- 21
- 1000
- 1000
- 1000
شب سوم محرم 1405 - محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شب سوم محرم با صدای محمود کریمی، سال 1405
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
آسمانت سرخ امّا آسمان من کبود/بعد تو بابای خوبم، آسمان آبی نبود/من تو را میخواستم دیدم تو با سر آمدی/آمدی جانم به قربانت ولی دیگر چه سود/در تنور آن شب که خاکستر شدی، من سوختم/تو گرفتی بوی نان و من هم گرفتم بوی دود/داغ سنگین تو قدّ کوچک من را شکست/بعد تو یا در رکوعم دائماً یا در سجود/بچّههای شام با من سنگ بازی میکنند/بچّههای شام میخوانند دور من، سرود/فکر کردم بعد تو من را مدینه میبرند/نامسلمانان مرا بردند بازار یهود/از شتر وقتی که افتادم، سؤالی داشتم/آه! بابای من از مرکب چطور آمد فرود/با عمو عبّاس میگویم چه آمد بر سرم/شاید اخمی کرد از نیزه به شمر بیوجود
-
آغاز، کربلاست/پایان، کربلاست/امروز هرچه هست/میدان، کربلاست/عرش خدا شده ایوان کربلا/این مملکت شده ایران کربلا/هم مرتضیعلی، هم مصطفینبی/آمد به خیمهی سلطان کربلا/فریاد عاشقان/شد یکصدا حسین/لبّیک یاحسین/حیران گشته شام/پای گریههام/حرفم تا ابد/باباست یککلام/اشکم سلاح من؛ آهم سپاه منویرانگر یزید شد گریههای مندر روز محشر است گریه، گواه منبنت الحسینم و/ذکرم بابا حسین/لبّیک یاحسین/مشکات، کربلاست/میقات، کربلاست/شهر عزّت و/هیهات، کربلاست/مقاومت کنید ای ملّت حسین/باید همیشه بود در خدمت حسین/دور یزیدیان دیگر به سر رسید/مبعوث میشویم با بعثت حسین/ هم ابتدا حسین/هم انتها حسین/لبّیک یاحسین
-
-
چشمای ابریت گرفته بارون/خدا میدونه حال خراب تو رو آقاجون/ ماه محرّم بغضت گرفته؛ برات بمیرم/اگه نگاهت به من بیفته/ از هرچی جز تو میشم پشیمون/من گم شدم توو دنیای بی رحم/ تاریکه دریا، من ترسون و حیرون/دارم میمیرم؛ دستی بجنبون/ یادم میاد که با اون فرشته میگفت عمّه/که این راه بهشته/ هر کی توو دنیا از چیزی ترسید، تاریک بود و/چیزی نمیدید/نه همنوایی؛ نه سرصدایی؛ بگه زهرا کجایی/ اون بچّه یکشب بین بیابون، بین اسیرا/ای داد بیداد/صداش بلند شد: بابا کجایی؟! دست یه جلّاد /دست برد و هولش داد/ از ناقه افتاد مثل یه برگی که از ساقه افتاد/افتاد روو سنگ از سمت پهلو؛ نفس، کم اومد/قافله رفت و کسی نفهمید/چشماشو وا کرد؛ به هقهق افتاد؛ میگفت: پس عمّهجان کو/ پای برهنه، جلو پاشو نمیدید؛ خار مغیلان/ریگ بیابون؛ چشای گریون؛ یادش اومد اون/حرفای عمّه/ تا چشم میدید صحرا سیاه بود؛ حال پریشون/آروم آروم با گریه خانوم نوحه شروع کرد/مادر کجایی؟ مادر کجایی
-
-
پایم زخم از خار مغیلان/آی میترسم بابا باباجان/یکشب از ناقه فتادم/بس که زجرم زجر داد/مدّتی زین ماجرا بگذشته بیمارم هنوز/هوا چقد تاریکه به زیر پاهام سنگ/تموم سنگا تیزه؛ دلم برا آغوشت/تنگه تنگه/ با پای پر ورمم، دردسر حرمم/عمّه میگه خیلی شبیه مادرمم/شبا نسیم زلفت میاد توو این ویرونه/توو خواب میبینم بابا اومدی ما رو بردی/خونه خونه/خیلی خستم؛ خیلی دلگیرم/آی از دوریت میمیرم؛ میمیرم/با اون رگای زخمی چه میکنه سرنیزه/بهجای من زد بوسه به این گلوی پرپر/نیزه نیزه/زخم هجران زمینگیرم کرد/آی سرنیزه پیرم کرد؛ پیرم کرد
-
یا به دیر راهبی؛ یا در تنور کافری/هر کجا که میروی از همه دل میبری/ صورتت نیلوفری؛ موهات هم خاکستری/با همین آشفتگیها نیز خیلی محشری/ تو ته گودال رفتی، من میان ازدحام/از تو عمّامه کشید این قوم، از من روسری/ سورههایت یکطرف؛ آیات کوثر یکطرف/صدپسر در خون بغلتد، گم نگردد دختری/ هرکه گفته بیحجابم، بشنو و باور نکن/روی نی رفته عمویم تا نیفتد معجری/ ناز ما را دارد این ایّام، سیلی میخرد/دست شیطان میخورد بر صورت حور و پری/ شام، خلوت بود قبل از ما ولی حالا شده/کوچهها پر جمعیّت؛ بازارها پر مشتری/ با همین احوال، شیرینزبان هستم و/با همین سر تو هم باز پدری/ زودتر من را بیا بردار از اینجا ببر/تا نیفتاده برایم اتّفاق بدتری
-
مولا! نصّ قرآنی/ای که در أرض و سماء، صاحب فرمانی/مولا! جان جانانی/ای که در موج بلا، حافظ ایرانی/ فاتح خیبری، علی/از همه برتری، علی/یک کلام، حیدری علی/ شیر یزدان، حیدر حیدر/مرد میدان، حیدر حیدر/شاه مردان، حیدر حیدر/ای جان ای جان ای جان، حیدر حیدر
-
بالای نیزه/گریهم گرفت رفتی شدی بابای نیزه/اصلاً خبر داری که تووی قتلگاهت/افتاده بودم زیر دستوپای نیزه/ ازون بالا دیدی یا نه چقد زمین خوردم/بدون تو بابا دیگه کم آوردم/ازون وقتیکه رفتی تو، درست نخوابیدم/الهی توو گودال، تو رو نمیدیدم/ بغلم کن؛ بهجز غصّه و غم نمونده/بغلم کن؛ ببین چیزی ازم نمونده/تو همیشه بابا شونه زدی موهامو/بغلم کن؛ ببین مویی واسم نمونده/ تو مثل نوری/میبینمت با چشم تارم گرچه دوری/آغوش من جای تو بوده ای عزیزم/باور نکردم اینکه گفتن توو تنوری/ولی وقتی که اومدی سرت نشون میداد/تو توو تنور بودی که بوی نون میداد/موهاتو دیدم آشوبه، برات زدم شونه/لباتو بوسیدم دیدم پر از خونه/ من بمیرم که دندون تورو شکستن/من بمیرم؛ شنیدم روو تنت نشستن/صورت تو داره زخمای تازه بابا/من بمیرم که زخمای تورو نبستن/ بالوپرم سوخت/توو شعلههای خیمهها، موی سرم سوخت/از ضربههای دست و ضرب تازیونه/بابا ببین سر تا به پای پیکرم سوخت/ زمین خوردم؛ ازون شام سیاه، زمینگیرم/سهسالمه امّا ببین چقد پیرم/همین که زندم این روزا به عمّه مدیونم/شبیه تو بابا شکسته دندونم/ تو نبودی؛ کتک خوردم و گریه کردم/تو نبودی که حالا پر زخم و دردم/دور بازار کشوندن مارو دست بسته /تو نبودی که من، دور سرت بگردم
-
-
-
تنها و بیخبر رفتی چرا سفر/بعد از تو طفل شاه با خیل اشک و آه/بیتاب و شهر به شهر؛ گریون و در به در/ دروازهی ساعات، زیر دست و پا موندم/تو غرق مناجات؛ من، شهادتین خوندم/ دردا درده ای بابا/رنگا زرده ای بابا/شبها سرده ای بابا/از اوج آسمون، قرآن برام بخون/دیدی چقد منو روو خاک کشیدن و/گریون و نیمهجون بردن کشونکشون/ دیدی برا نیزهت بوسه میفرستادم/دیدی تووی صحرا از روو ناقه افتادم/ تنها هستم ای بابا/بستهس دستم ای بابا/خیلی خستهم ای بابا/آروم شده تبم؛ روشن شده شبم/با سر رسیده یار؛ چادر برام بیار/من نامرتّبم ای عمّه زینبم/ پاهام پر تاول؛ بین تاولا خاره/خاکستر موهام، یادگار بازاره/ سرخه اشکام؛ ای بابا/تاره چشمام؛ ای بابا/بازار شام؛ ای بابا
-


تاکنون نظری ثبت نشده است.