منو
شب هفتم صفر، مهدی مختاری

شب هفتم صفر، مهدی مختاری

  • 3 تعداد قطعات
  • 2 دقیقه مدت قطعه
  • 87 دریافت شده
مرثیه سرایی شب هفتم ماه صفر به مناسبت شهادت امام حسن مجتبی (ع) با صدای مهدی مختاری، سال 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 2:40
    السلام علی العطشان چه بلایی سرت آوردن آبو رو بچه ها بستن خودشون با دل خوش خوردن تو رو توی قتلگاه غریب گیر آوردنت پیش چشم بچه ها غریب گیر آوردنت السلام علی الزینب چه بلایی سرت آوردن سر داداشت بالا نی بود تو رو مجلس شراب بردن توی کوچه های شام اسیر گیر آوردنت توی مجلس حرام شامیای بی حیا غریب گیر آوردنت کوچه یهودیا غریب گیر آوردنت ******************************** پدرم بر همه مولا باشد مادرم ام ابیها باشد من کجا کوچه و بازار کجا من کجا مجلس اغیار کجا هر کجا نام تو را می بردم تازیانه ز عدو می خوردم حسین آرام جانم حسین روح و روانم
  • 1:56
    مدینه تنگ غروب غوغا میشه درای بقیع یه ساعت وا میشه مدینه رو زخم دل نمک زدن تو کوچه مادرمو کتک زدن حسن جانم حسن جانم حسن جانم جانم جانم مدینه رنگ حسن پریده بود نمیدونم تو کوچه چی دیده بود من نمیگم یکی بیاد دست علی رو واکنه یکی بیاد مغیره رو از مادرم جدا کنه حسن جانم حسن جانم حسن جانم جانم جانم
  • 6:24
    نون و قلم نبی است و ما یسطرون حسین بام فلک علی است به عالم ستون حسین خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین هستی تمام ظاهر و ما فی البطون حسین با یک قیامت است هم الغالبون حسین در این قیام نقطه پرگار زینب است سردار سر سپرده جولان عشق کیست تنها امیر فاتح میدان عشق کیست عشق است حسین و گوش به فرمان عشق کیست روح دمیده در تن بی جان عشق کیست علامه مفسر قرآن عشق کیست اذن ذخول در حرم یار، زینب است ذرات و کائنات همه مرده یا خموش در احتجاج بود زنی یک علم به دوش آتش فشان قهر خداوند در خروش هو هوی ذوالفقار علی می رسد به گوش در هیبتی به حیدر کرار زینب است پیدا ترین ستاره دیبای خلقت است زیباترین سروده لبهای خلقت است زهراترین زهره زهرای خلقت است لیلی ترین لیلی لیلای خلقت است شیواترین سوال معمای خلقت است گنجینه جزیره اسرار، زینب است چشم ستاره در جگر جستجوی ماه بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه مبهوت می نمود به سرنیزه این نگاه آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه که ای جان پناه زینب و اطفال بی پناه راحت بخواب چون که پرستار زینب است از نای من به ناله چو افتاد نای نی عالم شنید از پس آن تارهای نی تو بر فراز نیزه و من در قفای نی آنقدر سنگ خورده ام از لابلای نی تا این که یافتم سرت از قفای نی عشق تو هست آتش و نیزاز زینب است خورشید روی قله نی آشکار شد کوچک ترین ستاره سر شیرخوار شد ناموس حق به ناقه عریان سوار شد هشتاد و چار خسته به هم همقطار شد زیباترین ستاره دنباله دار شد در این مسیر، نور جلودار زینب است ******************************** سر تو از سر نیزه به من توان می داد امید بر دل مجروح بی کسان می داد خودت که از سر نیزه به چشم خود دیدی کنیزکی به یتیم تو تکه نان می داد مرا دهانه بازار هر کسی می دید به خاطر سر و وضعم سری تکان می داد

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی