منو
شب سوم ماه مبارک رمضان 1404 - حاج محمود کریمی

شب سوم ماه مبارک رمضان 1404 - حاج محمود کریمی

  • 5 تعداد قطعات
  • 12 دقیقه مدت قطعه
  • 83 دریافت شده
مداح : محمود كریمی
مناسبت مذهبی : ماه رمضان
شخصیت : امام حسین (ع)
نوع قطعه : كل مجلس
مناجات خوانی به مناسبت شب سوم ماه مبارک رمضان با صدای حاج محمود کریمی، سال 1404

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • ای دائم الصلاة! سلام خدا به تو/ای جلوه کرده نور خدا در حرا به تو/ای ایستاده پای نبی؛ مرحبا به تو/کردند سروهای جهان اقتدا به تو/هرچند ناتوانم و بی‌استفاده‌ام/من نیز پای پرچم تو ایستاده‌ام/هم راکعون به وصف نمازت، روایتی/وصفت به صد چکامه ندارد نهایتی/پیغمبران به جزء تو ندارند آیتی/ای قصه‌ی بهشت ز کویت حکایتی/تیغ بهشت، رشته‌ی الفت نمی‌برد/حتّی بهشت بی‌تو به دردی نمی‌خورد/وقتی لب تو باز به راز و نیاز بود/درهای آسمان همه رو بر تو باز بود/رستم نبود و تیغ تو افسانه‌ساز بود/رزم تو نقل پیرزنان حجاز بود/ما از شجاعت تو نخواندیم پرده‌ای/یک‌بار هم تو پشت به دشمن نکرده‌ای/ای سربلندهای جهان سربه‌زیر تو/گردن‌کشان میانه‌ی میدان، حقیر تو/چشم فلک ندیده امیری نظیر تو/حتّی ندیده چشم خدا، خواب سیر تو/ای خسته از عدالت تو ویژه‌خوارها/کج بود با تو نیّت سرمایه‌دارها/نانت به روغنی نظر ترشدن نداشت/کس جز تو، استقامت حیدرشدن نداشت/نوکر به محضرت، سر سرورشدن نداشت/قنبر به خود، لیاقت قنبرشدن نداشت/افتاد بین جذبه‌ی قنبرکشانی‌ات/از قنبر تو کاش بپرسم نشانی‌ات/سدهای شرک می‌شکند پیش سیل تو/اوتاد در تحیّر شأن کمیل تو/تنها خداست باخبر از صدر و ذیل تو/گرچه نبود چرخ‌فلک باب‌میل تو/هستی، تمام در کنف اختیار توست/رکن رکین تویی و جهان بر مدار توست/ای بی‌تو خلق ارض و سماوات بی‌هدف/در محضر تو، لشکر کروبیان به‌صف/گفتند خون خود به کجا می‌کنی تلف‌؟!/دیوانه‌وار نعره کشیدم: نجف نجف/در راه تو اگر که نمیرم، خسارت است/جان می‌دهم برای تو؛ اینم بضاعت است/دنیا به من نساخت؛ تو دنیای من شدی/دستت درست؛ آمدی آقای من شدی/طفلی یتیم بودم و بابای من شدی/پس روشنای ظلمت شب‌های من شدی/این خسته را کنار نینداختی علی/با نوکر دهاتی خود ساختی علی/
  • خدای من! دادی بهم فرصت/نیمه‌ی شب دارم با تو خلوت/با دستای خالی رسیدم چون/گریه شده دارایی بنده‌ت/دیدی اومد همون فراری/نگو که دیگه دوسم نداری/پرسون پرسون این‌جا رسیدم/دیگه خدا از خودم بریدم/اومده اون بنده‌ی نالایقت؛ خدایا خدایا/می‌خواد از این به بعد بشه عاشقت؛ خدایا خدایا/خوب می‌دونم با این‌که سربارم/نمیشه که دست از تو بردارم/رو لطف تو خیلی حساب کردم/غیر از خودت آخه کیو دارم؟!/رسیدم امشب با اشک و ناله/ببخش به‌حقّ خانوم سه‌ساله/واسطه‌ی من، دختر شاهه/همون که می‌گفت: بابا توو راهه/قلب تموم عمّه‌ها رو سوزوند؛ رقیّه رقیّه /سر باباشو روی زانو نشوند؛ رقیّه رقیّه /می‌دونستم خیلی دوسم داره/رقیّه‌شو تنها نمی‌ذاره/کمکم کن تا پاک‌کنم روشو/با گوشه‌ی این چادر پاره/دیدی اومد مسافر من/شبونه برگشت به‌خاطر من/می‌ریم خونه باهم شبونه/ویرونه امشب، معراج‌مونه/عمّه بیا گمشده پیدا شده؛ واویلا واویلا/کنج خرابه، شب یلدا شده؛ واویلا واویلا
  • دست خالی نیامدم این‌بار/کوله‌بار من از گناه، پر است/نامه‌ای سرگشاده آوردم/که از اندوه و اشتباه پر است/آه می‌ریزد از سر و رویم/اشک می‌بارد از دو چشمانم/به حریمی پناه آوردم/که همیشه ز بی‌پناه پر است/سر به دیوارها بیا بگذار/یا به درهای چوبی‌اش هرشب/خوش‌به‌حال کسی که در حرم است/حرمی که ز تکیه‌گاه پر است/بنده‌ی بی‌پناه و عاصی را/گر نبخشی، بگو چه کار کند؟!/آبرویم مریز پیش همه/لبم از ذکر «یا اله» پر است/بس که بخشنده و کریمی تو/اصلاً این‌ها به تو نمی‌آید/دیگر از این خجالت، آب شدم/سینه‌ی من ز آه‌آه پر است
  • از من بگذر؛ من ویرانم/من یک آوار از عصیانم/از من بگذر؛ من گریانم/حقّم نار است؛ خود میدانم/بر دوش خود، بار گناه می‌برم/بارم را با روی سیاه می‌برم/از خوف تو به تو پناه می‌برم/آغوش وا کن/آقا جان! بر طفل نادم خود؛ بغل‌ بده /آغوش وا کن/مولاجان! غریبه‌ی محلّه را محل بده/آغوش وا کن؛ آغوش وا کن/روحم را با خود دمخور کن/نان جرمم را آجر کن/من بی‌لطفت، یار شمرم/جان زهرا، من را حر کن/جانا! من دلمرده‌ام؛ حیاتم بده/از چنگال نفسم، نجاتم بده/پای رفتن سوی صراطم بده/آغوش وا کن/ولگرد پاپتی بی‌کس‌و‌کار آمده/آغوش وا کن/بر دامان مهرت، دست غبار آمده/آغوش وا کن؛ آغوش وا کن/نامش عشق است؛ او باران است/او بابای یک ریحانه‌ست/در آغوش این ریحانه/روی خاک یک ویرانه‌ست/این دختر با روی کبود آمده/از روسری‌اش بوی دود آمده/از محله‌های یهود آمده/آغوش وا کن/این رأس پیشانی شکسته را بغل بگیر/آغوش وا کن/لب‌های خیزران نشسته را بغل بگیر/آغوش وا کن؛ آغوش وا کن/
  • سایه می‌بینم؛ هراسونم/راه می‌خوام برم، نمی‌تونم/اقتدارمو نگه داشتم/بعد کربلا، توو میدونم؛ توو میدونم/من خودم خیلی بی‌حوصله‌ام جون بابا/من خودم بازی نمی‌کنم با بچّه‌ها/آی پام می‌سوزه؛ دستام می‌سوزه/جا موندم اون‌شب از اون‌شب/چشمام می‌سوزه

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی