منو
ایام شهادت امیرالمومنین امام علی(ع)، شب بیست و سوم ماه رمضان، مجتبی رمضانی

ایام شهادت امیرالمومنین امام علی(ع)، شب بیست و سوم ماه رمضان، مجتبی رمضانی

  • 2 تعداد قطعات
  • 15 دقیقه مدت قطعه
  • 15 دریافت شده
مداح : مجتبی رمضانی
مناسبت مذهبی : 22رمضان، شب قدر سوم
شخصیت : حضرت فاطمه (س)
نوع قطعه : روضه
مرثیه سرایی به مناسبت ایام شهادت امیرالمومنین امام علی(ع)، شب بیست و سوم ماه رمضان با صدای مجتبی رمضانی، شب قدر 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 15:43
    دوباره آمده ام گرچه دیر برگشتم ولی شبیه گدا سر به زیر برگشتم به صد امید به سوی تو روی آوردم به سوی خانه ی "نعم الامیر" برگشتم شدم ذلیل گناهم خودم پشیمانم ببین شکسته و زار و ذلیل برگشتم گرفت دست مرا دست مهربانی تو به دستگیری تو "یا مُجیر" برگشتم ز باب لطف تو رفتم ولی غلط کردم پر از گناه صغیر و کبیر برگشتم گناه بال و پرم را شکسته مولاجان شدم دوباره زمین گیر، گیر برگشتم اگرچه پیش تو احساس فقر بی معناست ولی دوباره به سویَت فقیر برگشتم عطش دوباره لبم را تَرک تَرک کرده به حُرمت لب مثل کویر برگشتم به یاد خواهر غمدیده ای که می فرمود ببین برادر زینب که پیر برگشتم کجا روم، به که گویم حدیث غم هایم به لطف حرمله ها اسیر برگشتم ولی برادر زینب همین که فهمیدم کفن شده است حسین با حصیر برگشتم دیگه وقتشه قلبم آروم بشه فقط امشبو با بَدیم راه بیا دارم زیر بار گُنَه می شکنم در خونه تو باز کن ای خدا خدایا خدایا خدایا خدا می دونم که ناپاک و آلوده ام ولی دست رد روی سینه م نزن دیگه بسته اینقدر شرمندگی جلو چشمای "حجت بن الحسن" تو دنیا فقط من به این دلخوشم که عمرم داره می گذره با حسین دیگه اومدم عبد خوبی بشم "و هل یرحم العبد الا الحسین" می دونی چقدر از خودم خسته ام می بینی تو حال پریشونم و می خوام آبرودار شَم پیش تو برم زینبیه بِدَم جونمو
  • 12:41
    بازم روضه ها آتیشم می زنه همین غصه بیچاره کرده منو شنیدم مدینه تو یه کوچه ای یه خانومو تنها گیر آوردن و ... نامردیه یه مرد بخواد سیلی به یک زن بزنه مرد اونه که روز نبرد به دل دشمن بزنه چقدر دلت می خواست خانوم سر حسینو بوس کنی آرزو داشتی یه روزی زینبتو عروس کنی ستاره ی شبای من، آیینه ی خدای من ازت خجالت می کشم چون تو شدی فدای من کنار من می زَدَنت، زخمیه کل بدنت با کسی حرف نمی زنه، مگه چی دیده حسنت تو رو چهل نفر زدن، پَرِت رو با تبر زدن جلوی چشم دخترت سر تو رو به در زدن ابری و داری می باری تو این غمایی که داری داره منو می کُشه این خونی که بالا میاری یه دختری تو خیمه ها خواب اسیری می بینه خواب می بینه رو صورتش گرد یتیمی می شینه خواب می بینه سر بابا رو نیزه قرآن می خونه می خواد لباشو ببوسه، نمی تونه نمی تونه خواب می بینه مَحاسن باباش تو دست دشمنه به زیر تیغ و نیزه ها چه دست و پایی می زنه

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی