منو
وفات حضرت معصومه (س) 1398 - منصور ارضی

وفات حضرت معصومه (س) 1398 - منصور ارضی

  • 2 تعداد قطعات
  • 5 دقیقه مدت قطعه
  • 38 دریافت شده
مرثیه خوانی وفات حضرت معصومه (س) با صدای منصور ارضی، 1398

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 5:15
    مناجات - سال ها طی شد و دل، زائرِ محبوب نبود این همه سال نشستن به دعا خوب نبود نه غم قحطی و نان داشت، نه داغ پیری جز غم دوری یوسف، غم یعقوب نبود هرچه گشتم عملی هدیه به آقام کنم بین بار عملم، توشه ی مرغوب نبود حاجت از چشم ترم خواند و دعایم فرمود گرچه حاجت به دلم مانده‌ و مکتوب نبود از ازل سینه ی زهرایی ما سینه زنان جز به آقای نجف، ملحق و منسوب نبود نکند راه حرم، راه نجف، بسته شود سال ها بود دلم این همه آشوب نبود چشم خشکیده ی از معصیتم، جز به غم و... روضه های پسر فاطمه مغلوب نبود نیزه ها در بدنش بود ولی حداقل کاش جسمش ته گودال لگدکوب نبود چقدر بوسه زدش پیش همه ختم رسل حق آن صورت و دندان به خدا چوب نبود شاعر : محمد جواد شیرازی
  • 8:56
    روضه - ای دل به جان فراگیر فرموده رضا را فرمود با محبان این رمز کیمیا را بار و بُنِه مبندید جز بر زیارت ما گر سوی ما بیایید بخشد خدا شما را هر سو کنید عزیمت با اهل بیت عصمت یعنی کنید در دل قصد قبور ما را فرمود جدم الحق آن صادق مُصَدَق مکه به طور مطلق باشد حرم خدا را شهر مدینه بهر جدم نبی حرم شد کوفه حرم ز دیرین گردیده مرتضی را ما اهل بیت اما در قم حرم گزیدیم دریاب آن حریم زیبا و با صفا را بانوی آل زهرا خورشید خطه قم دارد بسی شباهت او دخت مصطفی را مهتاب بیت عصمت آیینه امامت همتای زینب است و معصومه است ما را بنت الامام هست و اخت الامام هست و هم عمة الامام و معنای اِنَما را یک باب از بهشت است همواره باز تا قم یک روضه از جنان است آن جنت گوارا مُستُوجب بهشت است زوار دخت موسی هر کس رود زیارت زائر شود رضا را هر هم و غم و اندوه زایل شود در این کوی زهراست دفع سازد از اهل قم بلا را هر فتنه ای که در قم خیزد هلاک گردد این سرزمین مصون است هر مکر و هر بلا را او بانویی علیمه است در امر دین فهیمه است چون فاطمه کریمه است نوریست آشکارا سرچشمه حیات است سرمایه ممات است حلال مشکلات است تقدیر و هم قضا را افکار ناب دارد علم الکتاب دارد این انقلاب دارد از او چنین بقا را او حجتی تمام است برنامه اش قیام است خود یاور امام است یار است کبریا را پشت سر امامش آغاز شد قیامش مانند عمه جانش با غم کند مدارا با این همه مقام و با این همه جلالت شد طعمه عداوت دریافت کربلا را داغ برادران دید درد و غمی گران دید مسموم شد ز کینه طی کرد ماجرا را با اینکه کشته ها دید وز کشته پشته ها دید اما ندید هرگز در خیمه اشقیا را هرگز نگشته نامِ او کعبة الرزایا هرگز ندیده غارت او معجر نسا را هرگز نرفته زندان یا کنج شام ویران کی دیده او مسلمان را بدتر از نصارا آری ندیده بر نی رأس امام مظلوم یا زیر سُم مرکب جسم شهید ها را اصلا ندیده نیزه بر کام تشنه کامان یا روی خاک عریان بی سر غریب ها را یک دم ندیده خواهر بزم یزید کافر نشنیده تهمت آن اعدای بی حیا را وای از دل اسیران بعد از غم شهیدان دیدند چون کنیزان میخواند هل اتی را

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی