منو
شهادت حضرت زهرا (س)، محمود کریمی

شهادت حضرت زهرا (س)، محمود کریمی

  • 9 تعداد قطعات
  • 2 دقیقه مدت قطعه
  • 107 دریافت شده
مرثیه سرایی به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) با صدای محمود کریمی، سال 1397

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 2:49
    ای خلایق خاک فرزندان تو قلب احمد در لب خندان تو راستی بوسیده پای بوذرت خلد مشتاق بلال و قنبرت عالمی پشت درت سائل شده مائده بر فضه ات نازل شده بوستانت فادخلوها آمنین هر گلش بر شاخه یک روح الامین دست خیل انبیا بر دامنت روح پیغمبردر آغوش تنت روی تو با چشم حیدر دیدنی است دستت از سوی پدر بوسیدنی است بنده ای اما خدایی بنده ای تا خدا دارد خدایی، زنده ای حسن تو مرآت حسن ابتداست وجه تو باقی است، چون وجه خداست مشتی از خاکت وجود آدم است هر گل بستان تو یک مریم است نامت از نام خدا مشتق شده تو شدی میزان حق تا حق شده مهرت از سوی خدای لم یزل آب و خاک و باد و آتش از ازل در ولادت مریم نیکو سرشت پیکرت را شست با آب بهشت بلکه دست عصمت مریم درست آب کوثر را به اندام تو شست روی تو خورشید پیش از ابتداست نور تو تا وسعت ملک خداست هرچه رفتم در ثنایت پیشتر غرق گشتم در تحیر بیشتر چشم خود تا بر عروجت دوخته از براق معرفت پر سوخته لیلةالقدری که حی پاک گفت بر محمد هم "وَ ما ادراک" گفت گرچه در بین خلایق زیستی آنکه خلقت کرد داند کیستی
  • 3:14
    روح حوا، مرغ باغ یاس تو رزق آدم، دانة دستاس تو چشم کل خلق بر دست پُرت زلف حورا رشته های چادرت تا بگیرد از تو درس خویشتن با توجبریل امین شد هم سخن او که واقف از جلال و جاه توست فارغ التحصیل دانشگاه توست ای که عصمت از حجابت پا گرفت که به جز تو رو، ز نابینا گرفت حمد و تکبیر و دعا دلداده ات سجده برده سجده بر سجاده ات ای دعا برده به درگاهت نیاز از نماز توست پرواز نماز آسمان بر لب زند مهر سکوت کز دهانت بشنود ذکر قنوت هر کلامت خلق را خیرالکلام بر سلامت از سوی داور سلام قل هوالله است دامنگیر تو کرده حق فخریه بر تکبیر تو تا کند در محضرت عرض سلام پیش پایت کرده پیغمبر قیام روح عصمت تشنه تطهیر توست لیلة القدر خدا تفسیر توست چادر تو سایبان انبیاست جامه ات از نور قدس کبریاست قلب هستی خانه خشت و گلت قاب قوسین الهی منزلت آسمان لبریز از احسان توست باغ جنت عاشق سلمان توست وصف تو در آیه اللهُ نور چشم بد از آستانت دور دور انبیا در بیتت ای دخت رسول پای نگذارند بی اذن دخول صاحب البیت تو حی داور است زائر هر روز آن پیغمبر است حیف بیت کبریا را سوختند قلب ختم الانبیا را سوختند تو قیامت را قیامت می کنی بر امامان هم امامت می کنی
  • 16:33
    ای بی نشون من کجایی ای مهربون من کجایی قربون قلب داغ دارت دردت به جون من کجایی یابن الحسن آجرک الله بی تو هوا دلگیر و سرده دوریت منو بیچاره کرده دلخوش به اینم که یه روزی خورشید با تو بر میگرده آقا جان... آقا جان... آقا جان... عاشق نیست اونکه چشمشو بست تو انتظار صبح خوابید عاشق اگه باشی شبونه میری به استقبال خورشید ای نوش جون عاشقی که از دست دنیا نیش خورده از نور زهرا روز محشر مهری به پیشونیش خورده عاشق همونه که سپرده به دست زهرا زندگیشو آزاده از دل بستگیها مولا خریده بندگیشو دلتنگ اون یار قدیمم یاری که تشنه رفت از هوش سر بند یا زهرا به سر داشت ترکش نشسته بود به پهلوش میگفت مادر جان کجایی با یاد پهلوی شکسته تو لحظه های آخرش دید که بانویی پیشش نشسته اون بانویی که مادری کرد جای تموم مادراشون از مادراشون خیلی بهتر می خوند لالایی براشون اون مادر الان توی بستر افتاده با دست شکسته با بچه های خسته دورش مولا غریبونه نشسته شمع و گل و پروانه از تب آتیش گرفتن از سر شب صبر خدای صبر سر رفت وقتی که خون جاری شد از لب گل چادر گل دارت تب دستای تب دارت آتیشم زده نفست که خراب میشه مثل شمعی که آب میشه حال من بده نه تو حرف میزنی نه حسین نه حسن چی شد اون خنده هات آخه یه حرفی بزن ای که با من بسته ای لب در کلام پلک بر هم میزنی جای سلام شبا ساکت و بیداری ولی معلومه درد داری بین هر نفس پره اشک سکوت تو پره گریه قنوت توکنج این قفس بیا امشب بزار خودتو جای من چه کنم فاطمه پاشو یه حرفی بزن شمع و گل پروانه از تب آتیش گرفتن از سر شب صبر خدای صبر سر رفت وقتی که خون جاری شد از لب دل کندن مولا شبیه حال حسین و زینبش بود حال همون روزی که زینب مهلا حسینم رو لبش بود
  • 5:20
    ای به طوفان کربلا نوحم قتلگاه تو کعبه روحم سینه داغ دیده ات سپرت نیزه ها سایبان زخم پرت زخمها چون ستاره بر بدنت بدن پاره تر ز پیرهنت خون روان از گلوی عطشانت پدر و مادرم به قربانت به تن بی سرت نظاره کنم زخم های تو را شماره کنم کاش جای سر مطهر تو می بریدن سر ز خواهر تو بدنت را که بهتر از جان است پای تا سر تمام قرآن است از سم اسب طوطیا کردند با سر نیزه جا به جا کردند قامتت زیر کوه غم شد دال نفسم گشته روضه گودال اهل کوفه چقدر پست و بدند روضه خوان تو را زدند زدند می برند از کنار قتلگهم کس نخواند رفیق نیمه رهم آنچنان در غمت کنم زاری که شود اشک ناقه ها جاری زره ات گشته زخمهای تنت بدنت پاره تر ز پیرهنت دوش دائم تو را صدا کردم در نماز شبم دعا کردم *** *** *** الهی بشکنه دست مغیره میون کوچه ها بی مادرم کرد ای وای مادر مادر مادر ای وای مادر مادر مادر بیشتر شده ورم ابروت دردسر شده ورم بازوت مدتی شده که نخوابیدی نه به این پهلو نه به اون پهلو
  • 8:04
    بیشتر شده ورم ابروت دردسر شده ورم بازوت مدتی شده که نخوابیدی نه به این پهلو نه به اون پهلو مثل نیلوفر پرپری مادر فکر حال من دختری مادر وانمود میکنی بهتری مادر مادرم گریه کن تا یکم سبک تر بشی پلک بهم میزنی داری سخت نفس میکشی بیشتر شده ورم ابرو دردسر شده ورم بازو مدتی شده که نخوابیدی نه به این پهلو نه به اون پهلو تو نماز شبت بین اشکای جاری و هق هق بعد هر آیه بی قراری برا درد همسایه ناله بی صدا قرق شبو میشکنه هول میشه مجتبات تا که هر کی در میزنه تو دعا کردی و یه نفر لیاقت نداشت هر کی سر زد به ما نیت عیادت نداشت مطمئنن همه که پر از قفس میکشی پرس و جو می کنن تو هنوز نفس میکشی درد میکشی میدونم سخته غرق آتشی میدونم سخته بعد سرفه ها رو لبت میشه پر خون لخته میدونم سخته بیشتر شده ورم ابروت دردسر شده ورم بازوت مدتی شده که نخوابیدی نه به این پهلو نه به اون پهلو بی قراره زمین آسمون سرخه زندگیمون سیاه خونمون سرخه حرفای امشبت مثل خون سرخه میگی امشب به ما که قرار بعدی کجاست هر چی گفتی فقط همه صحبت کربلاست تو کنار اون بدن پرپر ناله میزنی بمیره مادر قتلگاهه و تویی و خون و بدن بی سر سر بی پیکر وای غریب مادر
  • 6:27
    پر تب و تابه دل بی قرارم اگه تو بری زهرا جان کسی رو ندارم گل چادر گلدارت، تب دستای تب دارت آتیشم زده نفست که خراب میشه مثل شمعی که آب میشه حال من بده نه تو حرف میزنی نه حسین نه حسن چی شد اون خنده هات آخه یه حرفی بزن تو که پریشونی دلخوشی کدومه برای علی بعد از تو همه چی تمومه شبا ساکت و بیداری، ولی معلومه درد داری بین هر نفس پر اشکه سکوت تو، پر گریه قنوت تو کنج این قفس بیا امشب بذار خودتو جای من چه کنم فاطمه پاشو یه حرفی بزن بار غمت افتاد روی دوش زینب داری میگی اون اسرارو توی گوش زینب شب آخره و حالا بی امون میشه گریه ت با دیدن حسین با این اشکای خاموشت می گیری توی آغوشت پیرهن حسین نفسات میگه این دم آخر حسین شده ورد لبت غریب مادر حسین غریب مادر حسین
  • 10:17
    دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه قلب من و محبّت و مهر و ولای فاطمه طبع من و قصیده ی مدح و ثنای فاطمه جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه به بذل دست فاطمه به خاک پای فاطمه منم گدای فاطمه جانم فدای فاطمه رشته مهر فاطمه سوی خدا کشد مرا دل به ولاش داده‌ام تا به کجا کشد مرا گر به زمین زند مرا ور به سماء کشد مرا درد اگر عطا کند یا به بلا کشد مرا پای برون نمی‌نهم، از سر کوی فاطمه وا نشود لبم مگر، به گفتگوی فاطمه منم گدای فاطمه جانم فدای فاطمه مهر و محبتش بود طینت من سرشت من ز دوستیش آبرو داده به روی زشت من روضه ی بی‌چراغ او مینوی من بهشت من شکر خدا که گشته این قسمت و سرنوشت من سنگ محبّت ورا بر سر و سینه میزنم بیاد خاک قبر او داد مدینه می‌زنم مرغک طبع من شده طوطی او هزار او کبوتر دلم زند پر بسوی مزار او قلب شکسته‌ام بود در همه زار زار او شفا گرفت چشم من ز خاک ره گذار او خانه ی کوچکش بود کعبه ی آرزوی من از آن خوشم که فضه‌اش نظر کند بسوی من منم گدای فاطمه جانم فدای فاطمه رشته ی چادرش اگر بدست انبیاء رسد شعار فخر انبیاء به عرش کبریا رسد از لب جانفزاش اگر زمزمه ی دعا رسد جان ز نوای گرم او به جسم مصطفی رسد کسی که قدر و هل اتی گفته خدا به وصف او کجا قصیده‌های من بود رسا به وصف او فاطمه‌ای که مصطفی خوانده به رتبه مادرش به احترام می‌کند قیام در برابرش به دست و سینه و جبین بوسه زند مکررش بوی بهشت یافته از دم روح پرورش مادح او کسی بجز خدا شود، نمی‌شود حق سخن به مدح او ادا شود، نمی‌شود منم گدای فاطمه جانم فدای فاطمه منم که مهر داغ او نقش گرفته بر دلم سرشته با ولایتش دست حق از ازل گِلم اوست که هست تا ابد گره گشای مشکلم ز شعله ی محبتش داده ضیاء به محفلم در آیم از دری دگر گر از دری براندم نمی‌روم ز کوی او چه خواندم چه راندم عصمت داوری نبود اگر نبود فاطمه جنّت و کوثری نبود اگر نبود فاطمه هیچ پیمبری نبود اگر نبود فاطمه احمد و حیدری نبود اگر نبود فاطمه منم فدای فاطمه منم گدای فاطمه
  • 3:24
    منم گدای فاطمه جان به فدای فاطمه صفا و مروه دیده ام گرد حرم دویده ام هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی صفا و مروه دیده ام گرد حرم دویده ام هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود جان حسین جانان حسین عالم سن قربان حسین صفا و مروه دیده ام گرد حرم دویده ام هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود دیده ی دوران یاتار یاتماز حسینین پرچمی مهر بتان ورزیده ام اما تو چیز دیگری زیبا فراوان دیده ام اما تو چیز دیگری پاییه ادیان یاتار یاتماز حسینین پرچمی جان حسین جانان حسین عالم سن قربان حسین وای حسین حسین حسین
  • 8:02
    ای به طوفان کربلا نوحم قتلگاه تو کعبه روحم سینه داغ دیده ات سپرت نیزه ها سایبان زخم پرت زخمها چون ستاره بر بدنت بدن پاره تر ز پیرهنت خون روان از گلوی عطشانت پدر و مادرم به قربانت روی زمین افتادی و سر به دامن مادر داری ای وای من از اینهمه زخمی که بر پیکر داری ای وای حسین وای حسین، وای حسین، وای حسین به تن بی سرت نظاره کنم زخم های تو را شماره کنم کاش جای سر مطهر تو می بریدن سر خواهر تو بدنت را که بهتر از جان است پای تا سر تمام قرآن است از سم اسب طوطیا کردند با سر نیزه جا به جا کردند ای وای غریب گیر آوردنت تا قتلگاه رسوندنت به نیزه ها سپردنت با پیرهنت کشوندنت ای وای حسین وای حسین روی زمین افتادی و سر به دامن مادر داری ای وای من از این همه زخمی که بر پیکر داری قامتت زیر کوه غم شد دال نفسم گشته روضه گودال اهل کوفه چقدر پست و بدند روضه خوان تو را زدند زدند میبرند از کنار قتله گهم کس نخواند رفیق نیمه رهم آنچنان در غمت کنم زاری که شود اشک ناقه ها جاری زره ات گشته زخمهای تنت بدنت پاره تر ز پیرهنت روز اول که دیدمت گفتم آنکه روزم سیه کند این است وای حسین ای وای حسین ای وای غریب گیر آوردنت تا به قتلگاه رسوندنت به نیزه ها سپردنت با پیرهنت کشوندنت ای وای حسین وای حسین

مشخصات

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی