منو
شب سوم محرم 96 - محمدحسین پویانفر

شب سوم محرم 96 - محمدحسین پویانفر

  • 4 تعداد قطعات
  • 16 دقیقه مدت قطعه
  • 57 دریافت شده
مرثیه خوانی شب سوم محرم با صدای محمدحسین پویانفر، 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 16:42
    روضه - در دل شهری سرد در دل شام غریب گوشه کوچه کی از غم و اندوه بزرگ باغ ویرانی بود کنج این ویرانه دختری بود یتیم اه تنها سه بهار است که چرخیده زمین دور سرش روزگاری همه دخترکان ارزو میکردند پیش او بنشینند تا که میخواست به بازی برود خواب میبرد ز چشمان همه دختران می گفتند کاش همبازی او ما بودیم کاش یک لحظه کنارش بودیم ولی همبازی او شیر مردیست غیور پهلوانی که قد و قامت او می سایید به ستیغ خورشید گاه در دامن او می خوابید گاه در لحظه عشق مرکبش بود به وقت بازی گاه بر شانه ی او گاه می رفت سر دوش عمو تا که از سقف سپهر دامنی ماه و ستاره چیند همه مجذوب نگاهش بودند چقدرشیرین بود لحظه هایی که عمو چشم خود را می بست چشمهایی که ندیده ست به عمرش خورشید دست درگردن وبابوسه او چشم عمو وا میشد خنده می کرد جهان باز زیبا می شد یادش آمد که به شب خواب نداشت تا مگر دست پدر بالش دختر دریا می شد قصه می گفت برایش ز یل بدر و حنین قصه خیبر را قصه مادرراتاکه خوابش ببرد روزها ساعت ها چقدر بابا گفت دخترم راه بروکه درین قامت سبزمادرم رابینم قدری آرام که دلتنگ تماشای توام با خودش گفت پدر مادرت را دیدم راست گفتی چقدر مثل همیم هر دو با قد خم و گوشه ی چشم کبود گیسوی هر دویمان پیر و سفید یادش آمد که برایش آورد با تبسم اکبر گل سر تا بزند بر سر گیسویش باز یادش آمد که برایش آورد گوشواری که برایش آویخت دست در گوشش زد جای آن خالی بود سر انگشتان باز هم خونی شد زیر لب با خود گفت خوب شد غارت شد گل سر وقتی که نیست مویی که بدان آویزم آه بابا مشتی از گیسو رفت گل سر با مو رفت یادش آمد که ز کاشانه شان همه روزی خوردند همه مردم شهردامنی میبردند برکت میبارید تشنه ای بود اگر آب به دستش می داد یا گدا می آمد هر چه میخواست از این خانه به او میدادند باز هم با خود گفت ولی آرام مبادا شنودگوش کسی چندشب هست نخوردیم غذا گر چه انداخته اند از هر سو همه پیش قدمهایم نان راستی بابا جان خارجی یعنی چه دختر شاه کجا گوشه ی ویرانه کجا آه گیرم که یتیمم اما دختری حاضر نیست تا که همبازیم این جا باشد همه بابا دارند بغض سربسته ترک خورد و به هق هق افتاد که سرم می سوزد خواستم با نوک انگشتانم شعله را بردارم نوک انگشتم سوخت راستی بابا جان خارجی یعنی چه
  • 9:49
    زمینه - با سر اومدی مشکل منو حل کنی بابا دست نداری که دخترت رو بغل کنی بابا اومدی بگو پس کجاست عمو اینجا موی سرم رو کشیدن خندیدن تا که اشکامو دیدن بچه ها منو بازی نمی دن بابا نگفته بودی قراره شام خرابو ببینم نگفته بودی قراره اشک ربابو ببینم نگفته بودی قراره بزم شرابو ببینم دارم از همه ی سفر به تنم نشونه ای می زدن منو تازیونه به هر بهونه ای هر کی می رسید مومو می کشید می بینی مثل برگ خزونم می بینی متورمه گونه م می بینه کبود شده شونم بابا نگفته قراره بدون بابا بخوابم نگفته بودی قراره گرسنه شبها بخوابم نگفته بودی قراره رو خاک صحرا بخوابم وقتی افتادم از رو ناقه کجا بودی بابا دیدمت که میون تشت طلا بودی بابا خوردی بی امان چوب خیزران می کشم روی حنجرت انگشت کی بریده سر تو رو از پشت خیر نبینه اونی که تو رو کشت وای نگفته بودی قراره بری ازت بی خبر شم نگفته بودی قراره تو کوچه ها دربه در شم نگفته بودی قراره با حرمله همسفر شم
  • 7:43
    واحد - نوبت عاشقیه که می زنم پر و بال فصل جنون منه همین شبا همه سال دم نوحه ها کلام عاشقیه سلام بر حسین سلام عاشقیه فدایی شدن مرام عاشقیه شده عالم غوغا شده درهم دنیا با صدای زهرا بنی قتلوک حسین من القفا ذبحوک حسین و من الماء منعوک گریه هی هر شب من برای ماتم تو ایشالا که بمیرم به زیر پرچم تو به روی سرم سایه ی خواهرته که هر چی دارم تصدق سرته همه زندگیم دعای مادرته منو این اشک و حال مادر تو هر سال می خونه تو گودال بنی قتلوک حسین من القفا ذبحوک حسین و من الماء منعوک تموم ثروت من همین ارادتمه رسیدن به حرم تموم حاجتمه شهادت برا تو آرزوی منه غلامی برا تو آبروی منه همش گنبد تو روبروی منه می بینم این شبها تا شب عاشورا دم می گیره زهرا بنی قتلوک حسین من القفا ذبحوک حسین و من الماء منعوک آخه تقدیر مارو به هم دوخته مثل موهات موهام سوخته عزیزم عزیزم بابایی
  • 4:51
    دودمه - یا ابا با ابا خسته ام از غم و غصه ها یا ابا یا ابا می دوم در پی ناقه ها یا ابا یا ابا از غمت موی من شد سپید یا ابا یا ابا در پی ام قاتلت می دوید

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی