- 305
- 1000
- 1000
- 1000
شام ولادت پیامبر اکرم و امام جعفر صادق (ع) 1403 - سید مجید بنی فاطمه
مدیحه سرایی شام ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) با صدای سید مجید بنی فاطمه، 1403
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
عطرِ صلوات است به دنبالِ محمّد/توحید، نمایانگرِ تمثالِ محمّد/زان روز که دل خَلق شد از دالِ محمّد/جان، مستِ محمّد شد و آلِ محمّد/کو دستِ خدا تا بکشد رویِ نبی را/تا سجده کنم کعبهیِ خالِ عربی را/آن وقت تولد ننویسند که قدیم است/دُردانهیِ روزِ ازل، این دُرِ یتیم است/سرگشتهیِ عطرِ نفسش، جانِ نسیم است/پیغمبرِ عشق است، رئوف است و رحیم است /دیدیم در این آینهیِ قرآن به تبرک /در اوجِ قسمهایِ خدا بود لَعَمْرُک/گمراهیِ خَلق است که سخت است برایش /کفار نوشتند که سِحر است صدایش /بتها همه در سجدهیِ شُکرند به پایش/مقصودِ خدا از دو جهان تحتِ کسایش/بر میمِ مُشَدَد شدهاش تاج نشسته/با خویشتنش در شبِ معراج نشسته/او در شبِ معراج شنیده است خدا را/میجُست در اعماقِ جهان لحنِ صدا را/در عرشِ خدا بود که دید أَنفُسَنَا را/بنگر تو علی را که گرفته است کجا را/با آینه گفتیم علی گفت محمّد/پس نیمهیِ شب، جایِ علی خُفت محمّد/دین است علی، دینِ محمّد نه فُروعش/در خاطرِ تاریخ نگنجیده شروعش/خورشید نبوده است به هنگامِ طلوعش/چون خَلق شدم تازه رسیدم به رکوعش/تا رزقِ مرا هم بدهد صاحبم آری/مداحِ علی ابن ابیطالبم آری/یا حضرتِ احمد بنگر وضعِ جهان را/بر پیکرِ اسلام ببین زخمِ عَیان را/در آینهیِ غزه ببین قیمتِ جان را /این زنده به گوریِ همه دخترکان را/ابلیس به غصب آمده در مرزِ مقدس /خون ریخته هر روز در این اَرضِ مقدس/این قوم به خونخواهیِ هابیل میآید/موسی شبی از آن طرفِ نیل میآید /ای اَبْرَهه از راه، اَبابیل میآید/خوش باش تِلاویو که سِجیل میآید/باید که به خیبر برسانیم عَلَم را /یا حیدرِ کرار بزن تیغِ دودَم را
-
بسی زُهّاد و عُبّادند بیمهرش همه کافر/بسی عالَم، بسی عارف، همه بینورِ او اَعمی/دو خورشیدِ منیرِ او، هِشام و بوبَصیرِ او/دو کوهِ حکمت و ایمان، دو بحرِ دانش و تقوی/مرا دینِ نبی، مِهرِ علی و مذهبِ جعفر/سه مشعل بوده و باشد، چه در دنیا، چه در عُقبی/دَرِ دیگر زنم غیر از دَرِ آلِ علی؟! هرگز!/رَهِ دیگر رَوَم غیر از رَهِ این خاندان؟! حاشا!/بهشتِ من بُوَد مِهرِ علی و مِهرِ اولادش/نه از محشر بُوَد بیمَم، نه از نارَم بُوَد پروا/سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر/اگر گردم جدا یک لحظه از ذُرّیهیِ زهرا/از آن بر خویش کردم انتخاب نامِ «میثم» را/که باشم همچو او در عشقِ ثارُالله، پابرجا
-
محمد عربی آبروی هر دو سراست/کسی که خاک درش نیست، خاک بر سر او/شنیده ام که تکلم نمود همچو مسیح/بدین حدیث لب لعل او پرور او /آی که من مدینه علمم، علی، در است مرا/عجب خجسته حدیثیاست، من سگه درِ او/علی علی...
-
اول و آخر، جان پیمبر، فاتح خیبر، حیدر، حیدر/خواجهیقنبر، شیرِ دلاور، ساقی کوثر، حیدر، حیدر/صاحب منبر، حاکم محشر، از همه برتر، حیدر، حیدر/آیت داور، لطف سراسر، شمس منور، حیدر، حیدر/صدر مطالب، قاهر و غالب، ابوالعجائب، حیدر، حیدر/رأی تو صائب، نذر تو ثاقب، نور کواکب، حیدر، حیدر/جان جهانی، فوق زمانی، در جَرَیانی، حیدر، حیدر/اصل معانی، باغ جنانی، مالک جانی، حیدر، حیدر/دست عنایت، بحر سخاوت، نور کرامت، حیدر، حیدر/راه سعادت، معنی غیرت، اصل قیامت، حیدر، حیدر/رکن صلاتم، راه نجاتم، آب حیاتم، حیدر، حیدر/حامی آدم، همدم خاتم، ای صلواتم، حیدر، حیدر/اول و آخر، جان پیمبر، فاتح خیبر، حیدر، حیدر/خواجهیقنبر، شیر دلاور، ساقی کوثر، حیدر، حیدر/
-
زِ یک مشرق نمایان شد دو خورشیدِ جهانآرا/که رختِ نور پوشاندند بر تن آسمانها را/دو دریایِ جمالِ حق، دو مِرآتِ کمالِ حق/دو نورِ لایَزالِ حق، دو شمعِ جمعِ محفلها/دو وَجهُاللهِ رَبانی، دو سِرُّاللهِ سُبحانی/دو رخسارِ سماواتی، دو انسانِ خداسیما/دو عیسی دَم، دو موسی یَد، دو حُسنِ خالقِ سَرمَد/یکی صادق، یکی احمد، یکی عالی، یکی اعلا/یکی بنیانگر مکتب، یکی آرانده مذهب/یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا/یکی از مکه، اَنوارِ رُخَش تابید در عالَم/یکی شد در مدینه، آفتابِ طلعتش پیدا/یکی نورِ نبوت را به دلها تافت تا محشر/یکی نورِ ولایت را زِ نو کرد از دَمَش احیا/رِسَد آوایِ قالَ الصادِق و قالَ رَسولُالله/به گوشِ اهلِ عالَم تا که این عالَم بُوَد برپا/یکی جانِ گرامی در دو جسمِ پاک و پاکیزه/دو تن اما چو ذاتِ یک تا هر دو بیهمتا/محمّد کیست؟! جانِ جانِ جانِ عالَمِ خلقت/که گر نازی کُنَد، در هم فرو ریزد همه دنیا/محمّد کیست؟! روح پاک کل انبیاء در تن /که حتی در عدم بودند بی او انبیاء یک جا /محمد کیست؟! مولایی که مولانا علی گوید:/منم عبد و رَسولُالله بر من رهبر و مولا/محمّد از زمانها پیشتر میزیست با خالق/محمّد از مکان پیموده رَه تا اوجِ أَوْ أَدْنی/محمّد محورِ عالم، محمّد رهبرِ آدم/محمّد منجیِ هستی، محمّد سیدِ بَطحا/محمّد کیست؟! آنکو بوده قرآن دفترِ مدحش/که وصفش را نداند کَس به غیر از قادرِ دانا/محمّد را کسی نشناخت جز حق و علی، هرگز/چنانکه جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را/وضو گیرم زِ آبِ کوثر و شویَم لب از زمزم/کنم آنگَه به مدحِ حضرتِ صادق سخن انشا/ششم مولا، ششم هادی، ششم رهبر، ششم سرور/که هم دریایِ شش گوهر بُوَد، هم دُرِّ شش دریا/صداقت از لبش ریزد، فصاحت از دَمَش خیزد/فَلَک قَدر و مَلَک عبد و قَضا مِهر و قَدَر امضا/


تاکنون نظری ثبت نشده است.