منو
ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)، محمدرضا طاهری و حسین طاهری

ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)، محمدرضا طاهری و حسین طاهری

  • 8 تعداد قطعات
  • 5 دقیقه مدت قطعه
  • 29 دریافت شده
مدیحه سرایی به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) با صدای حاج محمدرضا طاهری و حسین طاهری، سال 1395

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 5:54
    بهار عشقه، هوای عشقه مادرمونه که خدای عشقه دعا کرد امسالم که با حیدر باشم و هر روز از دیروز حسینی تر باشم سالی که شروع شه با زهرا سال ظهور میشه انشالله مادر روزت مبارک، مادر روزت مبارک به خدا جنت به زیر پاشه جوونیمون فدای بچه هاشه بنازم بانوی ولاییه زهرا تموم ایرانه فدایی زهرا تو مدینه حرم زهرا ساخته میشه یه روز انشالله مادر روزت مبارک، مادر روزت مبارک الهی امسال مست کَرَم شم بطلبه مدافع حرم شم به لطف ثارالله به دشمن پیروزیم تمومی ماها یه "مهدی نوروزی" م عیدی عاشقای زهرا کرب و بلا میشه انشالله مادر روزت مبارک، مادر روزت مبارک
  • 5:06
    باران گرفت و زمزم و کوثر به ما رسید مستی رسید و باده و ساغر به ما رسید روز الست که گِل عالم درست شد خاک سرای آل پیمبر به ما رسید وقتی خدا به طالع مان داشت می نوشت شکر خدا ولایت حیدر به ما رسید این عزتی که هست از آنجا گرفته ایم آن لحظه ای که منصب نوکر به ما رسید هر کس گرفت دست خودش را به سوی دوست در این میان محبت مادر به ما رسید چه مادری که لب به سخن تا که باز کرد روزی صد هزار برابر به ما رسید مادر ز مقدم تو بهاری ترین شدم دست مرا گرفتی و بالاترین شدم دریا فقط تو هستی و دریاتر از تو نیست انسیه ی خدایی و حوراتر از تو نیست تو می درخشی و همه جا نور می شود زهرا فقط تو هستی و زهراتر از تو نیست وقتی که خاکِ پایِ تو عرش است مادرم در اوج آسمانی و بالاتر از تو نیست پیغمبر خدا به تو می گفت مادرم با این حساب اُم ابیهاتر از تو نیست تو بضعة النبی خدایی و هیچ کس آیینه دار حضرت طاهاتر از تو نیست شان تو از روایت لولاک واضح است اینکه بزرگ تر ز تو بالاتر از تو نیست تو آمدی و تکیه به عشق علی زدی با بودن تو حامی مولاتر از تو نیست نام تو همّ و غم ز دل مصطفی گرفت دست خدا علی ست که دست تو را گرفت
  • 3:09
    باید می آمدی به همه رهبری کنی اصلا فقط تو آمده ای سروری کنی روز ازل خدای تو می خواست باشی و در حق شیعه های علی مادری کنی در روز حشر بین تمام پیمبران آن لحظه می رسد که تو پیغمبری کنی هم ‌رتبه ی علی به خدا غیر تو که نیست پس می شود به جای علی حیدری کنی سجاده پهن کن که دوباره مدینه را پُر از پَر فرشته و حور و پَری کنی دست قنوت تو همه ی مستجاب هاست مهریه ی تو فاطمه جان کل آب هاست وقتی که ماه در سحر چادر تو بود خورشید زیر بال و پر چادر تو بود زیر قدوم تو پر و بال ملائکه فوج فرشته دور و بر چادر تو بود هر کس که منتسب به تو شد سر به راه شد اصلا حجاب زیر سر چادر تو بود وقتی در آسمان خدایی بدون شک زینب در آن میان قمر چادر تو بود تو قبل مریم آمده ای مادر بهشت پس این همه حیا اثر چادر تو بود یک شب چهل یهود مسلمان تو شدند این هم نشانه ی دگر چادر تو بود نور تو مکه را مَثَل کوه نور کرد ابلیس را حضور تو از مکه دور کرد
  • 2:32
    فیض روح القُدُس عالم بالا زهرا تا به معراج کشانده است نبی را زهرا مصطفی خواسته اش، خواستن فاطمه بود رفت معراج که آخر برسد تا زهرا به زمین آمدنش، آمدن ساده نبود دست بر سینه نبی گفت بفرما زهرا سر آوردن این سوره ی کوتاه چقدر گفت جبریل علی، گفت نبی یا زهرا این که حق با علی است، این که علی با حق است یعنی هر دوش همین است علی با زهراست یک علی داشت خدا، فاطمه هم داشت یکی به خدا نیست کسی فاطمه الا زهرا مرتضی مثل نبی بوسه به دستش می زد حجة الله علی حجة اعلی زهرا
  • 6:33
    عمریه این چادر سایه ی سَرَمه جون من بسته به جون مادرمه نگام کن، بیا منو صدام کن مثل همیشه مادر بیا منو دعام کن میشه بازم مهربونی کنی بال من رو آسمونی کنی ای مادر حسین، مادر حسن خوش اومدی پر از آرامش با تو باشه دلی با وجودت بانو غم نداره علی چی میشه که خاک زیر پات شم مادر مهربونم الهی که فدات شم جنت زیر قدم مادره روز محشر منو یادت نره ای مادر حسن، مادر حسین خوش اومدی از قدیم الایام آشنای توام نوکر دربست بچه های توام تا باشم زیر بال و پر تو داری همیشه مادر هوای نوکرتو از تو دارم کربلا رفتنو یادم دادی یا حسین گفتنو نوکری کردنو ای مادر حسن، مادر حسین خوش اومدی
  • 5:51
    نباشد شوکتی غیر از شکوه کبریا اینجا که در صبح ازل ایجاد شد قالوا بلی اینجا بنه پیشانی تسلیم بر خاک، آسمانی شو که طاعت پله‌ ها دارد به اوج کبریا اینجا خداوند است و می دانیم "ان الله قد شاءَ" ندارد بنده دیگر رخصت چون و چرا اینجا در این دشت بهار آباد لباس شُکر بر تن کن که گل از تار و پود جلوه می پوشد ردا اینجا تحیر صد زبان حرف از بلاغت زیر لب دارد سخن ها گفت با آهنگ خاموشی صدا اینجا در این منزل طلب درها به رویت باز می سازد ندارد غیر مشتاقی کلیدی مدعا اینجا اگر از روشنای ذکر "یا فاطر" بپرسندت بگو "سبحانک یا رب لا علم لنا" اینجا شفا از او تمنا کن که جز شرح اشاراتش ندارد هیچ قانونی براهین شفا اینجا بگو اوصاف آن بانو که معنی بی قرار اوست سراپا واژه نشناسد به هنگام ثنا اینجا همان بانو که ساق عرش باشد تکیه گاه او ندارد مخملِ خوابی به غیر بوریا اینجا همان بانو که در وقت عروسی پیرهن بخشد همان بانو که سرشار است از او "هل اتی" اینجا همان بانو که دست از جان بشوید تا به دست آرد وفا تا پای جان در راه جان مرتضی اینجا همان بانوی عرشی که مدرس شد امامان را به الهامات خط مصحفش از ماورا اینجا همان مصحف که از خط مُرکَب کوثرش نوشد هزاران خضرِ معنی جرعه ی آب بقا اینجا
  • 12:11
    زمین و آسمان را بر سر این سفره مهمان کن که با دستان خود کرده است گندم آسیا اینجا ندارد قنبر از دینار و درهم آرزو در دل ندارد فضه در قلبش تمنای طلا اینجا کلیم اینجاست، شیث اینجاست، ابراهیم و هود اینجا مسیح اینجاست، نوح اینجاست، ختم الانبیاء اینجا چه درگاهی که می یابند در آن اسم اعظم را سلیمان نبی با آصف بن برخیا اینجا چه بزمی زینبین اینجا، حسن اینجا، حسین اینجا نبی اینجا، علی اینجا، همه اهل کسا اینجا به غیر کربلا که خود شب جمعه‌ ست مهمانش نجف، مکه، مدینه، کاظمین و سامرا اینجا چه غوغایی‌ ست در محشر شفاعت می‌ کند مادر یکایک عاشقان را فاطمه گوید بیا اینجا چه اندوهی از این بالاتر ای شاعر که در شعرت نگفتی از غم و اندوه او یک بیت در اینجا چه اندوهی پدید آمد ز هجر مصطفی اینجا که زهرا ناله زد پیش غریب و آشنا اینجا چه خوش دادند اجر مصطفی را با وفات او چه خوش کردند حق اهل بیتش را ادا اینجا خدایا دختر پیغمبر ما را چه پیش آمد که با "عجل وفاتی" از تو می خواهد شفا اینجا چرا پهلو گرفته پشت در آن عرش پیمایی که پهلو می زند نامش به عرش کبریا اینجا زبان خاموش دار از شرح تلخ ماجرا گفتن که آتش زد به قلب پاک ختم الانبیاء اینجا شبی در خواب با شهر مدینه اینچنین گفتم بگو تا کی بماند قبر او پنهان ز ما اینجا نمی دانم کجای این مدینه این قدر دانم که یا اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا شب است و بوسه بر خاک بقیع آرامش جان است دلم دارد ولی حال و هوای کربلا اینجا بیا بال سفر وا کن حرم آغوش وا کرده بیا تا قبر شش گوشه، بیا پایین پا اینجا شب جمعه مصیبت از علی اکبر نمی خوانند که زهرا ناله ها دارد در این صحن و سرا اینجا من از آن بانوی پیدا و پنهان عذر می خواهم که در شعرم ردیف آورده ام قافیه را اینجا تفاوت از زمین تا آسمان با آفتاب اوست ببین با بال شوقش ذره پر زد تا کجا اینجا
  • 11:31
    می بینی که آروم ندارم، می رسه از امشب بهارم بهونه ی خلقتو ببین ملیکه ی عرشو رو زمین خدا به خودش گفت آفرین تفسیر کوثره نبوی سرشته، صاحب بهشته، واسه خدا خیلی عزیزه آفریده ها رو تموم دلا رو به زیر قدم هاش می ریزه سر زد نور سپیده، تازه شروع عیده، عشق علی رسیده یه جا اومده کل قرآن، مبارکه عیدت حسن جان بی قراره نوکر حسین، عاشقاشو می خره حسین که هم روز مادر حسین، هم روز رهبره بگو توی دنیا به نوکر زهرا که بگیره بالا سرش رو همه جا پیچیده فاطمه خریده مدافعان دخترش رو زینب زینت مولاست، زینب عزیز زهراست، زینب فداشه عباس مادر همه عاشقاشه، پدرشم حتی فداشه کی بانوی هر دو عالمه، دلیل شفاعت همه امید همه به فاطمه تو روز محشره بدون دعاهاش خاک زیر پاشم نمیشه که باشم بدون دعاهاش یه روزم تار و پود عشقش با وجود عشقش محاله تو آتیش بسوزم هستی قرار حیدر، ای ذوالفقار حیدر، دار و ندار حیدر

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی