منو
28 صفر رحلت پیامبر اکرم (ص)، محمدرضا طاهری

28 صفر رحلت پیامبر اکرم (ص)، محمدرضا طاهری

  • 8 تعداد قطعات
  • 4 دقیقه مدت قطعه
  • 464 دریافت شده
مرثیه سرایی به مناسبت 28 صفر، رحلت پیامبر اکرم (ص) با مرثیه خوانی محمدرضا رضا طاهری، سال 1395

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 4:24
    بخوان ز چهره ام آه دل غمین مرا به دیده بوسی پایت ببین جبین مرا دوباره گریه ی دوری، دوباره گریه ی شرم کشیده است روی دیده آستین مرا دلم دیار گناه است با نگاهی باز بیا و فتح کن ای شاه، سرزمین مرا تو نیستی و غمت مونس دلم شده است بگیر از منِ غمدیده همنشین مرا به جز نگاه تو که بارها امانم داد که دفع کرده بلاهای در کمین مرا مرا به کرب و بلا بردی اربعین اما بیا و پای پیاده ببر مدینه مرا شاعر: محمدعلی بیابانی
  • 12:13
    کار نیست سر دوز مقامت آقا همه حیران شده در جلوه ی نامت آقا زیر پای تو به جز عرش کجا لایق توست آنکه از مدح تو گفته است خودِ خالق توست روح قرآنی و تفسیر همه آیاتی از ازل تا به ابد اشرف مخلوقاتی میدود عشق شب و روز پی قافله ات با خدا نیست به جز یک نفسی فاصله ات اختیار دو جهان دست شما بود فقط شب معراج تو بودی و خدا بود فقط حضرت خاتمی و ختم کلامی آقا بر همه عالمیان رحمت تامی آقا عقل در بند تو و عشق شهیدت باشد تویی آنکس که علی گفته عبیدت باشد تویی آنکس که خداوند به او کوثر داد نعمتش را به تو بخشید به تو دختر داد بین القاب که گفتن برایت آقا دوست دارید شما نام اَبَا الزهرا را تویی آن نور که پنهان شده در غربت خود تو غریبی به خدا در وسط امت خود روز و شب گرچه که از عالم و آدم گفتیم بگذر از ما اگر از نام شما کم گفتیم از تو دوریم همین است که مشکل داریم امشب اما همگی داغ تو بر دل داریم داغت ای عشق فراتر زحد ادراک است بزم سوگ تو نه در خاک که در افلاک است سینه ی دهر از این غم پر ِ درد است مرو داغ تو خون به دل فاطمه کرده است مرو ای که بر نام تو حق جلوه ی قرآن را بست ننگ بر آن که به تو تهمت هذیان را بست عشق حیدر به دل انباشته ای لحظه ی مرگ سر به زانوی علی داشته ای لحظه ی مرگ دخترت را دم آخر که نوازش کردی در همان دم به علی صبر سفارش کردی گفتی ای یار تو بی یارترین خواهی شد از همین روز علی خانه نشین خواهی شد کمر خویش در اینجا به جفا می بندند ای یدالله بدان دست تو را می بندند اُمتم بعد من از راه تو سرکش گردد بعد من خانه ی تو طعمه ی آتش گردد گر که جان تو به لب رفت زغم هیچ مگو گر که سیلی بخورد فاطمه ام هیچ مگو استخوان در گلو و خار به چشمت آید صحنه ها ی در و دیوار به چشمت آید بعد من عرش به راه تو زمین خواهد خورد فاطمه پیش نگاه تو زمین خواهد خورد بر تن دختر من زخم و جراحت باشد و کبودی ِ رُخش مزد رسالت باشد گفته ای حضرت خاتم تو وصیت ها را خوانده ای از هم جا ذکر مصیبت ها را میزند بر سر و سینه زغمت دختر تو حسنین تو نشسته اند دَم بستر تو
  • 11:14
    حسنت از غم هجران شما جان داده است این حسین است روی سینه ی تو افتاده است رویش آینه تو، روی تو آینه ی اوست بوسه های تو به روی لب و بر سینه ی اوست این سینه که از بوسه ی تو گرم شود روزی آید به رویش نعل رود، نرم شود آن لبی که به آن بوسه ی محبوب زند وسط مجلس اغیار بر آن چوب زند آه سر او را لب تشنه به خدا می برند زینت دوش تو را سر ز قفا می برند یوسف تو به روی خاک و بی پیراهنش زینت دوش تو در کرب و بلا بی کفنش زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاک زمین جای تو نیست دور ماهت چهار ستاره که دستاشون رو به آسمونه ماه افتاده میون بستر، بعید دیگه زنده بمونه کوچه شلوغ، خونه شلوغ اما دیدش تنهای تنهاست یه رازی توی سینشو همش نگاش به چشم زهراست چشماشو بست یه صحنه ی دید، همین جماعت تو دست و آتیش یادش افتاد برای امت چقدر دعا کرد، اینم تلاقی پشت بهشت، جهنمه یه حوری رو خاکا افتاد یه رذل پست، در رو شکست، علی نشست تا زهرا افتاد یه جوری زد که وقت غسل، شوهرش هم به زحمت افتاد یه جوری زد که فاطمه زیر پای جمعیت افتاد روی سینش سنگینی می کرد داغ صدای واعطشای روضه می خواند یاد یه گودال با گریه های یه کربلایی حسینشو بغل گرفت، دستی کشید به سر و روشو به اختیار گریه اش گرفت، یه بوسه زد زیر گلوشو
  • 2:13
    یا قتیل العبرات حسین یا اسیر الکربات حسین کشتی امن نجات حسین جان عالم به فدات حسین حسین آقام آقام آقام حسین آقام آقام آقام از غمت خون جگرم حسین سایه ات روی سرم حسین از سرم میگذرم حسین چون شهیدان حرم حسین حسین آقام آقام آقام حسین آقام آقام آقام
  • 11:21
    دیگه می رم از این دنیا منم و غصه و غم ها کنار بسترم گریه نکن زهرا دیگه میره از یاد، منو غدیر خم تو مجلس ختمم میارن این مردم برای تو جای گل، آتیش و هیزم رسیده وقت احتضارم، عزیزم، عزیزم میرمو زود میای کنارم عزیزم، عزیزم رو لب من وصیت بود وصیتی به امت بود سفارشم به قرآن و به عترت بود بیست و سه سال که شدم یه پیغمبر شکسته دندونم با سنگ یه کافر روی سرم ریختند تو کوچه خاکستر، واویلا مدینه اشک و آه ای وای، خدایا، خدایا فاطمیه تو راه ای وای، خدایا، خدایا امون از این غم دنیا، روی لبامه واویلا به یاد روضه ی گودال و عاشورا به یاد عاشورا، دوباره غمگینم تو این دم آخر، حسینه رو سینم دارم روی نیزه، سرش رو می بینم، واویلا غریب کربلا، حسینم، حسینم، حسینم شهید سر جدا حسینم، حسینم، حسینم
  • 10:41
    بر لب جبرئیل نوحه ی ماتم است آسمان تیره از ماتم خاتم است ای مدینه ناله سر کن جامه ی عزا به بر کن فاطمه پدر ندارد خون به دیده و جگر کن امین مکه چرا رفت امام رحمت کجا رفت؟ نبی به سوی خدا رفت حبیبنا یا محمد، حبیبنا یا محمد خسته دل دیدن همسرش می رود روح و جان از تن دخترش می رود رو به قبله آرمیده، رنگ فاطمه پریده یک نفر ولی در آن سو، نقشه ی بدی کشیده یک عده ی سوگوارند، یک عده در انتظارند که هیزمی اینجا بیارند، حبیبنا یا محمد، حبیبنا یا محمد رفتن مصطفی، رفتن عزت است بعد از این موقع هتک هر حرمت است هر مصیبتی بنا شد بعد ختم الانبیاء شد در حریم اهل بیتش پای صد مغیره وا شد ببین امت چه ها کرد مدینه آتش به پا کرد به کربلا سر جدا کرد حبیبنا یا محمدا، حبیبنا یا محمدا
  • 8:49
    دیوار بین کوچه و بازار خوشتر است از هر چه بگذرم سخن یار خوشتر است یعنی کلام حیدر کرار خوشتر است من عاشق محمدم و جار می زنم در باطن سکوت عذاب است شک نکن حرف حساب است شک نکن دنیای بی رسول خراب است شکن نکن این حرف نیست چند کتاب است شکن نکن من عاشق محمدم و جار می زنم عبد محمدی مگر نوش جانمان پیوند خورده ایم به دریای بیکران فریاد می زند جگرم موقع اذان ای اهل عرش، اهل زمین، اهل آسمان من عاشق محمدم و جار می زنم باید به جای آه کشیدن دوا نوشت یا ایها الرسول به جای دعا نوشت باید همیشه بعد نبی آب را نوشت معراج که رفت در آنجا خدا نوشت من عاشق محمدم و جار می زنم جبرئیل را فرشته مگو، نوکرش بگو یا نه غلام حلقه به گوش درش بگو بالاتر از همه است نه بالاترش بگو جان نفس نفس زدن دخترش بگو من عاشق محمدم و جار می زنم دو نیم می کند تن هتاک را علی ما هم سپرده ایم به شیر خدا علی فریاد می زنم صد و ده بار یا علی یا مظهر العجائب و یا مرتضی علی من عاشق محمدم و جار می زنم والاتر است از همه ی مردم زمین هر آن کسی که با صلوات همنشین لحظه به لحظه با نفس ام مومنین فریاد می زند جگر من فقط همین من عاشق محمدم و جار می زنم یزدان نوشت حیدر کرار هم نوشت دست شکسته، دست گرفتار هم نوشت زهرا میان آن در و دیوار هم نوشت با خون خویش بر نوک مسمار هم نوشت من عاشق محمدم و جار می زنم
  • 3:51
    کریم آل فاطمه، معلا و اعلی حسن روی لبهامون جاریه، فقط لبیک یا حسن به لطف دو چندان حسن، نشستم سر خوان حسن که هستم مسلمان حسن، به فرمان حسن روی لبهامون نشسته امشب تسلی قلب زهرا فقط یا حسن یا مولا تموم لشگر اومدن، برای بیعت با حسین روی لبهاشون جاریه، فقط لبیک یا حسین همه محو چشمان حسین، همه جان به قربان حسین همه گوش به فرمان حسین، به فرمان حسین سفارش کرده، حسین تو خیمه علم باید بالا باشه، تو دستای سقا باشه

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی