منو
رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن (ع)، محمدرضا طاهری و حسین طاهری

رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن (ع)، محمدرضا طاهری و حسین طاهری

  • 11 تعداد قطعات
  • 3 دقیقه مدت قطعه
  • 68 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) با صدای حاج محمدرضا طاهری و حسین طاهری، سال 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 3:45
    این روزهای آخر ماه صفر را خیلی دلم از هجر این شب ها گرفته زیرا برای جد تو کم گریه کردم دنیای نامرد، اشک چشمم را گرفته بی شک تو از سوز جگر آهی کشیدی گاهی اگر این بزم روضه پا گرفته هر وقت سینه می زنم شکی ندارم این دست ها را حضرت زهرا گرفته خوشبخت آنکه اربعینش را از امسال حتی برای سال بعد امضا گرفته *** هر چند که زخم دلمان کاری شد این واقعه دعوتگر همیاری شد از جنس محبت و تلاش و وحدت خُم در شریان جامعه جاری شد
  • 8:55
    در حسینیه ی جبین روضه است خط به خط گریه، چین به چین روضه است آسمان گریه کرده بالاخره هر شبی را که در زمین روضه است به کجا می روی در عالم اگر خبری هست در همین روضه است سند ادعای من محشر که بفهمی تمام دین روضه است هدیه ی ما به ساکنان بهشت باز در روز واپسین روضه است در میان اهالی گریه اولین روضه آخرین روضه است این که بعد از غدیر پیغمبر از علی گفت و گفت، این روضه است زهر کم کم بر او اثر می کرد زردی چهره هم یقین روضه است لفظ "اِرجِع فاِنه یَهجُر" تا قلم خواست بدترین روضه است با گریزش شکستن دندان وسط کوچه اولین روضه است با دلیل شهادت زهرا لفظ پیغمبر امین روضه است شتر سرخ در جمل فتنه است اسب اما بدون زین روضه است روضه از این به بعد رفت به دشت روضه دنبال خواهرش می گشت روضه شد عاطفی دمی که حسین یک قدم رفت، یک قدم برگشت با غدیر و کریم و بزم شراب روضه می زد گریز هی بر تشت کاش بودم پس از دو ماه عزا پشت باب الجواد ساعت هشت
  • 8:14
    داری میری از کنارم ای پدر دلگیر و خسته فاطمه برات بمیره، کی پیشونیتو شکسته یه عمری بار محنت می بردی برای دینت هی سنگ می خوردی هر شب اشکاتو می دیدم از اون چشمای ترت ریخت دیدم تو کوچه خاکستر نامرد هی روی سرت ریخت من می ترسم این جماعت حرمتی نگه ندارن برای بردن حیدر تو خونه م طناب بیارن اگه حریف چهل نفر شم باید براش من سینه سپر شم بابا من طاقت ندارم حیدر رو اسیر ببینم حتی اگه من تو آتیش روی خاک از پا بشینم *** این دم آخر حسینم به روی سینه ت نشسته یادته که روضه خوندی برام از نیزه شکسته یادته گفتی از اون جنایت هزار و نهصد زخم و جراحت هر شب خوابشو می بینم رو خاک داره میره از حال نامرد پیکر حسینو پشت و رو کرده تو گودال شب جمعه خاطرات کربلا دل می سوزونه دوباره کنار گودال فاطمه روضه می خونه حسینو کشتن با لب عطشان رو خاک رها شد پیکر عریان ای وای پیرهنش رو بردن ای وای ای خدا سرش کو
  • 7:09
    اگر کشتن چرا آبت ندادن چرا زان در نایابت ندادن اگر کشتن چرا خاکت نکردن کفن بر جسم صد چاک نکردن امون ای دل، ای دل *** چرا عمامه ای بر سر نداری چرا انگشت و انگشتر نداری خودم دیدم که صحرا لاله گون بود زمین کربلا دریای خون بود خودم دیدم به بر هر برگ لاله نوشته این سخن با خط خون گلی گم کرده ام می جویم او را به هر گل می رسم می بویم او را امون ای دل، ای دل *** سه غم اومد سراغم هر سه یکبار غریبی و اسیری و غم یار غریبی و اسیری چاره داره ولی آخر کشد ما را غم یار امون ای دل، ای دل *** ما که افسرده حالم چون ننالم شکست پر و بالم شد چون ننالم همه گویند زینب ناله کم کن تو آیی در خیالم چون ننالم
  • 6:15
    شب های جمعه می گیرم هواتو اشک غریبی می ریزم برا تو بیچاره اون که حرم رو ندیده بیچاره تر اون که دید کربلاتو آه امون از غریبی، صبوری آه چه جوری بسازم با دوری *** شب های جمعه دلم غرقه آهه زهرای مرضیه تو قتلگاهه با ناله میگه "بُنیَّ بُنیَّ" این کشته لب تشنه و بی گناهه آه بمیرم چرا سر نداری آه بمیرم که مادر نداری *** لب گودال مادر افتاده ته گودال بی سر افتاده
  • 5:00
    شب های جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه آید به دشت کربلا گردد به دور قتلگاه گوید حسین من چه شد نور دو عین من چه شد کو اکبرم، کو اصغرم کو ساقی و آب آورم حسین من، ضیاء هر دو عین من *** مسلمانان حسین مادر ندارد غریب است و کسی در بر ندارد *** ای کشته فتاده به هامون حسین من، حسین من ای صید دست و پا زده در خون حسین من، حسین من *** زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست
  • 9:33
    عرش خدا دریای ماتم شد روح الامین محزون خاتم شد برپا شد از غم نبی چه نوحه و چه زمزمه تسلیت می دهد خدا به حیدر و به فاطمه وای وای وای فغان و واویلا که رفته از دنیا پیمبر دل ها وای وای وای امان از این ماتم *** آمده است عزرائیل پشت در اذن دخول می خواهد از کوثر در این خانه چه حرمتی ست که واجب است رعایتش تعظیم اهل آسمان به این در و به ساحتش وای وای وای امان از این مردم که بر سر خانم می آورند هیزم وای وای وای امان از این ماتم *** می رسد از غم جان ها روی لب نیست کسی دلخون تر از زینب پیغمبر بوسه می زند به حنجر برادرش آه از روزی که پا خورد به پیکر برادرش وای وای وای مقابل خواهر به دامن مادر چه ها کند خنجر وای وای وای امان از این ماتم
  • 6:07
    آمد پیمبر نور ایمان را به ما داد ذکر رحیم و ذکر رحمن را به ما داد اول گرفت از ما رگ کافرشدن را بعد از وفا نام مسلمان را به ما داد بر سفره ی توحید او عمری نشستیم شکر خدا پیغمبر این نان را به ما داد فرمود در وقت گناهان "فاذکروا الله" راه گریز از دام شیطان را به ما داد سنگش زدند و خواند آیات خدا را با زحمت بسیار قرآن را به ما داد یک لحظه هم نفرین از آن لب ها نیامد زیبایی لب های خندان را به ما داد فرمود راه حق فقط با اهل بیت است ممنون او هستیم عرفان را به ما داد با عشق زهرا و علی پیوندمان زد در پایشان چشمان گریان را به ما داد می خواست تا ایمان ما جانی بگیرد شیرینی ذکر "حسن جان" را به ما داد درهای خیر هر دو دنیا را گشود و شور غم شاه شهیدان را به ما داد تا بین بستر پیکر پیغمبر افتاد ابر غریبی بر وجود حیدر افتاد بعد از پیمبر احترام مرتضی رفت بین مسلمان های پست و کافر افتاد تنها شد و از دور او اصحاب رفتند مولا غریب و بی کَس و بی یاور افتاد خیبرشکن بود و غرورش را شکستند در پیش چشمش فاطمه پشت در افتاد با چشم اشک آلود خود زینب صدا زد بابا کمک، بابا بیا که مادر افتاد دیگر به جسم فاطمه نیرو نیامد تا آخر عمرش میان بستر افتاد
  • 2:04
    سبوی لطف تو دریاست سیدالشهداء جهان به عشق تو برپاست سیدالشهداء به گوشه گوشه ی شش گوشه که مزار شماست حرم نه مرکز دنیاست سیدالشهداء جواز روزی و روضه برای یک سالَم به دست حضرت زهراست سیدالشهداء روی کتیبه ی اشعار محتشم خواندم چقدر نام تو زیباست سیدالشهداء *** بِنَبیٍّ عَرَبیٍّ وَ رَسولٍ مَدَنی وَ أَخیهِ أَسَدِ اللهِ مُسَمّی بِعَلی وَ بِزَهراءَ بَتولٍ وَ بِأُمٍّ وَلَدَتها وَ بِسَبطَیهِ وَ شِبلَیهِ هُما نَجلَی زَکیٍّ وَ بِسَجّادِ وَ بِالباقِرِ وَ الصّادِقِ حَقّا وَ بِموسی وَ عَلیٍّ وَ تَقیٍّ وَ نَقی وَ بِذِی العَسکَرِ وَ الحُجَّهِ القائِمِ بِالحَق أَلَّذی یَضرِبُ بِالسَّیفِ بِحُکمٍ أَزَلی
  • 3:59
    شادی هر دو جهان بی تو مرا جز غم نیست جنّت بی تو عذابش ز جهنّم کم نیست در دم مرگ اگر پا به سرم بگذاری عمر جاوید به شیرینی آن یک دم نیست *** به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر بلند مرتبه پیکر، بلندبالا سر فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد که بنده ی تو نخواهد گذاشت هر جا سر حُب الحسین اجنَّنی *** قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق که پر شده است جهان از حسین سرتاسر زهیر گفت "حسینا" بخواه از ما جان حبیب گفت "حبیبا" بگیر از ما سر حُب الحسین اجنَّنی *** سپس به معرکه عابس اَجنَّنی گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر بنازم أم وهب را، به پاره ی تن گفت برو به معرکه با سر ولی میا با سر دلم هوای حرم کرده است می دانی دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
  • 5:33
    دلم شده مجنون و زده به سرم گرفته دلم حال و هوای حرم بیمار تو هستم، از عشق تو تب دارم سر میدم از عشقت، من میثم تمارم می سوزه لب خشکت ای آب حیات اشکام مثل بارونه، جونم به فدات حسین جان *** دیگه چی می خوام وقتی که نوکرتم یه عمره که زیر دین مادرتم تو معجزه کردی هر جا تو گرفتاری من خیلی بد اما معلومه دوستم داری از شوق حرم بازم پر زد دل من از خاک کف پاته آقا گِل من حسین جان *** به اذن علمدار و علی پسرت یه عمره که می گردم به دور سرت گریه کن زینب سرباز علمداره نقش کفن من یا حیدر کراره هستم اگه سرباز بانوی دمشق قسمت بشه سر میدم در محضر عشق حسین جان

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی