منو
وفات حضرت خدیجه (س)، حاج منصور ارضی و حسین سازو

وفات حضرت خدیجه (س)، حاج منصور ارضی و حسین سازو

  • 7 تعداد قطعات
  • 6 دقیقه مدت قطعه
  • 143 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت وفات حضرت خدیجه (س) در شب دهم ماه رمضان با صدای حاج منصور ارضی و حسین سازور، سال 1397

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 6:17
  • 3:02
    با غم هجران تو هر چند که راه آمدیم باز هم بی تو به استقبال این ماه آمدیم پای من را دعوت چشمت به مهمانی کشاند ما به شوق تو به مهمانی "الله" آمدیم آمدیم اما چگونه، آمدیم اما چطور پرگناه و روسیاه و باز گمراه آمدیم چند وقتی هست در ما رغبت دیدار نیست ما که حتی گاها اینجا هم به اکراه آمدیم خوب می دانی و می دانیم خیلی بد شدیم خوب می دانی پشیمانیم، آگاه آمدیم اوج آمال و امید ما در این جا نوکری ست ما بدین درگاه آری در پی جاه آمدیم شاه را انداخت نیزه از بلندی بر زمین روضه را دیدیم سنگین است کوتاه آمدیم
  • 4:33
  • 4:30
    در حق ما، در حق عالم مادری کرده بانو پیغمبر خودش پیغمبری کرده بالاترین خیر دو دنیا را به ما داده مدیون او هستیم زهرا را به ما داده دامان پاک او پر از لطف و هنر بوده دور و بر پیغمبر از اول نفر بوده او بیشتر از هر کس ایمان بر خدا را داشت مانند پیغمبر هوای مرتضی را داشت در حلقه ی عشاق این بانو نگین ماست جانم به قربانش که ام المومنین ماست بخشیده مال خویش را مِکنت نمی خواهد آن کس که دارد فاطمه، ثروت نمی خواهد یک روز اگر پای پیمبر ماند و تنها شد روز دگر ثروت شد و الگوی زنها شد همراه پیغمبر همیشه با وضو رفته در شان او این بس که زینب هم به او رفته اسلام اگر پیروز شد بی شک و بی تردید چون که خدیجه داشت پشت جبهه می جنگید دنیا نمی فهمد اوج احترامش را باید علی باشی بشناسی مقامش را سنگ ملامت از همه خورد و طلا بخشید نان و نمک خورد و به ما نان و نوا بخشید حالا که دارد می دهد جان جز گلیمش نیست سرمایه ای بالاتر از اشک یتیمش نیست تسبیح در دستش به حالش زار می گرید زهرا به سینه می زند هر بار می گرید افتاد در بستر ولی بستر که خونی نیست سردرد دارد گرچه اما سر که خونی نیست لاغر شده اما درِ خانه مقصر نیست اینجا کسی با هیزم و شلاق حاضر نیست یک چشم بر در دارد و یک چشم بر دیوار آهی کشید و گفت زهرا وای از مسمار خوابیده بر روی حصیر و چشم تر دارد از یک حصیر دیگری بی بی خبر دارد داغ دلش را شعله ور کردند، گریان شد با یک کفن پیراهن آوردند، گریان شد با این کفن، این پیرهن چه ماجرایی شد "فِابکِ علی الارباب" روضه کربلایی شد
  • 5:20
    وقتی که پنج تا کفن از آسمان رسید چیزی نصیب خامس آل عبا نشد تاریخ شاهد است در عالم به جز حسین هیچ آفریده ای کفنش بوریا نشد این نیزه ها چه کار مگر کرده با تنش هر کار کرد خواهرش از تن جدا نشد زهرا زیاد زد به سر و صورتش ولی شمر حرام زاده از آن سینه پا نشد وقت غروب آمد و فورا هوا گرفت سر را برید و رو به روی خیمه ها گرفت
  • 8:35
    ای بانوی مکه، ای یارم خدیجه بودی بین غم ها، غمخوارم خدیجه تو الگوی زهرا در یاری دینی تا روز قیامت ام المومنینی واویلا واویلا، واویلا واویلا رحمی کن خدیجه، هستم بی تو تنها من می مانم و این اشک چشم زهرا رفتی تا نبینی غم های مدینه یک مسمار داغ و زخم روی سینه واویلا واویلا، واویلا واویلا گرچه خواهش تو از من پیرهن شد اما هدیه ی حق بر تو یک کفن شد از امشب به یادِ شاه کربلایم روضه خوان جسمی در صحرا رهایم واویلا واویلا، واویلا واویلا
  • 3:30
    مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود ای پدرو مادر من به فدای لب عطشان تو نیزه و شمشیر و سنان، کفن پیکرعریان تو بر سر نی جلوه کنان سر همچون مَهِ تابان تو وای من و وای من و وای من شسته شد از خون رخ مولای من

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی