منو
شهادت حضرت امام محمد باقر (ع)، محمود کریمی

شهادت حضرت امام محمد باقر (ع)، محمود کریمی

  • 9 تعداد قطعات
  • 13 دقیقه مدت قطعه
  • 35 دریافت شده
مرثیه سرایی به مناسبت شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) با مرثیه خوانی محمود کریمی، سال 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 13:11
    منم که زنده نمودم خداپرستی را منم که شیخ و مرادم تمام هستی را منم که زنده نمودم علوم قرآن را کشانده ام به تماشا بهشت ایمان را منم که زنده نمودم قیام جدّم را منم که زنده نگه داشتم محرّم را در اوج عرش مقامی رفیع دارم من و غربتی چو غروب بقیع دارم من منم که سنگ مزارم پر کبوترهاست منم که زائر تنهای هر شبم زهراست منم که در نفسم عِطر کربلا جاری است شمیم غربت من در دل منا جاری است هزار حرف نگفته میان دل دارم هزار درد نهفته میان دل دارم هزار حرف نگفته ز ماجرای حسین چقدر روضه گرفتم فقط برای حسین هزار حرف نگفته ز ظهر روز عطش ز ماجرای رباب و ز داغ سوز عطش سه چار ساله ولی ماجرا که یادم هست سری که رفت روی نیزه ها که یادم هست همین که رفت عمو، قامت حسین خمید همین که رفت عمو، ضرب تازیانه رسید میان سلسله ها یک به یک قطار شدند به روی ناقه ی عریان همه سوار شدند چه زلف ها که در این ماجرا سپیده شدند چه حرف ها که در این کوچه ها شنیده شدند هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز هنوز بر کف پا زخم آبله است هنوز هنوز سنگ سرِ پشت بام یادم هست هنوز قصّه ی بازار شام یادم هست چه ناله ها که در این سینه ها بریده شدند چه موی ها که سر هر گذر کشیده شدند صدای دخترکی بی قرار یادم هست هنوز قصّه ی آن نیزه دار یادم هست هنوز در دل ما بغض حرمله است هنوز هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز شکست پهلوی آن دختری که خورد زمین شبیه پهلوی آن مادری که خورد زمین سه ساله بود ولی پیر عشق بابا بود سه ساله بود ولیکن شبیه زهرا بود شاعر: وحید محمدی
  • 3:05
    از شام تا هشام فقط ناامید شد پیش رقیه آخر سر روسپید شد از سَم گذشته بود، دلیل شهادتش این بود که مصائب زینب شدید شد ای کاش بود عمه رقیه کنار او این درد هم به علت زَهرش مزید شد روضه شنیدنی ست ولی پشت خیمه او دیده که گوشواره کجا ناپدید شد پا می کشید و حجره چو گودال سرخ شد از بس که محو روضه ی او می کشید شد پس می بُرید از بدنش در خیال خود تا اینکه ظهر نوبت او می بُرید شد او می بُرید و قصه به جایی رسید که سوم امام کرب و بلا هم شهید شد
  • 8:21
    شهیدم کاکلش در خون غلطونه شهیدم خفته بین خاک و خونه چشماتو قربون، زخماتو قربون افتادی رو خاک قد و بالاتو قربون
  • 8:37
    قاتل تو زخم غصه های کربلا شد قاتل تو آتیشی که تو حرم به پا شد قاتل تو سرهایی که از بدن جدا شد دلا می سوزه ، چشا گریونه شب بی تابی ، شب بارونه تو پنجمین نور دین خدایی تو آخرین شاهد کربلایی تو داغدار غم خیمه هایی قاتل تو زخم غصه های کربلا شد قاتل تو آتیشی که تو حرم به پا شد قاتل تو سرهایی که از بدن جدا شد جلو چشماته غم شهر شام رقیه می گفت بابامو می خوام مونده تو گوشت صدای رقیه ناله زدی پا به پای رقیه جون میدی امشب برای رقیه یادت میاد اون داغی که همه رو هلاک کرد یادت میاد عمه اشکاشو چجوری پاک کرد یادت میاد زینب عشقو تو خرابه خاک کرد امام باقر منو دریا کن برات عشقو خودت امضا کن داره میاد باز صدای محرم آماده مون کن برای محرم ما زنده ایم با عزای محرم آقا ببین من سرباز پرچم حسینم آقا ببین من تا زنده م آدم حسینم آقا ببین مجنون محرم حسینم
  • 4:00
    بزار بگم با زبون ساده همین حسین حسینم از سرم زیاده زهرا اجازشو به هر کسی نداده علی اجازشو به هر کسی نداده حسن اجازشو به هر کسی نداده زینب اجازشو به هر کسی نداده مبریدم که در این دشت مرا کاری هست گل اگر نیست ولی صحنه ی گلزاری هست ساربانا مزنید این همه آوای رحیل آخر این قافله را قافله سالاری هست
  • 3:51
    ای آن که قبرت بی چراغ و سایبان است روضه نمی خواهی! مزارت روضه خوان است گلدسته ات سنگی ست، روی تربت تو گنبد نداری...گنبد تو آسمان است اصلاً نیازی به بیانش نیست دیگر اوج غریبی تو از قبرت عیان است تو یادگار داغ های کربلایی از هرم ماتم در دلت آتش فشان است هر روضه ات کرب و بلایی می شود دور مزار تو پر از نامه رسان است تو شاهد باران سیل آسای خونی تو کعبه ای چشمت شبیه ناودان است جسم تو در خاک بقیع و روحت اما … در قلب یک گودال ، هر شب میهمان است دیدی که در گودال ، جدت را چه کردند دیدی که عمه روی تَل بر سرزنان است شاعر: رضا قاسمی
  • 5:32
    چه خوب نوکریت، تو شاه و سروری چقدر دلم می خواد بگم غریب مادری تو شاهمی حسین، پناهمی حسین تو قبرمم تو روشنی راهمی حسین فدای تو سرم، منی که نوکرم بده بمیرم و با مادرم نیام حرم به درد من دوا، منو بزن صدا بگو نوشتم اسمتو بیا به کربلا صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت او شاه مصر باشد و این شاه عالم است آقا چه می شود به غلامت کرم کنی با گوشه ی نگاه دلش را حرم کنی از بس که با گنه دلتان را شکسته ام لایق نیم نگه به دل مضطرم کنی از کاروان عشق تو جامانده ام حسین آیا شود مرا تو مقیم حرم کنی خوشا به حال دلی که به دلبری برسد به سفره کرم ذره پروری برسد همه رعیت ارباب می شویم اما غلام با ادب اینجا به برتری برسد کسی که بر در این خانه سر بلند نکرد به یک اشاره ی آقا به سروری برسد اگر چه سائل او بی نیاز از دنیاست در آخرت به مقامات بهتری برسد به نیم قطره اشک محبتش ندهد اگر خوشی دو عالم به نوکری برسد
  • 9:20
    من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام بر لبم جان دیده ام خیزان را بر لب قاری قرآن دیده ام بر لبم جان دیده ام خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام بر لبم جان دیده ام شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام بر لبم جان دیده ام حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام بر لبم جان دیده ام در منی آب گوارا دست زائرها دهید حاجیم را در دل گودال عطشان دیده ام بر لبم جان دیده ام پیکر جد خودم در تیر باران دیده ام شاه گفتا کربلا امروز میدان من است عید قربان من است مادرم زهرا در این گودال مهمان است عید قربان من است روز محشر روز جولان شهیدان من است تحت فرمان من است
  • 5:49
    به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند سر تو را به نیزه ای نشانده دشمن علی نمی روم ولی مرا به این بهانه می برند حسین من حسین من

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی