منو
چهارپایه خوانی عصر شهادت امیرالمؤمنین (ع) 1402 - محمود کریمی و محمود علوی

چهارپایه خوانی عصر شهادت امیرالمؤمنین (ع) 1402 - محمود کریمی و محمود علوی

  • 5 تعداد قطعات
  • 8 دقیقه مدت قطعه
  • 2 دریافت شده
چهارپایه خوانی عصر بیست و یکم ماه رمضان با صدای محمود کریمی و محمود علوی، 1402

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 8:42
    مدح - چنان‌که از دل منبر، مسلمان می‌زند بیرون ز خاک پای حیدر، شاه و سلطان می‌زند بیرون علی، مرز میان کفر و ایمان است و با مهرش یقیناً از میان کفر، ایمان می‌زند بیرون کسی که حبّ حیدر دارد از آتش نمی‌ترسد که جای شعله از هیزم، گلستان می‌زند بیرون یقین دارم که اسماعیل، ذکر «یاعلی» گفته که زمزم از لب خشک بیابان می‌زند بیرون کسی‌که با علی آغاز کرده کار و بارش را سراسر برکت از روزی دکّان می‌زند بیرون کسی‌که اهل تفسیر است، می‌داند بدون شک فقط مدح علی از جان قرآن می‌زند بیرون اشارت می‌کند خورشید هم با شوق از مشرق به عشق ماه رویش از گریبان می‌زند بیرون رصد می‌کرد میدان را علی قبل از رجزخوانی از این آرامشش در جنگ، طوفان می‌زند بیرون چنان بر قلب لشگر می‌زد، انگار از دل دریا به سمت ساحل، امواج خروشان می‌زند بیرون علی از میمنه بر قلب لشگر می‌شود داخل علی از میسره با تیغ بُرّان می‌زند بیرون به دامان نجف، دست توسّل می‌زند عالم همیشه سائل از دربار سلطان می‌زند بیرون
  • 6:23
    روضه - امشب دگر تو منتظرم باش، فاطمه مرهم برای زخم سرم باش، فاطمه یک‌عمر انتظار تو را می‌کشم؛ بس است هجران روزگار تو را می‌کشم؛ بس است از سینه‌ی شکسته‌ی تو، سینه‌ام پر است از بازوان خسته‌ی تو، سینه‌ام پر است آری! شنیدنی‌ست غم این‌چنینی‌ام طولانی است قصّه‌ی خانه‌نشینی‌ام می‌آیم و نگفتنی‌ات را به من بگو آن قصّه‌ی شنیدنی‌ات را به من بگو من مانده‌ام هنوز از آن روگرفتنت وای از زمان دست به پهلو گرفتنت ای کاش حرفی از در و دیوار می‌زدی یک ذرّه حرف از نوک مسمار می‌زدی غیر از وصیّت تو، شب رفتنت به من چیزی نگفتی عاقبت از محسنت به من صد ماجرا و این‌همه تووداری؛ ای دریغ! رفتی تو با تمام گرفتاری؛ ای دریغ! حالا علی به‌سوی تو پرواز می‌کند عقده ز استخوان گلو، باز می‌کند گویا هنوز منتظر من نشسته‌ای من با سر شکسته، تو پهلو شکسته‌ای تازه حسن مصیبتش آغاز می‌شود کم‌کم صدای غربتش آغاز می‌شود زینب صبور در همه غم‌هاست، روز و شب دارد حسین، زمزمه‌ی کربلا به لب می‌بینم آن‌زمان که سرش، جنگ می‌شود دامان اهل کوفه پر از سنگ می‌شود وای از شکستن سر زینب ز سنگ بام وای از غم غریبی زینب به شهر شام
  • 4:04
    نوحه - ای که به دستت، گل شیعه سرشته بهر شما، کرد به ما سجده فرشته دست خودم نیست که مدیون تو باشم قرعه‌ی عشق است که مجنون تو باشم زنده شدم از شراب تو بنوشم زمزمه کردند اذان تو به گوشم روز تولّد اذان تو و نامت تا به قیامت شدم عبد و غلامت ای که به خود از خدا کردی‌ام آگاه أشهد أنَّ علیّاً ولی‌الله علّت ایجاد، تمامیّت توحید علّت هرم فروزنده‌ی خورشید اذن چکیدن به هر قطره‌ی باران رویش هر برگ به هر شاخه‌درختان اذن تلاطم به امواج و به دریا نور خداوند در آیینه‌ی دنیا یکّه‌سوار بلندای طریقت روح سعادت به احکام شریعت جلوه‌ی پاک خدا، وقت سحرگاه أشهد أنَّ علیّاً ولی‌الله کاش بمیرم که روی تو ببینم از نفهات دم تو، خوشه بچینم زیر لحد، سر به پای تو گذارم با دم تو، پاک شود خاک مزارم گرد و غبارم برآید به هوایت خشتی از آن خاک بسازند برایت در حرمت تا به ابد، معتکفم کن کاشی ایوان طلای نجفم کن دل، علوی شد؛ شدم بنده‌ی الله أشهد أنَّ علیّاً ولی‌الله
  • 4:55
    نوحه - علوی - سر و جانم باد، فدای حیدر رجز می‌خوانم، شبیه مادر روحی لروحک الفدا مولانا علی نفسی لنفسک الوقا مولانا علی گفتم میان فتنه‌ها مولانا علی جانم فدای مرتضی مولانا علی
  • 3:25
    نوحه - علوی - کاش میشد مثل قبلنا باز نجف ببریم میتپه دل من برا خونه پدری حاجتم رو بدی ندی راضیم به خدا اومدم که بگم فقط التماس دعا پر زده دل عاشقم تو مسیر نجف مادر و پدرم فدات ای امیر نجف دلخوشم دم مردنم تو کنار منی جون میدم برا لحظه من یمت یرنی یا علی و یا علی یا علی یا علی

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی