- 76
- 1000
- 1000
- 1000
شهادت امام موسی کاظم (ع) 1401 - محمدرضا بذری
مرثیه خوانی شهادت امام موسی کاظم (ع) با صدای محمدرضا بذری، 1401
قطعات
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
بیسحر آدم از تو بیخبر است/که خبرهای تازه در سحر است/آسمان هم بدون تو سقف است/سقفش اما کمی بلندتر است//دلِ عارف اواخر عمرش /اگر عاشق نشد همهاش ضرر است/خرج این آستان اگر نشود/آبروی زیاد دردسر است/من بلد نیستم که در نزنم/در زدن کار طفلِ پشت دَر است/پَر بگیرم چه فایده دارد؟/مثل پروانه سوختن هنر است/این که میریزمش به دامن تو/اشک من نیست پارهی جگر است/گاه در کاظمین، گاه نجف/دلِ عاشق همیشه دربهدر است/خاکِ گورش کنید خاکِ مرا/گر نباشد ابوتراب پرست/چشم عشّاق چون دهانهی مَشک/از فراق کسی همیشه تَر است/خواب راحت نکردهام یک شب/شاهد کوچهگردیام قمر است/خوش به احوال کشتگانِ فراق/اجر هجر از وصال بیشتر است/آهِ یعقوب را خلیل نداشت/هجر از ذبح سینه سوزتر است/مثل پروانه در طواف تو شد/هر که فهمید کعبه از حَجَر است/آنکه با نان خشک میسازد/چه نیازش به لطفِ سیم و زر است/آه اصلا به هم نمیآید/سینه وقتی کنار میخِ دَر است//درِ خانه اگر که گیر کند/باز یا بسته هر دو دردسر است/****شبیه آینهای که جلا نیاز ندارد/عزیزِ فاطمه مدح و ثنا نیاز ندارد/کسی که مرقد موسی بن جعفر است مطافش/دگر به کعبه و سعی و صفا نیاز ندارد/به ازدحام گدا نیست اعتبار کریمان/کریم دور و برِ خود گدا نیاز ندارد/اگر کمی زِ غبار قدوم او برسانند/شفای دردِ مریضان دوا نیاز ندارد/کریم وقتِ غریبی، زِ بیکسی نهراسد/به گفتوگوی کسی جز خدا نیاز ندارد/از اژدهای زنی با دعا فرشته بسازد/برای معجزه اصلا عصا نیاز ندارد/برای سفرهی افطارِ او که هست گرسنه/بس است سیلیِ قاتل غذا نیاز ندارد/کسی که خود مَلکالموت را صدا زده /یعنی مسافر است به زهرِ جفا نیاز ندارد/بس است دوری از دخترش برای شکنجه/دگر شکنجهی جلّاد را نیاز ندارد/به تخت پاره و این چند تا غلام چه حاجت؟/ بزرگِ عرش به این چیزها نیاز ندارد/نظاره بر غل و زنجیر اگر که داشته باشد/به روضهخوانیِ شام بلا نیاز ندارد
-
شبیه آینهای که جلا نیاز ندارد/عزیزِ فاطمه، مدح و ثنا نیاز ندارد/کسی که مرقد موسی بنِ جعفر است مطافش/به طوف کعبه و سعی و صفا نیاز ندارد/به ازدحامِ گدا نیست اعتبارِ کریمان/کریم دور و بر خود، گدا نیاز ندارد/اگر کمی زِ غبار قدوم او برسانند/شفای درد مریضان، دوا نیاز ندارد/کلیم، وقتِ غریبی، زِ بیکسی نهراسد/به گفتوگوی کسی، جز خدا نیاز ندارد/از اژدهای زنی، با دعا فرشته بسازد/برای معجزه اصلا عصا نیاز ندارد/برای سفرهی افطارِ او که هست گرسنه/بس است سیلیِ قاتل، غذا نیاز ندارد/بس است دوری از دخترش، برای شکنجه/دگر شکنجهی جلّاد را نیاز ندارد/به تخت پاره و این چند تا غلام، چه حاجت؟/بزرگِ عرش به این چیزها نیاز ندارد/هزار شُکر که چندین کفن رسید و/رضا هم زمان دفن پدر، بوریا نیاز ندارد/نظاره بر غل و زنجیر، اگر که داشته باشند/به روضهخوانیِ شام بلا، نیاز ندارند
-
یا موسی بن جعفر، یا بابالحوائج
-
تقدیر گریه میکنه/وقتی دور گردنم زنجیر گریه میکنه/میکِشه زخم تنِ من تیر، گریه میکنه/در و دیوار برا این پیر گریه میکنه/دلِ سنگو آب میکنه/وقتی زندانبانم ظرفو پُر از شراب میکنه/ناسزا به مادرم میگه/همهی عالمو روی سر من خراب میکنه/دل سنگو آب میکنه/وقتی توهین به بابام ابوتراب میکنه/دشمنِ بنیهاشمه/بهجای همه با من تسویه حساب میکنه/سرم افتاده/روی این خاکِ نمور پیکرم افتاده/دردِ پهلوم یاد مادرم افتاده/چقدَر اشک زِ چشم ترم افتاده/وای، مادر مادر مادر.../بیحال گریه میکنه/تو سیاهچال واسهی گودال گریه میکنه/نزدیکِ به چهارده سال گریه میکنه/واسهی اون بدنِ پامال گریه میکنه/دشمنش جفا میکنه/اون فقط مادرشو صدا میکنه/چه به روزِ اون اومده/که برای رفتنش دعا میکنه/روضهای به پا میکنه/وقتی روشو به کربلا میکنه/از زبون زینب میگه/مثل اون غروب آتیش به پا میکنه/عَلم افتاده/چشم نامحرم سمتِ حرم افتاده/ردِّ شلّاق به روی تنم افتاده/لحظهای فکر نکن معجرم افتاده/وای حسینِ من، حسینِ من، حسینِ من.../****زِ تازیانه و سیلیِ تو ندارم باک/به ناسزای تو بر مادرم هراسانم


تاکنون نظری ثبت نشده است.