منو
وفات حضرت زینب (س) 92 - محمود کریمی

وفات حضرت زینب (س) 92 - محمود کریمی

  • 5 تعداد قطعات
  • 28 دقیقه مدت قطعه
  • 94 دریافت شده
مرثیه خوانی وفات حضرت زینب (س) با صدای محمود کریمی، 1392

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 28:31
    شعرخوانی - ای تمام علی تمام حسین معنی کامل قیام حسین اقتدار تو اقتدار حسین احترام تو احترام حسین بر تو و عزم و صبر و همّت تو از زبان همه سلام حسین در سکوتت صدای قلب علی در صدای تو انتقام حسین نصف جام بلا به کام تو ریخت نیمة دیگرش به کام حسین قبر تو کعبة حسینیون قلب تو مسجدالحرام حسین تو رساندی ز دشت کرب و بلا به زمین و زمان پیام حسین چون دلت در بلا شکیبا بود هر چه چشم تو دید زیبا بود جوشش وحی در سخن داری شرف و قدر پنج تن داری شک ندارم مقام عصمت را ارث از مام خویشتن داری شک ندارم که خون پاک خداست خون پاکی که در بدن داری آنچه مادر نشانه بر تن داشت همه را زیر پیرهن داری خلق و خوی و خصال پیغمبر اقتدار ابوالحسن داری سروِ قامت بلند زهرایی از تن عاشقان چمن داری ذوالفقار علی بود به نیام آن زبانی که در دهن داری کوفه لبریز سوز سینة تو شام شد مسجد مدینة تو ای ز طفلی به خانه یار علی ای زبان تو ذوالفقار علی چارده قرن در بهار و خزان آب دادی به لاله زار علی یک تنه فتح کوفه را کردی الحق این کار توست کار علی از چه شد باغ عارضت پاییز ای بهشت رخت بهار علی ناله هایت خروش خون حسین خطبه های تو یادگار علی تیغ نطقت به کوفه کاری کرد که کند تیغ آبدار علی به تو بانو هماره می بالند هر چه مرد است از تبار علی تو خود آینه دار زهرایی همه جا افتخار زهرایی تو به خون خدا پیامبری تو به شهر ائمه نیز دری مثل زهرا به قدر و جاه و جلال از زنان بهشت خوب تری نخل سرسبز باغ عصمت را فاطمه ریشه هست و تو ثمری جان گرفتی به کف چهل منزل با شهیدان خویش همسفری گرچه امّ المصائبت خوانند صبر را مادر استی و پدری مادر دو شهید در یک روز انجم آرای هیجده قمری نه فقط دختر علی هستی پنج تن را ستارة سحری تو سراپا همان بتول استی کوثر کوثر رسول استی جگر کوه، پاره پارة تو سینه سنگ را شراره ز تو شام تسخیر نطق حیدریت کوفه ساکت به یک اشارة تو بدن چاک چاک ثارالله حرمش قلب پاره پارة تو
  • 11:03
    زمینه - پرچمت گر سرنگون شد من نگه می دارمش غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است ملجأ اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود ... وقت نفس های آخره چشام به راه برادره کجایی که زینب مسافره حسین گل پرپر شب آخر تو کجایی دلدار من چشم خواهر به دره تا تو بیایی سالار من نوبت خواهرت رسیده حاجتم و میگیرم امشب می خوام برات مثل رقیه بمیرم امشب مونده تو این دل بهونه ها به روی شونه نشونه ها جای اثر تازیونه ها حسین یاد روزی که می گفتیم حرفامون و با خون دل لب تو با خیزرون و سر من با چوب محمل یه کاروان اسیر و خسته دنبال تو با دست بسته دنبال تو میومدم با سر شکسته بعد تو من غرق اشک و آه زینب تنها و یک سپاه تن پره خونت تو قتلگاه حسین تک و تنها توی صحرا می دویدم سمت گودال تا کنار تو رسیدم تو رو دیدم رفتم از حال دیدم زمین رو آسمونه سر بریده غرق خونه دیدم تن تو روی دست مادرمونه
  • 10:34
    نوحه - امشب زینب شود مهمان مادر بر استقبال او آید برادر سادات عالم فریاد از این غم واویلا واویلا آه و واویلا دو طفل کوچکش چشم انتظارند بر دیدن مادر دل بی قرارند زهرا کجایی داد از جدایی واویلا واویلا آه و واویلا یاس باغ علی دارد نشانه از کعب نیزه و از تازیانه میراث مادر شد سهم دختر واویلا واویلا آه و واویلا ای شامیان همه قرآن بخوانید بر دخت فاطمه قرآن بخوانید در غربت امشب جان داده زینب واویلا واویلا آه و واویلا تنها نام حسین او را سخن بود بر روی سینه اش یک پیروهن بود خون در دو عینش داغ حسینش واویلا واویلا آه و واویلا
  • 5:05
    واحد - بود آخرین لحظه عمر من الا شام غم با تو گویم سخن چه خوش بود آیین غمخواریت ز آل علی میهمان داریت دگر جانم از غصه بر لب رسید گذشت آنچه از تو به زینب رسید خداحافظ ای شهر آزارها خداحافظ ای کوی و بازارها خداحافظ ای شاهد جنگ ها خداحافظ ای بارش سنگ ها خداحافظ ای شهر رنج و بلا خداحافظ ای چوب و تشت طلا خداحافظ ای قصه بزم می خداحافظ ای رأس بالای نی خداحافظ ای اشک جمّازه ها خداحافظ ای زیب دروازه ها خداحافظ ای شهر دشنام ها خداحافظ ای کوچه ها، بام ها خداحافظ ای سنگ خون و جبین خداحافظ ای سیدالساجدین خداحافظ ای رنج ها، دردها خداحافظ ای خاک ها، گردها خداحافظ ای ناقة بی جهاز خداحافظ ای اختران حجاز خداحافظ ای خاک ویران سرا خداحافظ ای آل خیرالورا خداحافظ ای خردسال اسیر خداحافظ ای چار ساله صغیر خداحافظ ای یاس نیلی شده یتیم نوازش به سیلی شده همین جا خودم دیدم از خون خضاب سر نیزه ها هجده آفتاب همین جا کنارم نی و دف زدند به دیدار هیجده گلم صف زدند همین جا دلم شد ز غم چاک چاک که خورشیدم افتاده بر روی خاک همین جا به زخمم نمک می زدند عزیز دلم را کتک می زدند همین جا به فرقم عدو خاک ریخت به روی گلم خاک و خاشاک ریخت همین جا ز غم جان من خسته بود که ده تن به یک ریسمان بسته بود همین جا ز غم بود جان بر لبم که بنشسته طی شد نماز شبم همین جا به ما خصم دشنام داد حسین مرا خارجی نام داد همین جا دو چشمم ز خون تر شده که یاسم به ویرانه پرپر شده همین جا به ویرانه بلبل گریست غریبانه بر غربت گل گریست همین جا ز غم جانم آمد به لب که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب دریغا که آن گوهر پاک رفت چو زهرا غریبانه در خاک رفت الا ای همه نسل ها بعد من بگویید از قول من این سخن که زینب بدین کوه اندوه و درد به موج بلا چون علی صبر کرد خدا داند و غصه های دلش که داغ حسینش بود قاتلش مرا یک جهان درد و داغ و غم است که توصیف آن بر لب میثم است
  • 5:47
    شور و مناجات - شاد کن جان من که غمگین است رحم کن بر دلم که مسکین است روز اول که دیدمش گفتم آن که روزم سیه کند این است نکشد کس کمان عشق با زور عشق شاه همه سلاطین است ...

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی