منو
شهادت امام جعفر صادق (ع)، مهدی رسولی

شهادت امام جعفر صادق (ع)، مهدی رسولی

  • 7 تعداد قطعات
  • 7 دقیقه مدت قطعه
  • 88 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای مهدی رسولی، سال 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 7:17
    گرچه کوچه گردی و دست تو بند سلسله است راستی آقا بگو دور شما هم هلهله است راستی بر پای تو از خار صحرا آبله است راستی آقا دلم دلواپس یک قافله است راستی اهل و عیالت را اسارت می برند چادر و روبنده از آنها به غارت می برند
  • 1:56
    روضه شهادت امام صادق (ع)
  • 4:23
    این سینه زن شکسته بالت که عمریه با غمت عجینه مرغ دلشو پَر میده تا که تو مجلس درس تو بشینه با چشم دل دارم می بینم فضای مسجد رسول رو می بینم انگاری با چشمام عالمای فقه و اصول رو "جابر" یه طرف، "حمران" یه طرف "بهلول" یه طرف، "حمران" یه طرف یا مُحیِ مَعالِمَ الدّین، ای معلم عاشق یا امامُنا الصّادق اشکای تو آبروی آبه، حزن تو به قدِ آسمونه مثل جد تو توام غریبی، انگاری غریبی ارثتونه با اینکه از دنیا و اهلش خسته ای و دل تو خونه دلت آروم می گیره وقتی "اَباهارون" روضه می خونه شد ناجی دین چشم تر تو استادیِ تو شد سنگر تو یا مُحیِ مَعالِمَ الدّین، ای معلم عاشق یا امامُنا الصّادق
  • 3:47
    نمی رونی تو که درد دلم رو می دونی زیر چتر نگاهت جا دارم، منِ بارونی تو که حال دلم رو می دونی تو که می دونی از همه سیرم تو که آرزوهامو می خونی چرا نمی زاری برات بمیرم ای بی کفن حسین، دور از وطن حسین دیگه پیرم، شبا یکسره غصه می گیرم نبینم اگه صبح تو رو اون وقته می میرم می کشم چه چیزا تو اسیری مثل ماهی تو هُرم کویرم تو که دست دلا رو می گیری چرا نمی زاری برات بمیرم صد پاره تن حسین، ای بی کفن حسین ای بی کفن حسین، دور از وطن حسین یه دعا من، همه درد و بلاها برا من دونه دونه تمومِ نفس هام، پیشکش آقا من شبا بغض گلوم تو چشامه تو خوابم دامنت رو می گیرم به پات عشقم جون دادنامه چرا نمی زاری برات بمیرم دور از وطن حسین، مظلوم من حسین
  • 2:20
    سَیدی ماکو مِثلکَ الغَریب
  • 7:19
    چشم وقتی آرزوی اشک نم نم می کند می رود اول بساطش را فراهم می کند می رود اول سراغ روضه ای جانسوز و بعد از دل خود التماس یک جهان غم می کند روضه بسیار است اما چشم تارم روضه ی پیرمردی با دل خون را مقدم می کند روضه می خواند ز قبر بی چراغ و زائرش آرزوی سنگ قبر و صحن و پرچم می کند می کِشد طرحی شبیه گنبد شاه نجف گنبد و گلدسته ای زیبا مجسم می کند آتش افتاده به جان در دوباره، شعله اش صحنه را در پیش چشم خلق مبهم می کند سن بالا، پابرهنه در پی مرکب یقین قامت یک پیرمرد زار را خم می کند باز دستی در طناب و باز هم زخم زبان یادی از دست کبود عمه اش هم می کند لقمه نانی نیست اینجا ضعف دارم عمه جان گشنگی حال مرا بدجور در هم می کند قافله دیگر زهم پاشیده شد اما سنان باز با شلاق و با سیلی منظم می کند روضه را از داغ تو کرب و بلایش می کنم حق بی بی را شب سوم ادایش می کنم
  • 11:09
    از حدیث لوح می آید مقامات اینچنین که ندارد هیچ کس جز تو کرامات اینچنین مانده در توصیف یک شأن تو ابیات اینچنین سالها محکوم عشق توست نیات اینچنین تا ابد مرئوس ماییم و ریاست با شما ناز شستش هر کسی ما را رسانده تا شما انقلاب علم با کرسی دَرست پا گرفت بحث و استدلال از عصر شما بالا گرفت فقه ما از نور فقه جعفری معنا گرفت می شود جزء مفاخر هر کس اینجا جا گرفت راه گم کرده کنارت راه پیدا می کند از دمت پیرزنی کار مسیحا می کند آبروی پرچمِ در اهتزاز ما تویی از بقیه بی نیازیم و نیاز ما تویی ما همه اهل نمازیم و نماز ما تویی پس شفاعت کن که تنها چاره ساز ما تویی بانی ترویج عاشورا تویی پس بی گمان خانه ات یعنی حسینیه، شما هم روضه خوان مجلس دَرسَت شلوغ و خانه ات خلوت شده سهم تو در این دیار آشنا غربت شده باز هم پشت دری لبریز جمعیت شده خانه ی امن الهی سلب امنیت شده آتشی از خانه ی "زهرا" به این در هم رسید ارث دست بسته ی "حیدر" به "جعفر" هم رسید پیرمرد شهر از دارالعباده رفتنی ست نور حق با عده ای ابلیس زاده رفتنی ست دستهایش بسته شد پس بی اراده رفتنی ست بی عبا و بی عمامه پا پیاده رفتنی ست کوچه در کوچه به پشت اسب حالا می دوید پیش چشم مردمی بی عار تنها می دوید

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی