- 68
- 1000
- 1000
- 1000
شهادت امام محمد تقی (ع) 1403 - محمدرضا طاهری
مرثیه خوانی شهادت امام محمد تقی (ع) با صدای محمدرضا طاهری، 1403
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
نمازِ اولِ وقتم که با شما باشد /حضورِ قلب ، یقیناً نصیبِ ما باشد/جمالِ وجهِ خدا را مکن دریغ از ما/نظر به چهره تو طاعتِ خدا باشد/ز کوی حجِ فقیران بسویت آمده ام/رضای تو ، ثمرِ زائرِ رضا باشد/به حجِ کوی خودت ، حاجی اَم کن ای قبله /طوافِ کعبه ی روی تو حجِ ما باشد/خدا کند که تو را در مسیر گم نکنیم/که راه گمشدگان سوی ناکجا باشد/تو شاخص شهدایی، تو نور معرفتی/نگاه توست که هادی و رهنما باشد/تو را قسم به جوادالائمه دریابم/که کاظمین من اقبال یک دعا باشد/قدم به جای قدم های تو نهادن چیست/نشان طی طریقت به کربلا باشد/هلال ماه محرم، حلول ذی حجه است/که حاجی عرفه مست نینوا باشد/از این طواف که دارد حسین می ترسم/که صاحب حرم انگار در بلا باشد
-
گرچه از غم شکسته بالِ من است /اشک من شاهد مَلالِ من است /همه شب این زبانِ حالِ من است /یا جوادالاَئمه ادرکنی /حال ابرِ بهار دارم، من /دیدهای اشکبار دارم، من/از جهان با تو کار دارم، من /یا جوادالاَئمه ادرکنی /من که مِهر تو را خریدارم /هم دلآزرده، هم گرفتارم /گره افتاده است در کارم /یا جوادالاَئمه ادرکنی /شد گواهِ شکستهبالیِ من /چشم پُر اشک و دستِ خالیِ من /نظری کن به خستهحالیِ من/یا جوادالاَئمه ادرکنی /درد ما را نگفته میدانی /نامه را نانوشته میخوانی/منم و این دو چشم بارانی /یا جوادالاَئمه ادرکنی/ای کَرَم عبدِ خانهزادِ شما /رحمت و جود در نهاد شما /نبض من میزند به یاد شما /یا جوادالاَئمه ادرکنی /خواهم از بند غم، نجات از تو /التماس از من، اِلتفات از تو /تا به دستم رسد بَرات از تو/یا جوادالاَئمه ادرکنی
-
شرار زهر جفا تا به پیکرش افتاد/دوباره خنده به لبهای همسرش افتاد/به ام فضل بگو کف مزن مکن شادی/که در شماره نفسهای آخرش افتاد/نهاد سر به روی خاک و دست و پا میزد/چه آتشی به دل درد پروش افتاد/به خاک حجره خودش را کشید با زحمت/رسید پشت در و یاد مادرش افتاد/به یاد مادر پهلو شکسته ای، که به در/چنان زدند لگد پیش شوهرش افتاد/هنوز نقش زمین بود پشت در زهرا/که درب سوخته ناگاه بر سرش افتاد/به جای واعطشا واحسین بر لب داشت/که یاد تشنگی جد اطهرش افتاد/به پیش دیده او ظرف آب را تا ریخت/به یاد آن عموی آب آورش افتاد/به یاد مشک پر آب و هجوم تیر عدو/به یاد ضرب عمودی که بر سرش افتاد/شباهتش به حسین غریب کامل شد/ز بام پیکر پاک و مطهرش افتاد/چه خوب شد که خواهر نداشت مثل حسین/که روی خاک ببیند برادرش افتاد/برادری ته گودال بر زمین افتاد/سنان که خورد به پهلوش، خواهرش افتاد/به قتلگه تنش افتاد بر زمین یکبار/هزار مرتبه از روی نی سرش افتاد/چرا ز نیزه نیفتد سر پدر وقتی/که از بلندی آن ناقه دخترش افتادشاعر: عبدالحسین میرزایی
-
رو خاک حجره دست و پا میزنه/هِی داره باباشو صدا میزنه/هلهلهها بیشتر و بیشتر میشن/ تا نالهی وا عطشا میزنه /نای نفس زدن تو حنجرش نیست /دیگه توونی توی پیکرش نیست /موقع احتضارشه، بمیرم/حتی یه مَحرمم بالاسرش نیست/کاشکی تو حجره یه پیاله آب بود /یا آب دادن به تشنهلب ثواب بود /کاشکی به جای اُمِّفَضل تو خونهش/خانمِ دلسوزی مثل رباب بود/حرفِ عطش، حرفِ گلو و تیره/ کمکم باید نفسهامون بگیره /امشب بیایید برا رباب بسوزیم /چهل روز دیگه شیرخوارهاش میمیره /****میزنه قلبم/داره میاد دوباره باز بوی مُحرّم
-
سلام بر کشتهی کاظمین/سلام بر جلوهی نیرین/ غریب بود مثل امام حسن/شهید شد مثل امام حسین/ لب تشنه ، با ناله ی آهسته/پرپر زد، تو حجرهء در بسته/ امّیدِ ، گداهای دلخسته/سیّدنا ، جوادالائمهجون ترین امام عالمین/غیرتیه دلش پر از غمهاز کوچکی می پرسید از بابا/چرا زدن سیلی به فاطمه/با چشمی که کاسه پر خونه/از داغ آتیش در خونه/والله لاهرقه می خونه/ساقه گل همین که تبر خورد/برگ و برش به سینه در خورد/مثل جواد تو قصه کوچه/به مجتبی برخورد/سیّدنا ، جوادالائمه/کشون کشون به پله بردنت/خاکی شده تمام پیرهنت/پرنده ها رو بوم خونشن/که سایبون داشته باشه تنت/این پیکر تو صحرای سوزان نیست/عطشان بود ولی دیگه عریان نیست/پامال سپاه سواران نیست/ای بی کفن حسین غریبم/بی پیروهن حسین غریبم/صد پاره تن حسین غریبم
-
قاتل من زهر شرر بار شد /قاتل مادر در و دیوار شد /


تاکنون نظری ثبت نشده است.