منو
28 صفر شهادت امام حسن مجتبی (ع)، حنیف طاهری

28 صفر شهادت امام حسن مجتبی (ع)، حنیف طاهری

  • 7 تعداد قطعات
  • 23 دقیقه مدت قطعه
  • 115 دریافت شده
مرثیه سرایی به مناسبت 28 صفر، شهادت امام حسن مجتبی (ع) با مرثیه خوانی حنیف طاهری، سال 1395

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 23:39
    اى جاده ‏هاى داغ وطن را بیاورید پروانه ‏هاى باغ، چمن را بیاورید شب‏هاى شعر از غم دل‏هاى اهل بیت مانند ابر نام دو تن را بیاورید اى زهرهاى منتظر ظهر تشنگى روز حسین نیست حسن را بیاورید او شاهراه دوًم خط رسالت است آن زخمى سکوت و سخن را بیاورید در اوج آه گفت جگر گوشه ‏هاى من وقت سفر شده‏ ست کفن را بیاورید تقصیر زهر نیست که مسموم مى کند با گریه نام کوچه و زن را بیاورید جگرم در دل تشت است و همه می بینند که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید بست در کوچه ی غم راه منو و مادرم من مادر از ضربت سیلی به روی خاک افتاد از همان لحظه شکسته همه بال و پر من یارب نصیب هیچ غریب دگر مکن دردی که گیسوان حسن را سپید کرد با صد امید حامی مادر شدم ولی دستش ز سر گذشت و مرا ناامید کرد خونمون این طرفه، کجا می ری بیا، بیا چیزی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا سیلی مگر نوازش پهلو شکسته است ظلمی تمام ناشده، ظلمی دگر گرفت بردم پناه هر چه به دیوار بیشتر او پیشتر رسید و رهم بیشتر گرفت نامرد بابت همه ی کشته ی بدر از دختر رسول خدا خون بهاء گرفت گردون به انتقام قتیلان روز بدر نگذاشت یه ستاره به هفت آسمان من آن سرو قامتی که تو دیدی، دگر خمید
  • 8:39
    اومده امشب مادر ملاقاتم میگذره جلو چشمام خاطراتم کابوس من شد بالا رفت این هتک حرمت کرد از قرآن مستی از این غما، من دق می کنم از کودکیم هق هق می کنم وای وای مادرم، وای وای مادرم عمریه بغض و ناله تو گلومه شبیه مادر رفتن آرزومه می خونم روضه بین این بستر آخرین ذکرم مادر ای مادر از روزگار، خون دل من مادر غمت شد قاتل من ابریه بی تو مادر، آسمونم نیستی ببینی تنهام توی خونم خون دل خوردم، روز و شب کارم توی این عالم، هیچکی نیست یارم از بی کسی دلگیر حسن شد مقتل من خونه ی من از این غما، من دق می کنم از کودکیم هق هق می کنم وای وای مادرم، وای وای مادرم
  • 8:36
    ماتم زده ام محفــلِ آقاست بهشتم در ماتم این شاه چه زیباست بهشتم تــا خانه ی صدیقه ی کبراست بهشتم هرجا که بسوزند همانجاست بهشتم از عرش می آرند دَم یا حســـنم را خوب است که با اشک بشویم دهنم را ای حُسن خدا در نظر حیدر کرّار ای گوهر والا گُهر حیدر کرّار ای مظهر پا تا به سر حیدر کرّار ای روی تو قرص قمر حیدر کرّار هر چند بدم، رو سیَهَم، پَست و پَلَشتم دیوانه ی آقای جوانانِ بهشتم گفتند که غم داری و غمخوار نداری مثل پدرت بی کسی و یار نداری در خانه ی خود مَحرم اسرار نـداری آقا، تو نیازی به کس و کار نداری کافی ست که آقای ابالفضل و حسینی یعنی همه جا حضرت بین الحرمیـــنی با بال و پر سوخته، پر پر مزن این قدر با این جگرِ سوخته، پرپر مزن این قدر ای شعله ورِ سوخته، پرپر مزن این قدر با یادِ در سوخته، پرپر مزن این قدر بالای سرت اینکه چنین زار نشـسته ست چشمی بگـشا، حضرت پهلویِ شکسته ست این بسترِ افــتاده، خودش بستر روضه ست این طشت کنار تو، خودش منبر روضه ست با اینکه حسین بن علی یکـسره روضه ست گیسوی سپید تو، خودش آخر روضه ست این زهر که دور جگــرت گـرم طواف است همدست همان ضربه ی سنگین غلاف است پیداست چه دیدی تو چِهل سال جلوتر کین گونه خمیدی تو چِهل سال جلوتر دشنام شنیدی تو چِهـل سال جلوتر آقا چه کشیدی تو چِهـل سال جلوتر؟ هر چند که در ماه صفر سوگ تو برپاست مرگ تو همان لحظه ی افتادن زهراست ارباب دو عالم خبرت را که شنیده از خانه ی خود تا به سرایِ تو دویده با دیدن حالَـت، جگرش تیر کشیده شمشیر ابالفضل به تن جامه دریده دیدند ملائک همه بی طاقتی اش را آشـوبِ دل سوخته ی غیرتی اش را . با دیدن حال تو پریشان شده زینب باید که بمیرم که هراسـان شده زینب از ابر گذر کرده و باران شده زینب دلواپـس فــردای عزیزان شده زینب ای کاش که داغت به دل او ننشیند خون جگـرت را به دل طـشت نبـیـند از طشت سخن رفت و قلم کربُبلا رفت تا شــام بلا، پایْ به پایِ اُسـرا رفت قدری که در آن بزم، سوی طشت طلا رفت با دیده ی دل، پای سر خون خدا رفت با بی ادبی چوب به لبهاش نشست، آه شاعر : محمّدقاسمی
  • 3:23
    اسمت رو لبمه ذکر هر شبمه به خدا عشق منی یا حسن سلطان دلمی، در آب و گِلمی شدم از عشق تو من سینه زن شاه کرامت حسنی همیشه در قلب منی حسن، حسن، شعارمه نوکریت افتخارمه سایه نشین علم حسنی کاسه به دست حسنی مدافعان بارگاه دمشق سازندگان حرم حسنی لبیک یا حسن، لبیک یا حسن هر کس سینه زنه مجنون حسنه زیر دِین زینبه و السلام از صحن مصطفی تا قبر مجتبی مثل بین الحرمینِ برام به کوری وهابیون، با مدد حیدریون توی بقیع با اشک غم، بنا میشه چهار تا حرم دل به تو بستم از روزای قدیم، اجازه دادی که به سینه زدیم سرور اهل آسمون و زمین، بزرگ ساداتی امام کریم لبیک یا حسن، لبیک یا حسن
  • 6:16
    اگه پای پیاده راهی شدیم کربلا بیاید تا با پای دل بریم بقیع زهرا حال و هوام شبیه، شیرینی یه رویاست رو دوش من پرچم، کریم آل طاهاست سلام علیک غریب مدینه سلام علیک شهید مدینه سلام علیک ای آقا خورشید مدینه مردم تو کربلا، خادم زائراشن برای مهموناشون جونشون رو می زارن ولی توی مدینه، یه مردم بی صفا بعد هزار سال هنوز، یه مردم بی وفا خادمت منم، دلم شده مقیم زائرت منم، تموم زندگیم سائلت منم ای آقا کریم ابن کریم سلام علیک غریب مدینه سلام علیک شهید مدینه سلام علیک ای آقا خورشید مدینه شیعه ی مولا شدن، با دعای خیر تو جا نداره تو قلبم، محبتی غیر تو بعد علی سلطنت، دست تو آقاجون پیدا نمیشه دیگه، شبیه تو مهربون امیری حسن، نقش رو سربنده امیری حسن، حکم تو پاینده امیر حسن، ای آقا با تو شدم زنده
  • 5:01
    ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین تا که خدایی شوم، کرب و بلایی شوم می زنم از دل صدا، یا حسن و یا حسین بانی اشک دو چشم، رحمت جاری حق آبروی چشم ها، یا حسن و یا حسین قبله ی حاجات ما، اوج عبادات ما روح مناجات ما، یا حسن و یا حسین یکی بدون حرم، یکی بدون کفن سرم فدای شما، یا حسن و یا حسین هر دو شهید مادر، هر دو غریب مادر کشته ی یک ماجرا، یا حسن و یا حسین حسن امام حسین، حسین اسیر حسن هر دو به هم مبتلا، یا حسن و یا حسین تاب و قرار زینب، دم فرار زینب در وسط شعله ها، یا حسن و یا حسین شاعر: علی اکبر لطیفیان
  • 6:28
    از من به لاله های حرم گوشزد کنید حتی به روی خار علیکنّ بالفرار راه عبور، معبر یغما گران شده از گوشه و کنار علیکنّ بالفرار با این که از مصائب این دشت پر بلا لا یمکن الفرار... علیکنّ بالفرار شاعر : مصطفی متولی پاسخ مردم و اکرام یتیمان با من ای برادر تو فقط دور و بر زینب باش گفتم که تو برداری تابوت مرا بر دوش اما بر کشته ی تو افتاد، آخر نظر زینب تا سایه تو بودیم من پرده نشین بودم

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی