منو
ولادت حضرت معصومه (س)، محمدرضا طاهری، مجید بنی فاطمه، سید مهدی میرداماد

ولادت حضرت معصومه (س)، محمدرضا طاهری، مجید بنی فاطمه، سید مهدی میرداماد

  • 12 تعداد قطعات
  • 3 دقیقه مدت قطعه
  • 25 دریافت شده
مدیحه سرایی به مناسبت ولادت حضرت معصومه (س) با صدای محمدرضا طاهری،حسین طاهری، مجید بنی فاطمه، سید مهدی میرداماد و شعرخوانی مصطفی صابرخراسانی، سال 1395

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 3:34
    خدایی آروم دل امام هشتم اومده ایرونیا خبر خبر، ملیکه ی قم اومده دوباره جانان اومده، بانوی ایران اومده بیارید حاجتا رو که نفس سلطان اومده فاطمه خدا می نویسه روی دلا، روی دلای همه عاشقا حاجت ما رو میده خواهر یکی یه دونه ی امام رضا فاطمه، مولاتی یا حضرت معصومه دیوونه کرده عالمو رضا رضای رو لبت جونم به اونی که گذاشت زینب ایران، لقبت از همون اول که بی بی بلند شد اینجا عَلَمت خدایی زینبیه ی کشور ما شد حَرَمت فاطمه آرزومه که مددم کنی، اسیر لطف و کَرَمم کنی منو هم اضافه به زمره ی مدافعان حَرَمم کنی فاطمه، مولاتی یا حضرت معصومه
  • 7:36
    حکم کردند که بی عشق، نفس مذموم است شکر، این سینه به عشق ازلی محکوم است از رضایی شدن تک تک ما معلوم است دل، مسلمان شده ی فاطمه ی معصومه است همگی مستی خود را ز همین خُم داریم هر چه داریم همه از حرم قم داریم به غبار قدم وصف تو محشر برسد پای توصیف تو باید که برادر برسد تا که در شأن تو مضمون برابر برسد جای آن است که یک سوره ی کوثر برسد لال در محضر تو بودن ما، وصف شماست ورنه این شعر همان قطره کنار دریاست تو رسیدی و پدر صاحب دختر شده است صاحب آسیه و مریم و هاجر شده است از گل خنده ی تو دهر معطر شده است خواهری زینت آغوش برادر شده است تا که قنداقه ی تو دست برادر افتاد گوییا حق به حسین بن علی، زینب داد کعبه بر آل علی کرده گریبان را چاک سایه ی چادر تو پهن شده در افلاک تو همان عرش نشینی و من افتاده به خاک من چه گویم، پدرت گفت "ابوک به فداک" بگذارید بدانند تمام دنیا پای این درس گرفتیم مسلمانی را کَرَمت جلوه ای از بارش باران دارد سفره ی ما ز کَرَمخانه ی تو نان دارد این همان نیک سرشتی است که انسان دارد که ارادت به تو و شاه خراسان دارد محک عشق تو در سینه ی انسان کافی است هر کسی عشق نورزد به شما آدم نیست دست از عشق محال است که ما برداریم عشق خاک قدمت بود اگر سر داریم از بهار نفست شهر "نیاسر" داریم عطر تو بود گلابی که به "قمصر" داریم از زمانی که قدم های تو آمد این سو نمک سفره ی ایران شده "قم" ای بانو می نویسم به تو ای مقصد و مقصود حیات می نویسم به تو از تشنه لب آب فرات هر که شد مست حسین از تو گرفته است برات پرچم گنبد تو عرشه ی کشتی نجات کاش می شد که به دست تو خدایی بشویم تا مُحرم همگی کرب و بلایی بشویم
  • 3:01
    در و دیوار جنت بی بی دم در صحن تو معلومه پدر و مادرم قربون قدمای حضرت معصومه دل نا چیزم میون دامت، فدایی دارند تموم خُدّامت بی بی معصومه، جان بی بی معصومه نمک سفره تو هر کس خورد، می دونه تو قبله ی ایرانی بارون گل داره می باره واسه تو که خواهر سلطانه دل ویرونه با تو آباده، یه دل قم دارم، یه دل گوهر شاده بی بی معصومه، جان بی بی معصومه دوباره باز یه حاجت دارم، حاجتی که گیر یه امضاته شب جمعه حرم رویامه، برات سفرم تو دستاته برات جون میدم همین جا بی بی، منم دلتنگ کرب و بلا بی بی بی بی معصومه، جان بی بی معصومه
  • 2:11
    گره از "مشهد" و "قم" وا نگشته بر نخواهد گشت برادر خواهری اینگونه مشکل می شود پیدا ز هر دلشوره ای دل را به دریای تو باید زد که قدر اشک از امواج ساحل می شود پیدا دل ایران ز لطف سایه ی خورشید "مشهد" گرم و "قم" همشیره اش چون ماه کامل می شود پیدا دو دلبر از جناب حضرت موسی بن جعفر، چون حسین و زینبی حیدر شمایل می شود پیدا بدون زهر هم معصومه ی دور از رضا می مُرد مثالش زینب کبری، دلایل می شود پیدا *** قلم بر صفحه سرگردان عشق است و دفتر، سفره دار خوان عشق است یتیم شهر مکه شد پیمبر همان که صاحب قرآن عشق است اگر گفتند ابتر، کور بودند که زهرا گوهر تابان عشق است پسر عمش ابالایتام آن که خودش بابای فرزندان عشق است کریم و مهربان و دست و دل باز حسن، بانی هر احسان عشق است و آن نامی که سر خط جنون است حسینم وای سرگردان عشق است عجیب است اینکه بیمار است سجاد دوای درد بی درمان عشق است امام باقر آن علامه ی دهر دبیر دانش آموزان عشق است کسی کز دست صادق آب خورده ست مرید مرد باایمان عشق است کلید باب حاجات است کاظم خودش محبوس در زندان عشق است
  • 2:16
    تسبیح اشک های سحر بی نتیجه نیست در گریه دیده ایم اثر، بی نتیجه نیست باور کنید آه جگر بی نتیجه نیست این قدر بازماندن در، بی نتیجه نیست از انتظار، پنجره ها باز می شوند با نور چشم او گره ها باز می شوند تقویم هایمان همه زارند، خسته اند این ابرها چگونه ببارند، خسته اند بی تو از این که جمعه شمارند، خسته اند از برگ برگ خود گله دارند، خسته اند کارم غروب جمعه به اشکال خورده شد دیدی هزار و سیصدمان سالخورده شد نام تو می بریم اگر قند می خوریم پس ما به رد پای تو پیوند می خوریم وقتی که ما به جان تو سوگند می خوریم یعنی به درد لطف خداوند می خوریم مرحمتش گرفت گرفتار تو شدیم چله نشین لحظه ی دیدار تو شدیم ***** طرز نگاه تو به نظر جور دیگری ست خورشید از عنایت این ذره پروری ست تکلیف ما اگر بپذیرید نوکری ست این چادری که خیمه زدی ارث مادری ست ای آیه آیه آیه ی باران فاطمه کوثرترین نشین بیابان فاطمه با هر گناه، اشک تو را حیف می کنم رویم سیاه، اشک تو را حیف می کنم حیف از تو ماه، اشک تو را حیف می کنم شرمنده، آه، اشک تو را حیف می کنم پیش خدا که روی سپیدی نداشتیم اشکت اگر نبود، امیدی نداشتیم
  • 3:06
    کاری که کرد عشق تو، تقدیرمان نکرد گریه برای دوری تو سیرمان نکرد ما را ببخش اینکه غمت پیرمان نکرد دست گناه، امام زمان گیرمان نکرد من دوست دارمت به امام رضا قسم بر گریه های صبح و شب چشم شما قسم عشق آمد از دل همه ویران درست کرد ما را خراب کرد، پریشان درست کرد با این که خاک مرده در این شهر ریخته اند عشق آمد و مسیح شد و جان درست کرد عشق اتفاق های نیفتاده ی مرا اکسیر ریخت، لایق امکان درست کرد از ما گدای پشت در خانه ی کَرَم از این کریمه، بانوی ایران درست کرد مشهد خودش قلمرو شهبانوی قم است قم را برای شاه خراسان درست کرد آهو که نیستیم یقینا کبوتریم تولیت قبیله ی موسی بن جعفریم خوشبخت آن کسی است که باشد که گدای قم بیچاره آنکه نیست سر سفره های قم رودیم اگر روی به دریا می آوریم ما یک قبیله قبله به سمت خدای قم قم، بارگاه مادر معصوم های ماست جان تمام کشورم ایران فدای قم مشهد که پشت پنجره فولاد می دهند باید گرفت کرب و بلا از کجای قم باید برای امر ظهور التماس کرد شاید به دادمان برسد با دعای قم از دست خالی ام گله دارم، کَرَم کنید ما را دخیل تا ابدِ این حَرم کنید ما را نشانده اند سر این مسیر باز تو باز هم کریمه و ما هم فقیر باز روزی ما به دست شما خانواده است بانو بگیر لقمه ی نان و پنیر باز شرمندگی مقدمه ی هر توسل است پیش تو سربلند کند سر به زیر باز شیرین شده است زندگی ام با نگاهتان دریاچه ی نمک زده ای در کویر باز شرمنده در ولادتتان نامرتبیم این روزها عجیب پریشان زینبیم
  • 1:40
    می نویسم تو را برای خودم ذکر تسبیح و ربنای خودم صید تو گشته ام به پای خودم حَرمت بوده کربلای خودم بی حسابم ولی حسابم کن ذره ای هستم آفتابم کن ای غریب آشنا نمی خواهم غیر صحنت سرا نمی خواهم از تو غیر از تو را نمی خواهم درد دادی، دوا نمی خواهم دوری از تو بلای این جان است داروی درد من خراسان است ما ندیدیم از این حرم بهتر در هوای تو می پرم بهتر سایه ی توست بر سرم بهتر با تو هر روز بهترم بهتر همه ی هستی ام تویی آقا یار بی دستی ام تویی آقا دوست دارم که از تو دم بزنم همه را غیر تو قلم بزنم روز و شب در حرم قدم بزنم *** رئوف و مهربان آقاست مردم علی موسی الرضا سلطان عشق است جوانی ام فدای نوجوانش جواد است و بلاگردان عشق است دل ایرانیان شد هادی آبادی بمیرم خانه اش ویران عشق است ز حِلمش شیعه جانی تازه دارد امام عسگری جانان عشق است موقع ریختن بغض گلو می آید به بنرها بنویسید که "او" می آید ...
  • 7:44
    ز شوق، شاخه ی طوبی ستاره می ریزد به پای دختر موسی ستاره می ریزد به روی خویش در آیینه می زند لبخند خدا به خنده ی زهرا ستاره می ریزد نشسته زُل زده بابا به چهره ی دختر به لحظه های تماشا ستاره می ریزد به یُمن مَقدم این نورسیده، جبرائیل ز بام جنتُ الاعلا ستاره می ریزد هزار مرتبه "الله اکبر"ش گفته براش چادر حوّا ستاره می ریزد به چشم روشنی نجمه آمده مریم گلاب می پاشد و یا ستاره می ریزد خبر دهید به مردم کریمه آمده است بیاورید تمنا، ستاره می ریزد کریمه ای که ز یک گوشه چشم احسانش برای سفره ی دنیا ستاره می ریزد به بارش آمده نه قطره قطره که این ابر به قدر وسعت دریا ستاره می ریزد فرشته ها همه تعارف کنند نُقل و نبات نثار زینب آقام امام رضا صلوات دوباره بحر کَرَم در تلاطم آمده است به جلوه طاهره ی "یُذهب عَنکم" آمده است چه دیدنی ست در آغوش حضرتِ نجمه عزیز کرده ی مولای هفتم آمده است دهانش آب نیفتاده بلکه نهر عسل ز بوسه از لب سلطان هشتم آمده است نگاه کن به دل ذره ذره ی هستی ز شوق آمدنش در ترنم آمده است تمام پنجره ها محو در تماشایند مگر که حُسن خدا در تجسم آمده است سلام کرده و در پای گنبدش خورشید پی جواب سلام علیکم آمده است سر گرفتن اذن طلوع چون هر روز از آسمان چهارم سوی قم آمده است نشسته است دو زانو که مستفیض شود جناب خضر به کسب تَعَلُّم آمده است اگر که صحن عتیقش فرشته باران است عجیب نیست، بهشت تبسم آمده است چه احتیاج به خواهش، کریمه با رغبت به استجابت حاجات مردم آمده است امام از تو بخواهد که کم دلیلی نیست کسی به جز تو سزاوار "اِشفَعی لی" نیست
  • 4:24
    سلام و عرض ارادت به محضرت بانو رسیده ام بزنم حلقه بر درت بانو به غیر گوشه ی بام تو آشیانم نیست بریز دانه برای کبوترت بانو امامِ توبه لبش مزه ی "فِداها" داشت ز سیر در جلوات مطهرَت بانو ملیکه ای به تمام حریم اهل البیت و خواهریِ تو فخر برادرت بانو مصمم است به قربانی پسر این بار خلیل دست به سینه برابرت بانو ز بی کرانه ی علم تو قطره ای کافی ست برای حوزه ی علامه پرورت بانو نگاه ملتمس زائر تو دل بسته به دستگیریِ فردای محشرت بانو فقط به نذر فرج این دو بیت هم روضه ببخش می شود آزرده خاطرت بانو به احترام، شما را به قم که آوردند نه سنگ و چوب که گُل ریخت بر سرت بانو ندید سایه ای از ناقه ی تو نامحرم نسیم کی شده نزدیک معجرت بانو
  • 8:45
    مدینه امشب پر از نور خدا شد دَرای رحمت به روی شیعه وا شد باب حاجاتو ببین حاجت روا شد رسید از راه خواهر سلطان داره خدا می ریزه به قدمهاش دنیا رو داره می بخشه به خاطر عشقش ماها رو توی مدینه دوباره ببینید زهرا رو ای که تجلی قرآنی، خواهر شاه خراسانی تو با امام رضا صاحب ایرانی تو فقط نه تنها بانوی دنیایی تو صف قیامت شفیعه ی مایی ای حَرمت عرش خداست حال و هواش آشناست پیچیده توش بوی یاس حرم حضرت زهراست حَرمت برده منو تا آسمونا تویی خانوم مهربون مهربونا سر و سامون می گیرن از تو جوونا تویی تنها بانوی ایران دنیا همه سر سفره ی سبز انعامت میشه خرید آره کل بهشتو با نامت حاجتامو می تونم بگیرم از خُدامت تا تو کریمه ای معلومه اینجا گداییا مرسومه نوکرتند همه حضرت معصومه کسی که تو صحن تو بی پر و باله حاجتش رو از تو نگیره محاله ای به فدای تو سرم، می شینم توی حرم زیر بارون کَرَم، از پیشت جایی نمیرم
  • 2:23
    منم و هوای تو، هوای نفس زدن تو کربلا منم و هوای تو، هوای هروله بین زائرا منو از خودم بگیر، خودتو ازم نگیر، به خدا بدجوری آقا به تو وابسته شدم به دلم جلا بده، باز یک کربلا بده، به خدا من از همه غیر خودت خسته شدم از غم دوری تو، غم مهجوری تو، مثل یه شیشه ی سنگ خورده ی بشکسته شدم همه چی ام حرم حرم حرم حرم، زندگیم حرم حرم حرم حرم، می بریم حرم حرم حرم حرم
  • 1:38
    چه شود ز راه وفا اگر نظری به جانب ما کنی که به کیمیا نظر مگر مس قلب تیره طلا کنی چمن از رخ تو روایتی، شِکر از لب تو حکایتی چه شود گهی به عنایتی نظری به سوی گدا کنی تو زنی به دوش نبی قدم، فکنی بتان همه از حرم حرم از وجود تو محترم، ز صفا، صفا تو صفا کنی تو به شهر علم نبی دری، تو ز انبیاء همه برتری تو غضنفری و تو صفدری چون میان معرکه جا کنی تو مراد من، تو نجات من، به حیات من، به ممات من چه زیان بَرم، چه ضرر کنم، تو برابری و عطا کنی نرسد اگر به علی کسی، به کجا رود، به کجا رسد به خدا قسم که اگر کسی به علی رسد، به خدا رسد

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی