اجل، چشم دیگرش محو نگاه آخر خود بود بر پدر اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی روی حسین بر روی قلب پیامبر دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه *** دردا که بعد فاطمه روز حسن رسید روز ملال و غصه و رنج و مِحن رسید از زهر همسرش، جگرش پاره پاره شد بس تیرها که لحظه دفنش به تن رسید بعد از حسن به نیزه عیان شد سر حسین بیش از هزار زخم وِ را بر بدن رسید بر پیکری که بود پر از بوسه ی رسول از گرد و خاک و نیزه شکسته کفن رسید از جامه های یوسف کرب و بلا فقط بر زینب ستم زده یک پیرهن رسید پاداش آن نصایح زیبا از آن دو روح تیرش درون سینه، سنان بر دهان رسید
  • 6:23
    دوباره اشک ماتم، مصیبت همینه تموم شد روزای خوشی مدینه پیمبر از این شهر دیگه داره میره باید عالم امشب از این غم بمیره دلش بی قرار وصال حبیبه توی امتش هم خدایی غریبه داره میره با اون دل آسمونی ندیدن از آقا به جز مهربونی حالا وقت رفتن دلش بی قراره به جز حق حیدر وصیت نداره قلم کاغذی خواست نیاوردن آخر همونا که حق از علی خوردن آخر شکایت از اینها به پیش خدا کرد نفس های آخر علی رو صدا کرد میشه خون علی جان دلت از زمونه به دست تو زهرا امانت بمونه چه روزای سختی برات هست در پیش یه روزی می گیره درِ خونه ت آتیش می بینم از الان پس از من یه روزه گل یاسم آروم تو آتیش می سوزه می بینم از الان می ریزن تو خونه رو پهلوی زهرا نشون خزونه بگو ای پیمبر نبودی ببینی ندیدی تو داغ فراتر از اینی نبودی ببینی گُلت تو آتیشه نبودی ببینی چی شد بار شیشه غم کوچه ها رو ندیدی نبودی نبودی ببینی چی بود اون کبودی نبودی ببینی ره چاره گم شد نبودی ببینی یه گوشواره گم شد ولیکن یه جایی تو بودی و دیدی کنار یه گودال با زهرا رسیدی تو بودی و دیدی خونای گلوشو تو بودی و دیدی تن زیر و روشو لب تشنه رو خاک کنار فرات بود پای قاتلش رو جای بوسه هات بود
  • 6:34
    صَلِّ علی سیدنا المصطفی خاتمه ی سلسله ی انبیاء رحمت محض خدا، بخشش بی انتها جان و دل مرتضی تاب و تب حضرت خیر النساء نام بلندش به لب مجتبی هستی خون خدا ما کجا، لطف زبانزد کجا دل کجا، دلبر و دلدار سرآمد کجا تا نظر دوست بیفتد کجا سر کجا، خاک قدم های محمد کجا گرچه دو عالم همه در دایره ی حیدر است گرچه علی از همه دنیا سر است یک تنه یک لشگر است فاتح بدر و جمل و خیبر است حضرت حیدر خودش گفته علی بنده ی پیغمبر است سلام آقا رسول الله، پناهم یا رسول الله تمام هستی زهرا رسول الله نگات مشکل گشایی کرد چشمات کار خدایی کرد دلم رو گنبد خضرا هوایی کرد *** حرمت محبوب خداوند چه آسان شکست تا سر پیغمبر از سنگ حسودان شکست هم دل زهرا و هم گوهر دندان شکست گرچه بلا پشت بلا می رسید بار امانت به سر شانه ی خود می کشید دیده ی این دهر دگر مثل محمد ندید او که در این راه دین جان خودش را گذاشت بار سفر بست و رفت عترت و قرآن خودش را گذاشت چند صباحی گذشت کوچه پر از نعره ی مردم شد و صحبت آوردن هیزم شد و ناله ی زهرا وسط همهمه ها گم شد و آینه ی مصطفی زیر قدم ها شکست چند صباحی گذشت بر سر سجاده ی خون بوتراب چهره اش از خون سرش شد خضاب با همه ی غصه و اندوه و غم بی حساب از قفس روزگار، جان علی پر کشید چند صباحی گذشت زهر گریبان حسن را گرفت قوت دستان حسن را گرفت آه ولی داغ همان کوچه ها جان حسن را گرفت چند صباحی گذشت رفت غریبانه به میدان حسین با لب عطشان حسین بی کفن افتاد به آغوش بیابان حسین آه جدا شد سرش، آه دل خواهرش اشک روان از نظر دخترش رفته به یغما همه ی پیکرش دست سیاهی ربود از سرش عمامه ی پیغمبرش *** تک و تنها حسین تو در این صحرا حسین تو لب تشنه، لب دریا حسین تو دل زینب به شور افتاد سرش از تن که دور افتاد سری که عاقبت کنج تنور افتاد
  • 6:35
    کریم اونه که ما رو خودش صدا می زنه دنیا و آخرتم دست امام حسنه یا کریم، برا تو می زنم به سینه برای غریبی تو تو مدینه روضه هات واسه مادرت آتشینه یاس پرپرت وای وای وای وای روضه ی مادرت وای وای وای وای یا امام حسن وای وای وای وای *** خاطره ی کوچه نمیره از دل تو آتیش به قلب تو زد، همینه قاتل تو زمزمه ت غریبونه ترین سروده هیچ کسی نمی دونه برا چی بوده که هنوز صورت مادرت کبوده گوشواره شکست وای وای وای وای روی زمین نشست وای وای وای وای یا امام حسن وای وای وای وای *** تو از ازل بودی ساقی جام بلا شاگرد مکتب توست شهید کرب و بلا قاسمت بعد تو پسر حسینه میری و رو لبت رجز حسینه روضه ی نیزه ها و سر حسینه یا اخا الحسن وای وای وای وای شهید بی کفن وای وای وای وای ای حسین من وای وای وای وای
  • 4:51
    رسیدم به شب های تو، سر من کف پای تو رسول خدایی، تو بابای مایی از امشب یتیم است طفل امت تو می میرم برای سوز غربت تو فاطمه شد زار و حزین یا رحمة للعالمین *** به اشک دو چشم ترش، به خاکستر بر سرش شد آماج غربت برای هدایت مولا زار و گریان، زهرا پای بستر آغوش شریفش جای سبط اکبر به پای تو حسین غمین یا رحمة للعالمین *** شده سبط اکبر فدا، مدینه شده کربلا دلم پر شرر شد، حسن خون جگر شد غم از سینه ی تو آمد تا دهانت خون شد حرفت آخر، راحت گشته جانت گریه ی بی صدا حسن کشته ی کوچه ها حسن
  • 4:31
    خوشم که از ازل شدم به درگهت گدا حسن همیشه می زنم صدا ز سوز دل تو را حسن عنایتی دلم شود ز دام غم رها حسن مرا مخواه بیش از این به غصه مبتلا حسن خدا اجازه می دهد چنین دعا کنم حسن که یا من اسمه دوا و ذکره شفا حسن کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن *** ز دست می روم اگر ز سر مرا تو وا کنی ز جمع عاشقان باصفای خود جدا کنی خوشم اگر به یک نظر دلم پر از صفا کنی مرا برای نوکری خانه ات صدا کنی به پای سفره ی کریم لطف خویش جا کنی به دست خویش لقمه ای دهی به این گدا حسن کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن *** دوباره نوبت عزا، دوباره زمزمه نوا دوباره غم دوباره دم، دوباره ذکر مجتبی دوباره بزم خواندن از یل رشید مرتضی دوباره یاد فاطمه، دوباره داغ کوچه ها خدا کند که جان دهم به پای روضه ی شما بخواه حاجت مرا ز درگه خدا حسن کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن *** تو آخر عنایتی، من اول گدایی ام تو عشق بی نهایتی و دلبر خدایی ام اسیر دار هیچ کس نشد سر هوایی ام اگرچه دل شکسته ی حسین و کربلایی ام نوشته روی قلب من که ملک مجتبایی ام تمام فکر و ذکر من تویی همیشه یا حسن کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن
  • 2:49
    اگه غریب ندیدی یه سر برو مدینه امام حسن غریب اول و آخرینه همونی که کریمه اما حرم نداره یه شمعی که رو قبرش روشن کنیم نداره شب از نور ستاره روشنه دور قبرش مدینه گریه داره مونده تو کار صبرش کسی که مادرش رو تا به خونه آورده تکیه به شونه ش داده مادر سیلی خورده یه کربلا تو کوچه رو شونه ی حسن بود مادر به روی شونه ش تو حال جون دادن بود تا برسه به خونه موهاش همه سفید شد همون جا توی کوچه امام حسن شهید شد از اون روزا تا امروز منتظر اجل بود اینقدر عذاب کشیده که زهر براش عسل بود جانم حسن، جانم حسن جانم حسین، جانم حسین

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی