- 1452
- 1000
- 1000
- 1000
تنها و بیخبر رفتی چرا سفر
شورخوانی شب سوم محرم با صدای محمود کریمی، 1405
تنها و بیخبر رفتی چرا سفر
بعد از تو طفل شاه با خیل اشک و آه
بیتاب و شهر به شهر؛ گریون و در به در
دروازهی ساعات، زیر دست و پا موندم
تو غرق مناجات؛ من، شهادتین خوندم
دردا درده ای بابا
رنگا زرده ای بابا
شبها سرده ای بابا
از اوج آسمون، قرآن برام بخون
دیدی چقد منو روو خاک کشیدن و
گریون و نیمهجون بردن کشونکشون
دیدی برا نیزهت بوسه میفرستادم
دیدی تووی صحرا از روو ناقه افتادم
تنها هستم ای بابا
بستهس دستم ای بابا
خیلی خستهم ای بابا
آروم شده تبم؛ روشن شده شبم
با سر رسیده یار؛ چادر برام بیار
من نامرتّبم ای عمّه زینبم
پاهام پر تاول؛ بین تاولا خاره
خاکستر موهام، یادگار بازاره
سرخه اشکام؛ ای بابا
تاره چشمام؛ ای بابا
بازار شام؛ ای بابا
تنها و بیخبر رفتی چرا سفر
بعد از تو طفل شاه با خیل اشک و آه
بیتاب و شهر به شهر؛ گریون و در به در
دروازهی ساعات، زیر دست و پا موندم
تو غرق مناجات؛ من، شهادتین خوندم
دردا درده ای بابا
رنگا زرده ای بابا
شبها سرده ای بابا
از اوج آسمون، قرآن برام بخون
دیدی چقد منو روو خاک کشیدن و
گریون و نیمهجون بردن کشونکشون
دیدی برا نیزهت بوسه میفرستادم
دیدی تووی صحرا از روو ناقه افتادم
تنها هستم ای بابا
بستهس دستم ای بابا
خیلی خستهم ای بابا
آروم شده تبم؛ روشن شده شبم
با سر رسیده یار؛ چادر برام بیار
من نامرتّبم ای عمّه زینبم
پاهام پر تاول؛ بین تاولا خاره
خاکستر موهام، یادگار بازاره
سرخه اشکام؛ ای بابا
تاره چشمام؛ ای بابا
بازار شام؛ ای بابا


تاکنون نظری ثبت نشده است.