منو
وفات حضرت خدیجه (س)، حاج منصور ارضی و ابوالفضل بختیاری

وفات حضرت خدیجه (س)، حاج منصور ارضی و ابوالفضل بختیاری

  • 4 تعداد قطعات
  • 8 دقیقه مدت قطعه
  • 129 دریافت شده
مرثیه خوانی به مناسبت وفات حضرت خدیجه (س) در شب یازدهم ماه رمضان با صدای حاج منصور ارضی و ابوالفضل بختیاری، سال 1397

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 8:39
    یا رب از این فعل کمَم اخلاص و غربت را نگیر هر چیز می گیری بگیر اما حلاوت را نگیر چیزی ندارم آورم بر محضرت جز چشم تر از آسمان دیده ام باران رحمت را نگیر مشغول دنیا شد دلم با غفلت از "یوم النشور" از خاطر آشفته ام یاد قیامت را نگیر یک عمر با سرپیچی ام بیچاره و رسوا شدم شرمنده ام یا سیدی، از من اطاعت را نگیر با بی حیایی های خود خیلی تو را آزرده ام جان علی دیگر بیا از من نجابت را نگیر من با ولای مرتضی تا عرش اعلی می روم جانم بگیر و در عوض حُب ولایت را نگیر دیدی نشد با معرفت بوسه به شش گوشه زنم باشد از این هجران زده بوسه به تربت را نگیر نان شب این سفره ام شد گریه بر داغ حسین لطفی کن و از سفره ام این نان هیئت را نگیر مست مناجات است او ای نیزه دار بی حیا از حنجر خشکیده اش صوت و فصاحت را نگیر زهرا مکرر با وضو شانه به مویش می زده ناپاک زاده شرم کن، گیسوی حضرت را نگیر چیزی نمانده از تن و عمامه و خود و زره ای ساربان بس کن برو دنبال غارت را نگیر
  • 4:35
    از روی دلسوزی دهاتی های اطراف تا صبح دور پیکر تو گریه کردند همراه حیوانات صحرا دور گودال با گریه های مادر تو گریه کردند از تکه های چادری بر خاک پیداست با زور خواهر را جدا کردند از تو تا وقت بوده پیکرت را جمع کرده بر جای دست خواهر تو گریه کردند پیرِ قبیله گفت کی سر را بریده در مکتب ما ذبح کردن حکم دارد چون گیسوی آشفته گشته وضع رگها بر حال و روز حنجر تو گریه کردند در بین پیکرها دو تایش فرق دارد یک پیکری پامال قدری قد کشیده آن دیگری پیچیده بین یک عبا بود بر اربا اربا اکبر تو گریه کردند نزدیک نخلستان صدا آمد بیایید یک پیکر بی دست اینجا بر زمین است پای فرات و با صدای موج دریا بر ساقی آب آور تو گریه کردند در پشت خیمه مشتی از زنها نشستند بالای قبر کوچکی که زیر و رو شد ناخواسته جای رباب دست بسته بهر علی اصغر تو گریه کردند
  • 7:08
    دیدی شکست حُرمت پنجاه ساله ام دیدی نماز نافله ی من نشسته شد دستی که بوسه می زدی اش صبح و ظهر و شام بین طناب شمر زِنازاده بسته شد دست غریبه ای به نخ معجرم نخورد اما سه چهار جای سرم بد شکسته شد
  • 6:46
    پای منبر اباعبدالله پا به پای نوکرا می شینم وقتی که ذکر حسین می گیرم، خودمو تو کربلا می بینم اون قدر میگم حسین تا آخر با خصایص حسین آشنا شم کاشکی با امام زمانم روزی توی بین الحرمین آشنا شم یا حسین میگم، فاطمه برای من دعا کنه یا حسین میگم، بمیرم تو روضه هاش خدا کنه یا حسین میگم، روزی منم یه کربلا کنه نوکرتم، نوکرتم، فدایی خواهرتم دست مادرا رو باید بوسید، ما رو به حسینیه آوردند تا که ما گل بکنیم تو هیئت، خودشون رو پای ما پژمردند چقدر خوبه که آقا ما رو از اضافی گِل تو ساختند سربلند اند اون گداهایی که خودشون رو پای تو انداختند من سر به زیر، سرفرازم به مقام نوکری دستمو بگیر، منی که رو نمی زنم هر دری مثل اکبرت واسه من هم بکن آقا پدری یا حسین میگم، بمیرم تو روضه هاش خدا کنه یا حسین میگم، فاطمه برای من دعا کنه یا حسین میگم، روزی منم یه کربلا کنه نوکرتم، نوکرتم، فدایی خواهرتم

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی