منو
ولادت حضرت معصومه (س) 98 - میثم مطیعی

ولادت حضرت معصومه (س) 98 - میثم مطیعی

  • 3 تعداد قطعات
  • 9 دقیقه مدت قطعه
  • 10 دریافت شده
مدیحه سرایی ولادت حضرت معصومه (س) با صدای میثم مطیعی، 1398

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 9:12
    مدح - در آسمان ملائکه ی خوش ذوق، شهر بهشت را که بنا کردند اول به سوی صحن و سرای تو، چندین هزار پنجره وا کردند مبهوت کرده اند تماشا را، حتی خود اهالی بالا را در این حرم به جای کبوترها، یک آسمان فرشته رها کردند مشتی ستاره از فلک آوردند، در سفره های ما نمک آوردند بس که بهار از فدک آوردند، در شهر قم مدینه به پا کردند با چشم های غرق عطش دیدیم، گنبد درون آینه‌ی حوض است آن کاسه های پر شده از خورشید، سیرابمان از آب طلاکردند ملا حسین مولویِ مداح، با سازگار و عاصی و خورشیدی از بس که بوده اند نمک گیرت، در هر مقام شور به پا کردند ما قاصریم وصف تو را وقتی، امثال مرعشی و بروجردی یک عمر روزه های معطر را، با بوسه بر ضریح تو وا کردند تکرار فاطمه است عبور تو، توصیف زینب است مرور تو معصومه نام داشت حضور تو، اما تو را کریمه صدا کردند ای تا همیشه کار توکارستان، اثبات کرده شوکت تو هر آن هرگز نکرده اند همه مردان، کاری چنان که فاطمه ها کردند شاعر : سید حمید رضا برقعی
  • 8:52
    شعر حماسی - شکر خدا که خیمه بر این آستان زدیم در سایه محمد و آل محمدیم در سایه سار شاخه طوبی نشسته ایم بر سفره کرامت زهرا نشسته ایم این نور چشمه چشمه در این خاک جاری است هر سو نگاه میکنم آیینه کاری است عشق از مدینه راه خراسان گرفته است ایران به یمن مقدم او جان گرفته است عطر بهار قسمت این کوچه باغ شد شیراز غرق نور ز شاه چراغ شد قبری که در مدینه شد از دیده ها نهان در قم نمود جلوه به چشمان عاشقان اخت الرضا که دانش احمد به او رسید میراث علم آل محمد به او رسید دلهای ماست عاشق و شیدای اهل بیت جان میدهیم پای حرمهای اهل بیت آزاد کرده اند حرم را مدافعان این گام اول است در آزادی جهان آزاد میکنیم زمین را وجب وجب مانند آفتاب ز چنگال شوم شب دیگر رمق به جان ستمگر نمانده است چیزی به فتح قلعه خیبر نمانده است یار ستمکشیده و غمخوار بی کسیم ما مژده رهایی بیت المقدسیم فریاد و شور و تاب و تب ما همیشگی ست تبت یدا ابی لهب ما همیشگی ست ای خصم دون ندای جوانان ما شنو فریادهای مرگ به شیطان ما شنو بیگانه را مجال به دریای فارس نیست این مرز سرخ، خندق سلمان فارسی ست گر بگذرد زخندق، عمروبن عبدود با ضرب ذوالفقار زمینگیر میشود رفت آبروی خصم چو پهبادشان به باد پای مگس ز عرصه سیمرغ دور باد یک واژه است حرف دل ما: مقاومت نه جنگ و نه مذاکره، تنها مقاومت گلدسته آشنای نوای اذان ماست این وعده خداست که فردا از آن ماست شاعر: دکتر محمد مهدی سیار
  • 6:46
    روضه و زمزمه - دستی نداری تا بگیرم، از زمین پاشی میشه دوباره باز علمدار حرم باشی؟ این بچه ها دیگه نمیخوان آب؛ تو رو میخوان میشه براشون باز سقاشی؟ وقتی خجالت میکشی شرمنده تر میشم سقا بدون دست هم سقاست باورکن توو چشم عباسم نبینم اشک غم باشه بی تو حسین تنهاست باور کن دریا توو دستاته برادر ممنون دستاتم علمدار چشمات پر از خون شد عزیزم دلتنگ چشماتم علمدار دستم رو میگیرم به پهلو راه میرم من اونچه نباید عاقبت دیدی سرم اومد تا که نشستم پیش تو انگار حس کردم یک لحظه بوی مادرم اومد دیدی بهت گفتم کبوده صورت مادر؟ دیدی بهت گفتم که خیلی سخت راه میره؟ دیدی چقد سخته ببینی مادرت هربار دستش رو به پهلوش میگیره؟ دریا توو دستاته برادر ممنون دستاتم علمدار چشمات پر از خون شد عزیزم دلتنگ چشماتم علمدار شاعر: امیررضا یزدانی

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی