منو
شب دوم جشن ولادت سرداران کربلا 1403 - مجید بنی فاطمه

شب دوم جشن ولادت سرداران کربلا 1403 - مجید بنی فاطمه

  • 8 تعداد قطعات
  • 3 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
مدیحه خوانی به مناسبت ولادت سرداران کربلا با صدای مجید بنی فاطمه، سال 1403

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • شب شبِ ولادت و تب تبِ زیارته /عشق برایِ عاشقا معنیِ سعادته /از عشقِ تو سرمستم و بیتابم تا به سحر آقا /که مگر ما را راهی کنی تا هفت شهرِ عشق/یا خازَنَ الکِتاب‌ المَستور /بشنو سلامِ نوکرو از دور /عیدیِ خدا به ما زمینی‌ها /چی بهتر از این نورٌ علی نورٌ علی نور/عشقِ تو چراغِ معرفت افروزه /مهمونِ سلامِ صبحتم هر روزه /صد سال به این سالا، شبِ میلادت /نوروز به یُمنِ قدمت نوروزه /یا مولا حسین حسین حسین یا مولا .../*****شب شبِ بهاره و تب تبِ نگارمه/شغلِ منه نوکری، این دار و ندارمه/مهمونم من، بارونی‌ام از شوقِ هر سال /منِ خوش اقبال، شادم و خوشحال /سرِ سفره‌یِ نور، بیتِ نبی /یا رَحمَة‌َالله به تو دلبستم/عشقِ منی، من به تو وابستم /از جامِ مِیِ عشقِ تو نوشیدم /پس مستم و سرمستم و بد مستم /و من مستم /من میگم «حسین حسین» دلم شیدا شه/شاملِ دعایِ حضرتِ زهرا شه/تو خونه‌تکونیِ دلم می‌ذارم/تا گرد و غبارِ کربلا پیدا شه /یا مولا حسین حسین حسین یا مولا ...
  • زمین درگیر تکرار و/زمینی‌ها گرفتار و/به فکر کار و بار و /نان درآوردن چه دشوار و/شبا هنگام مرد از درد سختی‌هاش بیدار و/یکی درگیر تیمار و/یکی در خانه بیمار و/یکی در فکر بازار و /و یکی غرق است در افکار بسیار و/خلاصه که همه از غصّه سرشار و /همه چشم انتظار و بی‌قرار و/کاش باشد یک نفر یار و/خبر آمد خبر در صدر اخبار و/همه اکنون خبردار و/رسید آن‌که شده بر دردها غالب/حسین‌ِ ابن‌ِ علی‌ِ ابنِ ابی‌طالب/ماه اومد، شاه اومد /ابی‌عبدالله از راه اومد/حسینِ لحظه‌های دل‌پریشانی/حسینِ روزهای سخت و بحرانی/حسینِ کارگرهای شب‌ سرد زمستانی/حسینِ مردم زحمت‌کش تهرانی و /کُرد و عرب، ترک و بلوچ و فارس و گیلانی/لرستانی، خراسانی/حسینِ لقمه‌های پاک باباهای ایرانی/حسینِ لالای مادران در موقع گهواره جنبانی/حسینِ آن جوان پاک باتقوای کرمانی/که آخر می‌شود قاسم سلیمانی/حسینِ گریه در شب‌های ظلمانی/حسینِ سجده‌های ناب طولانی/حسینِ اشک پنهانی/حسینِ رزم طوفانی/حسینِ رمز موشک‌های تهرانی/حسینی که به وقتش خاک خواهد کرد صهیون را به آسانی/حسینِ تیرهای سمت سُفیانی/حسینِ صبح‌ عرفانی/که تکیه می‌زند بر کعبه آن آقای نورانی/حسینی که دوعالم را شده صاحب/حسین‌ِ ابن‌ِ علی‌ِ ابنِ ابی‌طالب
  • من اباالفضل، یَلِ حیدرِ کرار /منم الگویِ مردانگی و جرئت و ایثار /سپهدار و وفادار، جهانگیر و جهاندار /همیشه نفرِ اولِ هر صحنه‌یِ دشوار /منم قاتلِ کفار/عدو گفت تو در معرکه‌ای /یا که علی رفته به پیکار؟! /به والله که عباس شدن را تو سزاوار/من هستم همه‌جا یارِ حسین /و همه‌جا دیده‌یِ بیدار /همین است، همین است /همین مکتبِ عباسِ علمدار /أَنَا ابوفاضل، شِبلِ حیدر .../*****تو به جان‌ها نفسی، خون به رگی، نبضِ زمانی/خدا را تو نشانی، زبان را تو بیانی /به دل‌ها ضربانی، به جان‌ها هیجانی /به هر خسته‌یِ پَربَسته توانی /به هر نامه‌یِ اعمالِ گنهکار /تویی که به خدا خطِ امانی /تو هرکس که فراری‌ست، سویِ خود بکشانی/تو ما را ز همه غصه و غم‌ها برهانی /تو با شورِ تکان دادنِ پرچم /غبار از دلِ زائر بتکانی /همین است، همین است /همین مکتبِ عباسِ علمدار /أَنَا ابوفاضل، شِبلِ حیدر ...
  • به دامِ زُلفِ تو در تویِ خود افکنده دل‌ها را/به تَمجید از خودش وادار کرده اهلِ معنا را /همینکه رویِ دستِ خود گرفت او را، تماشا کرد/در این آیینه مولا جلوه‌هایِ حق‌تعالی را /میانِ خوب‌رویانِ جهان «بَدرُ‌الهَواشِم» شد /همین ماهی که روشن کرده نورش کلِ دنیا را/شبیهِ روز، شب‌هایِ مدینه بود نورانی /اگر با بُرقِع‌اش پنهان نمی‌فرمود سیما را /شبیهِ سائلِ هرساله‌اش ای کاش میشد که /فقط یک دفعه می‌دیدیم آن رُخسارِ زیبا را /کدامین کاشِف‌َالکَربی به غیر از اوست در عالَم /که دیدارش کند مَسرور، فرزندانِ زهرا را /کدامین نوجوان جز اوست که در وقتِ جنگیدن/به تحسینش شنیدند این و آن، تکبیرِ مولا را /به رویِ خاک خط انداخت، شیرِ خوش‌قد و بالا/در آورد از رکابِ مرکبِ خود هر زمان پا را /جلالت را ببین که با وجودِ پنج تن در حَشر /شفاعت می‌کند دستانِ پُر‌ آوازه‌اش ما را /وَ ما اَدراکَ ما عَباس»، او نسلِ شبِ قدر است / بنازم این مسیحا را که از بعدِ عُروجش هم /فراوان در حریمش دیده‌اند آیینِ اِحیا را /خدا داند که شیرین می‌شود در طُرفَةُ‌العِینی/اگر از آبِ سردابش بنوشانند دریا را /عوض هرگز نخواهد کرد با درگاه‌‌بوسی‌اش /ببخشایند اگر بر نوکرش فردوسِ اعلا را /اباالفضلی که باشی از دعایِ مادرش زهرا /نصیبِ خویش کردی خِیرِ دنیا را و عُقبا را /روزیِ شعرِ من، امشب دو برابر شده است /چون که سرگرمِ نگاهِ دو برادر شده است /چون که بانویِ کَلابیه پسر آورده /چشم وا کن، پدرِ خاک قمر آورده /هرکه از قافله‌یِ فُطرُسیان جا مانده /نظرش خیره به گهواره‌یِ سقا مانده /
  • زور و بازویِ تو بی‌حد و عدد خواهد شد /بعد از این اُمِ بَنین، اُمِ اَسَد خواهد شد /با وجودِ تو زمین، حیدرِ دیگر دارد /کعبه جا دارد اگر باز تَرَک بردارد /از درِ خانه‌یِ او پا نکشیدم هرگز /چون حسینی‌تر از عباس ندیدم هرگز /ماهِ ذِی‌الحَجه که عباس به حج عازم شد /همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد /در طوافش سخن از عقل فراتر می‌گفت /در حقیقت «لَکَ لَبِیک برادر» می‌گفت /این اباالفضل که از قبله فراتر می‌رفت /مرتضی بود که بر دوشِ پیمبر می‌رفت /علی‌اکبر به ثناگوییِ او می‌آید /چقدر مِنبَرِ کعبه به عمو می‌آید /گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد /مسجدی بود که بابایِ من آبادش کرد /از درِ خانه‌یِ او پا نکشیدم هرگز /چون حسینی‌تر از عباس ندیدم هرگز /کاشِفَ‌الکَرب تویی، خنده‌یِ ارباب تویی /پدرِ خاک علی و پدرِ آب تویی /رویِ چشمِ تو بُوَد، جایِ حسن، جایِ حسین /هست مابِینِ دو اَبرویِ تو بِین‌ُالحَرَمِین /پیشِ خورشید و قمر سایه‌‌یِ تو سنگین است /و فقط محضرِ زینب، سَرِ تو پایین است /ساقیِ ما چه شرابی، چه سَبویی دارد /بنویسید رقیه چه عمویی دارد /صحبت از مردیِ تو، کارِ بنی‌هاشم بود /نامِ تو در دلِ میدان، رجزِ قاسم بود /زور و بازویِ علی ریخته در بازویت/ذوالفَقاری نَبُوَد تیزتر از ابرویت /تیغ چرخانده‌ای و پیشِ تو طوفان هیچ است /لشگری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است /وسطِ جنگ، زمین را به زمان دوخته‌ای /فَنِ شمشیرزنی را ز که آموخته‌ای؟! /ای جوان! پیرِ رَهَت کیست، از آن شاه بگو /أَشْهَدُ أَنَّ عَلیاً وَلیُّ الله بگو /او علمدارِ حسین است، ببخشید مرا /مَدحِ او کارِ حسین است، ببخشید مرا /وَه زِ اُمُ‌البَنین که با لبخند /کرده تقدیمِ حیدر این فرزند /لبِ شیرِ خدا ثناگویش/مست از بوسه‌هایِ بازویش /نیست معصوم و پورِ معصوم است /عمر را در حضورِ معصوم است /دست‌هایت مدالِ عاشورا /سندی بر شفاعتِ زهرا /در قیامت که عُذر نپذیرند/دست‌هایِ تو دست می‌گیرند /گرفتارم، گرفتارم، اباالفضل /گره افتاده در کارم، اباالفضل /دعایی کن دوباره چند وقتیست /هوایِ کربلا دارم، اباالفضل
  • زیباترین تصویرو ببین /تو بغلِ امیرالمؤمنین /پسرِ اولِ اُمُ‌البَنین/ابوفاضل، ابوفاضل/چه نوری داره ماهِ صورتش /دلِ حسینو برده شوکتش /علی میگه جونم به هیبتش /ابوفاضل، ابوفاضل /جانم به پسرِ اُمُ‌البَنین /جانم یَلِ امیرالمؤمنین /جانم امیرِ سپاهِ حسین /شیرِ نرِ شور‌آفرین /صاحب لوا یَابنَ علی /شیرین لَقا یَابنَ علی /سردارِ ما، سالارِ ما /ای مرحبا یَابنَ علی .../*****ملائکه میونِ آسمون /مدینه رو به هم میدن نشون /یه کلمه شده وِردِ زبون /ابوفاضل، ابوفاضل /ساقیِ ما یه عالَم مستشه/کلیدِ مشکلاتم دستشه/درِ خونه‌اش کی دیده بسته شه /ابوفاضل، ابوفاضل /جانم دلِ من و دامانِ تو /جانم کمِ من و احسانِ تو /جانم درِ خونه‌یِ اهلِ بیت /قسمِ منه جانِ تو /صاحب کَرَم یَابنَ علی/حَلالِ غم یَابنَ علی /امشب می‌خوام با شور و شوق /تنها بگم یَابنَ علی /ای مرحبا یَابنَ علی/ ...*****خدایا شکرت اینجا نوکرم /دعایِ مادره پُشتِ سرم /همیشه بود امیدِ آخرم /ابوفاضل، ابوفاضل/واسه همه بگیر امشب حرم /بگو آقا اینم چشمِ تَرَم/یه کلمه یادم داد مادرم /ابوفاضل، ابوفاضل /جانم به نفسِ حقِ شما /جانم عیدی بده امشب به ما/جانم تا نیمه‌یِ شعبان بده /یه زیارت کربلا /عالی مقام یَابنَ علی /بابُ‌الاِمام یَابنَ علی /وقتی میام سمتِ حرم /میگم سلام یَابنَ علی /ای مرحبا یَابنَ علی ...
  • یا علیِ بنِ ابی‌طالب/ذکر تو دَمِ مسیحامه/مردم‌ها نمی‌دونن امّا/من نجف تموم رویامه/می‌کوبم رو سینه‌مو می‌گم/علی تا همیشه آقامه/علی شور اَذانا، حیدر حیدر/علی جان تو هَدانا، حیدر حیدر/آره عشق‌تو دارم توی سینه‌م/به تو می‌گم اَبانا، حیدر حیدر /حیدر، حیدر .../همه‌ی زندگی زینب/تویی تو یا ابی‌عبدالله/الهی نباشه یک لحظه‌م/دستم از دامن تو کوتاه/یه سلام از تَهِ دل می‌دم/برسه به محضرت ای شاه/من و شور غم تو، ارباب ارباب /شکوهِ عَلَم تو، ارباب ارباب /بهشت و واسه آدم معنا کرده /هوای حرم تو، ارباب ارباب/ارباب، ارباب ... دربا ساحلش، دریا دل دلش/شمع محفلش اباالفضله/سلطان کرم، شب‌های حرم/ ماه کاملش اباالفضله/دلبند اباالفضله، پابند اباالفضله/از ما که گذشت امّا آینده اباالفضل/دلگرمی اربابم، لبخندِ اباالفضل/بنی‌هاشم زیبا، اباالفضل محشر/من هر چی خوب دیدم، اباالفضل بهتر/اباالفضل پرچم‌دار، اباالفضل سرور/اباالفضل بنویس و بخونش حیدر/یا اباالفضل یا سیّدی ...
  • ای صَنَما، ای صَنَما، ای صَنَما/ای صنما، ای خدای همه‌ی با جَنَما /اونکه می‌میره برا تو مَنَما، ای صَنَما /کفیلِ عقیله اباالفضل، اصیلِ اصیله اباالفضل /بزرگ قبیله حسین و عموی قبیله اباالفضل /اباالفضل، اباالفضل، قمر سیما اباالفضل /بلند بالا اباالفضل، اباالفضل /اباالفضل، اباالفضل/یل ام‌البنین و بن الزهرا /اباالفضل اباالفضل /یا ابوفاضل، یا ابوفاضل .../رقیه جان، ای سه ساله‌ی بزرگِ خاندان /جانم عمه جانِ صاحب الزمان، رقیه جان /جوونیم حلالِ رقیه، همه دنیا مال رقیه /همه عزت و آبرومو دارم از قِبالِ رقیه /رقیه، رقیه، مَهِ کامل رقیه /قرارِ دل، رقیه رقیه /رقیه، رقیه/همه عشقِ جنابِ ابوفاضل، رقیه

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی